اسباب بازی و یادگیری/ شادی عظیمی

اسباب بازی و یادگیری/ شادی عظیمی

شنبه 12 تیر 1400 - 11:03
اسباب بازی، به عنوان محصولات در خدمت کودکان مقوله ای است که همراه با فرهنگ اجتماع و عوامل دخیل در آن همواره در حال تغییر و دگرگونی است. این مقاله به بحث در مورد بازی و اسباب بازی با رویکرد مفهوم یادگیری در این حوزه می پردازد.

بازی‌ها و اسباب های آن، فرصتی برای کشف و شوق
بازی همواره یکی از ارکان زندگی بشر بوده و بشر حتی برای خوب جنگیدن نیز به آموزش مهارت های جنگی از طریق بازی پرداخته است. بازی ها در قالب های آئینی  و مراسم  مذهبی نیز شکل خاصی به خود گرفته است. می‌توان گفت بازی در زندگی بشر، ابزاری برای رهایی، آموزش، تفریح و تقلید زندگی جدی بوده است و از دیرباز این مفاهیم را برای خود درونی کرده و در پی آن بوده است که به آنها جلوه ای متفاوت ببخشد. این جلوه ها و نمودها از فرایند بازی، قواعد پیچیده‌ای را به همراه داشته است و به انسان امکان تصور و تخیل داده است. به موجب همین در بازی خود را رها می کند تا آنچه را می خواهد از خود بداند و درک کند را ببیند و دریابد. این ها همه، شامل همۀ آن چیزی است که بشر برای شناخت خود جستجو می کند.
یکی از ویژگی‌های اصلی بازی این است که در آن قاعده  ای به اشتیاق تبدیل می‌شود. بازی قلمرویی برای خودجوشی و آزادی است و هر روز تکمیل تر شده است و پیچیدگی های بشر امروزی نیز بر آن اضافه شده است. بازی ها امروز دیگر حامل ابزارهایی هستند که بشر را هر چه بیشتر مجذوب خود می کند؛ این ابزارها از یک سو به بازی امکان، فضایی برای تعامل و گفتگو و از دیگر سو، فضایی برای تخیل می‌دهد؛ فضایی که در آن بازی کننده یا به جستجوی خود است یا چیز دیگری. فضایی برای کشف، کنکاش و جستجو؛ این فضا هدیه بازی برای یادگیری است. برای کودکان بازی راهی است به-سوی شناخت جهان، جهانی که در آن بسر می برند و رسالت تغییر و دگرگون ساختن آن را بر عهده دارند.
حاصل بازی استقلال، رهایی و لذت است. با این تفسیر، بازی در نزد کودکان فضایی رؤیاگونه است که خود را در آن مدام باز تعریف می کنند. بازی تخیل کودک است و همه آن چیزی است که او را رشد می دهد و به بلوغ می رساند و از ابزارهای خلاقیت است. هر چند نمی توان لذت را به عنوان وجه مشخص بازی پذیرفت، اما به نظر می رسد که این واقعیت بعضاً نادیده گرفته می شود.
بازی نیازهای کودکان را برآورده می سازد و فضل فروشانه به توجیه عقلانی آن می پردازد. بشر امروز دیگر به این مقوله به عنوان یکی از نیازهای اولیه خود نگاه نمی‌کند و در پی برآوردن آن نیست، هر آنچه لازم است را انجام می دهد تا بتواند حاصل سه گانۀ بازی را جمع زند. از نظر جان دیویی بازی چیزی است که لذت در کار به انتهای آن موکول می‌شود. به نظر می رسد که یک عملکرد هدفمند احساس رضایت‌مندی را در کودکان ایجاد می کند و آنها می‌توانند رهایی و لذت را در آن تجربه می کنند.
بازی و هر آنچه اسباب آن است امروز علاوه بر ویژگی های نام برده شده، ابزاری برای یادگیری است و به قول مونته سوری بازی حرفۀ کودک است او در این حرفه می شناسد، یاد می گیرد و حرفه ای می شود. همین امر به بازی ها سمت و سویی دیگر می دهد و آنها را هر چه قاعده مندتر و در پی اهدافی خاص می کشاند. در این مسیر بازی ها به تدریج در بستر قواعدی برگرفته از عمل و یادگیری خود را باز تعریف می کنند و بالاجبار برای حفظ بازی توجیهاتی به آن اضافه می شود و بازی ها در پس قواعد خود معنا شده و به خدمت گرفته می شوند و دیگر رهایی صرف در آن معنایی ندارد این ابزارهای باقاعده قرار است در کودک ایجاد انگیزش و رغبت کند و وسیله هایی برای بُروز ذهنیات پیچیده کودک  شوند  و کودک هم دست بر آن دارد تا با استفاده از هر آنچه در اختیار دارد مکالمات خود را با پیرامون خود شکل دهد. اما نکته مهم آن است که به چه میزان این ابزارها جهت درستی دارند و پاسخگوی کدام بخش از اهداف بازی هستند؟ که این مسئله را در ادامه مورد بحث قرار خواهیم داد.
اسباب بازی هایی با این گرایش دسته‌بندی های مختلفی به خود می گیرند و بعضاً هم به همان قاعده مندی ابزارهای ساخته و پرداخته خود هستند. این دسته بندی ها عموماً بر اساس نظریات روانشناس رشد از جمله پیاژه، برونر و ویگوتسگی که مراحلی برای رشد تعیین کرده‌اند صورت می‌گیرد و نسخه ای برای مراحل مختلف رشد پیچیده می شود آنها بازی را اصلی‌ترین عامل رشد شناختی می‌دانند اما برداشت‌های صورت‌گرفته گویی بسیاری از فاکتورها را در خود نداشته و نه خبری از تفاوت های فردی کودکان در آن است و نه حق انتخاب و شاید هم این تنها راه انتخاب اسباب ها به صورت کلی و عمومی باشد. به نظر می‌رسد بیشتر دسته بندی های صورت گرفته بر اساس نیاز کودکان است.
دستۀ اول از این اسباب تقلیدی از دنیای بزرگسالان هستند و در پی سازگاری کودک با دنیای پیرامون خود است و دستۀ دوم کودکیِ کودک را به جستجو می نشینند. دستۀ اول اسباب ها، بعضاً به دنبال آن هستند که کودکانی مطیع برای فردا پرورش دهند. کودکانی که تابع قوانین باشند و به غیر از آن به چیزی فکر نکنند. کودکانی که به سبک پدر و مادر خود صحبت می کنند با اسباب آنها بازی می کنند و از هر آنچه به عنوان اسباب بازی در اختیار دارند به خوبی مراقبت می کنند. آنها ساعت بازی دارند و اسبابی لوکس. آنها اجازۀ خراب کردن ندارند و حتی به یک شیوه با اسباب های خود بازی می کنند و اسباب هایشان در ویترین های لوکس خانگی جای دارند. آنها همبازی ندارد و حق ندارند در بازی های خود به دنبال همبازی باشند. امروز دیگر اسباب‌بازی ها وسیله پر کردن تنهایی کودکان هستند و شاید بخش بزرگی از مسئولیت و نقش پدر و مادر و خواهر و برادر را برای کودک تعریف می کنند. در این دسته کودکان قربانیان بزرگ سازگاری با محیط خانه، جامعه و اهداف از پیش تعیین شده هستند. بعضاً در یک نگاه می توان دریافت که نوع اسباب‌بازی های آنها به جهت محافظت و آمادگی برای فردایی است که بسیار شبیه امروز است. اسباب‌ها به یاد می دهند که دست به چیزی غیر از این نزن! سعی کن مثل آنچه می‌بینی باشی! این خیلی ساده است و تمام آنچیزی است که توقع از یک پسر خوب یا دختر خوب می‌رود. امپراتوری تزئین شده و دیکته شده! فقط لازم است کمی چاشنی کلمات مرتب را هم به آن اضافه کنیم. در این تصویر تنها چیزی که می توان به یاد آورد کودک قرن هفده روسو است که می‌گوید او بزرگسالی است با لباس های کوچک شده که قربانی دنیای خودش است.
دنیای کودکان و دنیای بزرگسالان
اینجا دو سؤال مهم شکل می گیرد یکی اینکه آیا دنیایی که قرار است کودکان امروز تجربه کنند مانند دنیای ما است و چقدر القای طرح واره های از پیش تعریف شده به رشد کودکان کمک خواهد کرد؟ و در نهایت ما چقدر دنیای کودکی را می شناسیم؟‌در پاسخ به سؤال اول کمتر از چند دقیقه مرور لازم است که روند تغییرات بشر را در چند دهۀ گذشته بررسی کرد و میزان اختلاف سبک زندگی را در آنها متوجه شد. بشر در ظرف مدت سی سال گذشته با انواعی از انقلاب ها مواجه بوده است؛ انقلاب کامپیوترها و انقلاب اطلاعات در جهان که حاصل آن دسترسی آسان به دانش بشر و هر آنچه به عنوان تولید و اثر انسانی وجود دارد شد و امروز تنها ثانیه ای لازم است که همه جهان فارغ از مسافت و زمان به هر نوع اطلاعاتی دسترسی داشته باشد. با نگاه به این مسائل پیچیده آیا دیگر می تواند به راحتی عمل کرد و تصور دنیایی متفاوت در بزرگسالی را برای کودکان امروز نداشت. آیا قاعدهای ساخته و پرداخته دنیای امروز مسائل او را پاسخ خواهد داد. آیا لباس های کوچک شدۀ بزرگسالان امروز همان لباسی است که او فردا خواهد پوشید؟‌آیا تنهایی امروز او در خانه، جامعه که حاصل دوران ÷ست مدرنیست است از او چه خواهد ساخت؟ آیا طرحواره‌های ساخته شدۀ او در این دوران چیزی شبیه طرحواره‌های امروز است یا نه؟ با این سؤال ها آنچه که حاصل می شود کاسۀ چه کنم است که هر مادر و پدری به دست می گیرد و مدام از خود می پرسد پس او را برای چه چیز آماده کنم؟‌ و ابزارهای شوق، لذت و استقلال او را چگونه مهیا کنم؟‌ آیا دیگر به بازی نیازی نیست و آینده تمرین نمی خواهد؟
در پاسخ به سؤال دوم باید عنوان کرد با تمام تلاشی که دانشمندان روانشناس در حوزۀ رشد انجام داده اند هنوز ما تنها بخشی از واکنش های کودکان به محرک های بیرونی را دریافته ایم که قسمت عمده ای از آنها تنها دربرگیرندۀ عملیات رفتاری هستند و ما هنوز تسلط و احاطه‌ای به این دوران نداریم و کودک و دوران او را نمی شناسیم. امروزه به دلیل شرایط اجتماعی، اقتصادی و هزاران درگیری دیگر با کودکانمان فاصله های عجیبی پیدا کرده ایم و حتی کمتر از رفتارهای او خبر داریم. والدین در دنیای امروز هر چه بیشتر تمایل دارند رشد کودکان و یادگیری آنها را به مؤسسات و اسباب بازی های موجود در بازار بسپارند و این دردناک ترین مسئله ای است که کودکان قرن بیست و یکم با آن مواجه هستند. آنها موش های آزمایش های مختلف جامعه از مهدکودک ها و مراکز بازی تا فروشگاه های اسباب‌بازی هستند و هر از گاهی هم که صدایی از جایی بلند می شود که فلان اسباب‌بازی فلان مشکل را برای کودک ایجاد می کند آنقدر هم ناراحت نمی شویم و باز به دلیل مشغله های زیاد والدین فراموش می شود.
در نهایت کودک امروز به سمتی که هیچ‌کس نمی داند، هدایت می شود. بستری ناامن از آنچه که معلوم نیست اقتصاد و بازار فراهم آورده یا متخصصان. بنابراین با توجه به مواردی که گفته شد دوران کودکی و ابزارهای ساخته و پرداخته آن دورانی است که نیازمند تأمل و دقت نظر زیادی است. ابزار بازی از نگاه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان این حوزه بهترین روش برای یادگیری است و نه یادگیری کودک که یادگیری والدین و اطرافیان کودک برای درک بیشتر تفکر و تخیل او. بازی سطح درگیری کودک را با محیط خود بالا می برد و موجبات شناخت دو سویه را فراهم می آورد تا در بستر بتوان تلاشی مناسب جهت برقراری ارتباط با او را داشت و ابزارها می توانند نقشی تسهیل‌کننده در آن ایفا کنند. شناخت مناسب ابزارها از جنبه های متفاوت می‌تواند ایده‌های مناسبی را در اختیار قرار دهد تا بتوان انتخاب مناسب و متناسبی داشت.
یادگیری در قرن بیست و یکم
اگر اسباب‌بازی‌ها را ابزاری بدانیم که در قرن بیست و یکم بنا به گزارش یونسکو می تواند حامل پیام هایی برای یادگیری در حوزه های مختلف زندگی باشد. می‌توانیم بگوییم تغییرات در برگیرنده نظام های آموزشی بر دیگر اسباب های یادگیری بی تأثیر نیست. در گزارش کنفرانس یونسکو در سال 1998 اعلام شده است که ما در قرن بیستم در نظام‌های آموزشی و یادگیری بشر با سه تغییر مواجه هستیم تغییر در محتوای یادگیری؛ ما در محتوا نیازمند معناسازی هستیم. محتوا باید چیزی بیش از اطلاعات باشد. تغییر در فرایند یادگیری؛ یادگیری در قرن بیست و یکم در همه جا اتفاق می افتد و کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد و مدرسه هم بخشی از فرایند یادگیری فرد می شود این نگران کننده است و ممکن است یادگیری ها خارج از کنترل و سطحی اتفاق بیفتد. فراگیران قرن بیست و یک دیگر فراگیرانی آرام و مطیع نیستند آنها مدام در معرض اطلاعات هستند و ارزش ها برایشان چیزهایی غیر از آن چیزی که ما می اندیشیم. ویژگی های آموزش قرن بیست و یکم می کند آنچه را که معنا می‌کند آموزش و یادگیری برای با هم زیستن است و دستیابی به این مقوله را از طریق مهارت های اجتماعی، اخلاقیات و انضباط فکری،‌ مسئولیت پذیری و افزایش ابتکارات فردی می داند. به نظر می رسد اسباب‌بازی‌های کودکان در قرن بیست و یکم اسباب هایی در جهت تقویت مهارت های اجتماعی، نحوه یادگیری، حل مسئله و اخلاق است. این ابزارها امروز دیگر در پی آن هستند که آنچه کودکان فردا فارغ از شیوۀ زندگی و نحوۀ سازگاری با جهان پیرامون خود برای زندگی پویا و در شأن بشر است را به دست آورند.
در نتیجه می توان گفت یادگیری از فضای دانش به معنای سنتی خود یعنی به دست آوردن اطلاعات خارج شده و بشر به دنبال آن چیزهایی است که به حاشیه رانده شده نظام های اجتماعی را دچار خلاء می کند. با توجه به مواردی که در مورد یادگیری و فرآیند آن گفته شد به نظر می رسد می توان آن را به ابزارهای یادگیری و حتی اسباب بازی ها هم تعمیم داد. اسباب‌بازی های دیروز محلی از گذر کودکی و شمایلی از دنیای آینده را می ساخت اما به نظر می‌رسد که اسباب بازی های دنیای امروز با این همه پیچیدگی در آینده جایی دارد نه در گذر از دوران کودکی کمکی خواهد کرد. باید نوع نگاه خود را به مقولۀ اسباب بازی تغییر دهیم. امروز بشر اسباب‌بازی می خواهد که نه فاکتور زمان در آن باشد و نه قاعده ای ثابت را در خود جای دهد. دیگر به گفته روسو دوران درست کردن کودکانی شبیه به مردان و زنان بزرگسال سال ها است که تمام شده است و دوران کودکی فقط دورۀ آمادگی برای بزرگسالی نیست. این دوره خود به خود دارای ارزش و آفرینندگی است. آیا ما به عنوان بزرگسالان صاحبان دنیای کودکان هستیم یا به قول امرسون متجاوزان به دنیای کودکی.
اسباب بازی های با قاعده و بی قاعده
با توجه به مطالبی که گفته شد به نظر می رسد امروز دو رویکرد اساسی برای اسباب‌بازی ها وجود دارد، این دو رویکرد از دو نظام تفکری در این وادی شکل می گیرد. نظام تفکری که دوران کودکی را دوران آمادگی برای بزرگسالی می داند و تفکری که دوران کودکی را دورانی منحصر به فرد و در ذات خود کامل می داند. این دو تفکر دو گرایش خاص در حیطۀ اسباب‌بازی را شکل می دهند.
گرایش اول به اسباب بازی به عنوان ابزاری در اختیار نگاه می کند که مدلی از دنیای واقعی و آنچه در انتظار کودک است را ترسیم می کند.انواع ماشین ها، خانه ها و عروسک های شبیه انسان این اسباب‌ها در پی آن هستند که کودکان را با نقش ها و عملکردهایی که قرار است با آنها در آینده مواجه شوند آماده کند و بعضاً لباس های بزرگسالان اما با سایز کودکانه. این اسباب‌بازی‌ها در پی طراحی نوع مواجه کودک با پدیده ها است. اما در گرایش دوم ابزارها کاملاً متفاوت بوده و ویژۀ دوران کودکی است. این ابزارها به هیچ عنوان قصد پیوند زدن و عبور دادن کودک از دوران کودکی به بزرگسالی نیستند. آنها برای همیشه در زندگی کودکان به‌طور مستقل باقی خواهند ماند و هرگز مصداقی از زندگی واقعی و آینده نیستند اگر چه تأثیر آنها برای همیشه باقی می ماند برای مثال می توان از بلوک‌های چوبی فروبل، لگو و توپ نام برد. این اسباب بازی ها همان طورکه مشاهده می کنید دارای ویژگی های خاصی هستند که اتفاقاً به هم بسیار شبیه هم هستند. اولین ویژگی این اسباب بازی ها آن است که هیچ قاعده ای را به کودک تحمیل نمی کنند و در حد امکان انتزاعی هستند و به اصطلاح هدف در خود دارند. فرم آنها کامل و بدون پیچیدگی است و کودک در هنگام بازی با آنها می تواند قاعده ساز باشد. این اسباب ها سه شاخصه بازی استقلال، لذت و شوق را در دل خود جای داده اند. اسباب هایی که فعل ساختن، بنا کردن و شکل دادن در آنها به خوبی صرف می شود. این اسباب ها خیلی خبر از آینده نمی آورند اما نظم ذهنی، خلاقیت و حل مسئله و همه آنچه کودک در آینده از نظر تفکر به آن نیاز دارد را به او می دهد و به دنبال فهم کودک از خود، محیط و تعامل با اطراف خودش است.
اگر سازگاری انسان را با محیط امری طبیعی و غریزی بدانیم آیا دیگر دلیلی برای ایجاد سازگاری وجود دارد؟ در نهایت می‌توان گفت این انتخاب ماست که چه رویکردی را دنبال کنیم. آیا به دنبال کودکانی هستیم که مطیع باشند یا کودکانی که یادبگیرند که چطور یاد بگیرند.
نتیجه‌گیری
آنچه ما از دوران کودکی می دانیم وابسته به رفتارهایی است که از کودکان بروز داده می شود و امروز می دانیم که بخش زیادی از آنچه که می داند، درک می کند و در مورد آن می اندیشد را نمی دانیم پس نمی توانیم خیلی صریح و قاطع در مورد اسباب، ابزار و روش های یادگیری کودک صحبت کنیم.
فضای بازی فضای کنکاش کودک با خود است نه با قاعده و اصول بزرگسالان. او در فضای بازی کشف می کند، به کنکاش می‌نشیند و یاد می گیرد و ما از طریق بازی نوع مواجه خود را با هر چیزی در زندگی و جهان هستی رقم خواهد زد.
بازی های قالبی راه را برای بروز ابتکار کودکان را می گیرد. آنچه مهم به نظر می رسد این است که کودک بازی های خود را خود خلق کند. داشتن اسباب‌بازی های زیاد و یا دخالت بیش از اندازه در بازی ها باعث می شود کودک در بهترین وضعیت تنها شنودۀ صرف باشد. در واقع او همه دنیای کودکی خود را به بزرگسالان اطرافش بخشیده است و تمام تلاش خود را می‌کند که از عهدۀ کار بربیایید. به نظر می‌رسد اینجا ما حس استقلال، لذت و رهایی را از او دزدیده‌ایم!
پیشنهادهایی برای مطالعۀ بیشتر
- نقش بازی در پرورش فکری کودکان نوشتۀ آ.ک.بوندارنکو و آ.ای.ماتوسیک برگردان مهری باباجان از انتشارات دنیای نو به سال 1377
- بازی و تأثیر آن در رشد کودک نوشتۀ لیلی انگجی و عزیزه عسگری از انتشارات طراحان ایماژ به سال 1390
- آموزش و پرورش برای قرن بیست و یکم در منطقه آسیا اقیانوس آرام، گزارش کنفرانس ملبورن 1998 گروه مترجمان به سرپرستی: علی روؤف به سال 1378

چهارباغ، اسباب بازی، ابزارهای کمک آموزشی، بازی های باقاعده، فرهنگ و اسباب بازی، شاخص های ابزار یادگیری، ویژگی های اسباب بازی، یادگیری و اسباب بازی، تفاوت های فردی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد