ابزارهای یاددهی و یادگیری/ شادی عظیمی

ابزارهای یاددهی و یادگیری/ شادی عظیمی

جمعه 10 اردیبهشت 1400 - 14:09
در این مقاله سعی برآن است که با بررسی فرايند آموزش، یادگیری و یاددهی نگاهی دیگر به منظر ابزارها داشت و تفاوت­ ها، جایگاه و ویژگی­ های ابزارها را در منظرهای مختلف بررسی کرد تا ابعاد آن به­ خوبی روشن شود.

ابزارهای یاددهی و یادگیری

نویسنده : شادی عظیمی

فصلنامۀ تحلیلی- پژوهشی هنر و طراحی ­صنعتی چهارباغ/ نمرۀ هشتم/ سال چهارم/ ˜بهار و تابستان 91

 اشاره

در این مقاله سعی برآن است که با بررسی فرايند آموزش، یادگیری و یاددهی نگاهی دیگر به منظر ابزارها داشت و تفاوت­ ها، جایگاه و ویژگی­ های ابزارها را در منظرهای مختلف بررسی کرد تا ابعاد آن به­ خوبی روشن شود. همچنین نگاهی طراحانه به مسئلۀ ابزارهای ياددهی/ يادگيری داشته تا بتوانیم معیارها و ملاک ­های مناسب را از میان منظرهای مختلف به جستجو بنشینیم.

تصوير شمارۀ يك- آموزش عين زندگی است. ژان ژاك روسو

 

كشتی آموزش با حضور انسان به حركت افتاد.

آموزش، پیچیده ­ترین عملی است که انسان همواره درگیر آن است. آموختن از تولد انسان، با او عجین است. کودک از همان لحظۀ اول تولد در پی کشف و شناخت پیرامون خود است و همه­ چیز در خدمت آموزش ­دادن به اوست تا بتواند مسیر سازگاری را بیابد و این­چنین قصۀ آموزش از ایجاد تعادل برای بقا شکل می ­گیرد تا در همۀ دانایان جهان به کمال نشیند.

بشر هرگز نمی­ داند اولین آموختۀ خود را کجا به دست آورده اما آنچه می­ داند این است که چیزی او را به سوی آموختن کشانده است. پاسخ به محرکي به او یاد می ­دهد، چطور باشد و چگونه جستجو در آموزش را عین زندگی بداند، آن­جا که روسو (Jean-Jacques Rousseau July) به زندگی می­رسد و پیاژه (Jean William Fritz Piaget) به تعادل­ یابی؛ نقطه ­ای که بشر در پی یافتن آن جستجو را به جستجو می­ نشیند و آموزش را به کنکاش.

در اين رهگذر گانیه (Robert Mills Gagné) پرچم این کشف را به قلۀ یک تعریف می ­نشاند: «آموزش همۀ آن چیزی است که احتمال یادگیری را بالا می ­برد.» حالا از دل آموزش چیزی به دنیا می ­آید که بعدها آن­را نتیجۀ آموزش می ­نامند و آن یادگیری است؛ فرايند، شکل می­ گیرد و این رابطه دو سوی مشخص به خود می­ گیرد؛ یکی او که آموزش می ­دهد و دیگری او که آموزش می­ گیرد.

او که آموزش می ­دهد؛ سوی برنامه و طرح درس نشسته است و او که آموزش می­ گیرد سوی آنچه برمی­ دارد؛ به یاد می­ سپارد و با خود همراه می­ کند در این میان، پاسخ، پادشاهی می­ کند و محرک، سکان به دست می ­گیرد.

آموزش ­دهنده به چوب مي ­اندیشد و شاگرد به راهی که باید با درد طی شود. در این رابطه، آموزش­ دهنده در معنای دانای کل بر فرايند آموزش ناخداست و شاگرد چون مریدی سر بر آستانِ انجام گذاشته، هرچه ناخدا گوید به جان می ­نشاند. همه­ چیز بر دوش ناخدا سنگین می­ شود و شاگرد پای آن دارد که مسئولیت خویش وانهد. فریادها و خط ­کش ­ها کمکی به جریان نمی­ کند. آموزش ­دهنده این ناخدای خسته، چوب وا می­ گذارد و به یاری­گری می ­نشیند.

کمک می ­خواهد و بخشی از آنچه مسئولیت دارد را وا می­ گذارد و راهبری می­ شود در كنار كودك و کودک گریزپا، به آرامش می ­نشیند و دلهره از کلاس رخت برمی ­بندد و دیگر خبری از آن همه کشمش در فرايند آموزش نیست.

 تصوير شمارۀ دو- بزرگان آموزش در پی آن هستند كه چوب آموزش را واگذار كنند و خود همراه آموختن باشند. ژان پياژه (سمت راست)، جان ديويي (سمت چپ)

حالا او یاد می­ دهد و ديگری یاد می­ گیرد. او به جان راهبر می ­شود و دیگری با عشق به جستجوی مفاهیم تازه، راه آغاز می­ کند. داستان کامل می ­شود؛ راهبری هست و آموزشی، یادگیری اتفاق می­ افتد و همه بر دوش فرايند یاددهی و یادگیری باهم به تقسیم مسئولیت زندگی قدم گذاشته تا در فضایی به ­دور از تاریکی، زندگی را به تجربه بنشینند. اندیشۀ جان دیویی (John Dewey, 1952) این­جا متولد و چون جانی تازه می ­شود برای ادامۀ مسیر و زندگی به همراه جهان واقعی در آموزش قدم می ­گذارد و مسائل پیچیده زندگی به کلاس می ­آیند و همه­ چیز ابزاری می­ شود برای درک چيزهاي بسیار و عمق بخشیدن به آن­ها.

 ابزارها، نقش ­آفرینان فرايند آموزش­!

اگر آموزش را یک رابطه تعریف كنيم. رابطه­ ای که در تعامل با ابزارها شکل می ­گیرد. تعامل، به معنی اشتراک فکر و برقراری رابطۀ مطلوب و مؤثر بین یاددهنده و یادگیرنده به منظور تغییر در رفتار است. برای ايجاد تعامل و انتقال مطلوب و مؤثر فرستنده و گیرنده پیام برای انتقال پیام خود باید از علائم و نمادهای مناسب و آشنا استفاده کنند.

چیزی که به آموزش معنا می­ بخشد و به آن روح می ­دهد حضور آموزش­ دهنده است. حضور آموزش ­دهنده مهم ­ترین ابزار آموزشی در فرايند آموزش است و قوی ­ترین ابزاری که می­ تواند آموزش­ گیرنده را به فضای آموزشی دعوت کند همان آموزش ­دهنده است. آموزش­ دهنده برای دعوت به آموزش، با خود هر روز از کنار جنگل تکه سنگی، خرگوشی یا پرنده­ای به کلاس درس می ­آورد تا انگیزۀ قوی را برای یادگیری در آموزش­ گیرنده ایجاد کند.

نابراین هر چیزی وسیله­ ای می­ شود برای نقش ­آفرینی در این رابطه. چه بسیار آموزش ­دهندگانی که در پی یاری شاگردان خود ساعت­ ها به افق خیره می­ شوند تا حلقه ­های این جادوی ارتباط را پیدا کنند. آن­گاه که ارتباط و گفتگو در کلاس جان گرفته، آموزش­ دهنده لبخندی را با خود همراه می­ کند و شوقی را برای ساعت ­هایی که زودتر از همیشه می ­گذرند.

ماريا مونته­ سوری (Maria Montessori) آن ­چنان از آموزش خود مطمئن می­ شود که ابزارهای خود را به جهان معرفی می­ کند و شاگردان خود را سخت در آغوش می­ گیرد تا امروز مثالی ­شود از دعوتی مناسب برای یادگیری.

ابزارها به مونته ­سوری کمک کرد تا آنچه برای آموزش­ دهندگان سخت و غیرممکن بود آسان شود و بخشی از مسئولیت فرايند را بر عهده گیرند.

آموزش، فرايندی دشوار است. آموزش ­دهنده در این فرايند هر آنچه را که فرامی ­گیرد نه تنها در آن­ها تسلط می­ یابد بلکه توان تعميم و تركيب و تجزيه مطالب را هم بايد پیدا کند.

زمانی كه از سختی آموزش سخن مي ­گوييم آنجاست كه آموزش­ دهنده چه بخواهد و چه نخواهد بايد آفرينندگی داشته باشد.

بسياری از افراد بر روی بخش­ هايی از آموزش تسلط دارند نه همۀ آن، فردی كه خوب تجزيه مي­ كند، كسی كه بر روی مطلبی تسلط دارد.

این­ ها هیچ­ کدام لزوماً نمي ­توانند آموزش­ دهندۀ خوبی باشند. چراكه برای اجرای فرايند آموزش علاوه بر همۀ مهارت ­های آموزشی، لازم است كه آموزش ­دهنده در كسری از ثانيه تصميم بگيرد و در تمام طول آموزش درپی برقراری ارتباط بين محيط آموزشی، خود و آموزش­ گيرنده و محتوا باشد.

ابزارها در فرايند آموزش سه کار انجام می­دهند:

آموزش را ملموس می ­کنند؛ هنگامی ­که کودکان درگیر مفاهیم می ­شوند و پس از بارها و بارها توضیح­ دادن هنوز درک برایشان مشکل است. مدادها و ميوه ­ها مفاهیم را عینی می ­کنند و فضای آزمایشگاه جایی می ­شود برای رهایی از فشارهای ذهنی.

مفاهيم را ماندگار می ­كند؛ زماني­که قواعد را بايد به سال­ های دیگر برد و از آن استفاده کرد تا پایه­ ای ­شود که بر روی آن ساخت­ه ای دیگر سوار ­شوند وسایلی به خدمت فرايند آموزش درمی ­آیند تا یادگیری را شکل­ دهد و ماندگار کند.

فضای آموزش را از یکنواختی بیرون می ­آورند؛ آنجا که فضای کلاس دیگر رغبتی ايجاد نمي­ كند و شاگردان به اجبار سر کلاس می­ نشینند و تنها دغدغه ­شان صدای زنگ و آموزش­ دهنده هم از شاگردان خسته ­تر است نمی ­داند فردا را با آن­ها چه کند.

در نهایت می­ توان گفت ابزارها یا آموزش را واقعی می ­کنند یا در­پی ماندگاری محتوا هستند و فضای آموزشی را از یکنواختی بیرون می­  آورد. انتخاب هرکدام از این فعالیت­ ها مشخص می­ کند كه باید از کجا آغاز کرد. 

 تصوير شمارۀ سه- گاهی ابزارها می ­توانند وسعت ناشناخته­ ای به كلاس درس مهمان كنند. Solar-Powered Solar System and Planet Eco Toy,By Anita (EnviroGadget Writer)

ابزارها، شروع ­کنندۀ مسیری هستند که آموزش را به مقصد خود یعنی بالارفتن احتمال یادگیری سوق می­ دهند. ابزارها به چیزی گفته می­ شود که درخدمت چیز دیگری به ­کار می ­رود. آن­ها اشیاء بیرونی هستند که مورد دستکاری فرد قرارمی­ گیرند تا با آن بر محیط عمل کند (ویگوتسكی،1994). با این تعریف می ­توان گفت که ابزارها در خدمت فرايندها هستند تا بتوانند بر محیط یادگیری، آموزش و یاددهی تأثیر بگذارند. در این فرايند از سه دیدگاه به مسئلۀ آموزش می­ توان نگاه کرد. برای درک بهتر مفهوم آموزش بهتر است ابتدا این سه دیدگاه را مورد بررسی قراردهیم. این دیدگاه­ ها شامل آموزش به معنی آموزش، یادگیری و یاددهی است که در این قسمت به آن­ها می­ پردازیم.

جايگاه ابزارها در فرايند آموزش، یادگیری، یاددهی

دیدگاه اول؛ آموزش به معنی آموزش صرف و یک فرايند یک­ طرفه و از بالا به پایین است. آموزش­ گیرنده در این تعامل کاملاً منفعل بوده و چوب آموزش در دست آموزش­ دهنده است. در این فرايند هرکس مسئول سهم مشخص و برنامه ­ریزی ­شدۀ خود است و خواسته­ ها از هر بخش در قالب تعریف شده­ای ارائه می ­شود. در اینجا کارایی از اهمیت ویژه ­ای برخوردار است و ابزارها کاملاً برفضای آموزش سلطه دارند. ابزارها از جنس تخصصی و کاملاً حرفه ­ای هستند. این ابزارها معمولاً با هزینه ­های بسیار بالا تهیه می­شوند مثل؛ فیلم­ های آموزشی و رسانه­ های دیجیتالی. این ابزارها در خدمت ارائۀ آموزش کامل و بدون نقص هستند. اما هرگز به این نمی ­اندیشند که یادگیری اتفاق می ­افتد یا نه؟ چیزی که این­جا مهم می­ شود حضور اندیشه و دانش، آن هم با بهترین شکل ارائه است. در این فرايند ابزارها در انتهای کار ارزیابی می ­شوند و معمولاً ارزیابی و سنجش به عمل آمده، تعیین ­کنندۀ همه ­چیز خواهد بود.

دیدگاه دوم؛ دیدگاه یادگیری است كه آموزش در پی بالا­بردن احتمال یادگیری است و آنچه اهمیت پیدا می­ کند اثربخشی فرايند است. اینجا     همه­ چیز در جهت بالابردن سطح آگاهی و توان فرد شکل می ­گیرد چوب آموزش واگذار می­ شود و حضور آموزش­ دهنده به کم ­رنگ­ ترین حد خود می ­رسد. ابزارها در این­جا بنا به توان و رشد آموزش ­گیرنده طبقه­ بندی می ­شوند و آموزش­ گیرنده همۀ آنچه باید بیاموزد را در ابزار جستجو می ­کند و این­جا دیگر خبری از دانای کل نیست و البته به خلوت بردن ابزارها محدودیت­ ها و الزاماتی را با خود همراه می ­آورد که انتخاب و ساخت آن­ها را به چالش می ­کشد.

این ابزارها می ­توانند اهداف پنهان بسیاری را با خود همراه داشته باشند و خودانگاره­ های کودک را دچار تغییر و تحول کنند و تأثیرات عمیقی بر ناخودآگاه و حتی رفتار کودک بگذارند. از جملۀ این ابزارها می ­توان به آجرهای لِگو و بلوک­ های چوبی فروبل اشاره کرد.

اما دیدگاه سوم؛ در فرايند یاددهی مطرح می­ شود. این دیدگاه در پی ­آن است که دو دیدگاه قبل را به ­هم نزدیک کند. به این صورت که در دیدگاه آموزش به معنای آموزش، مسئولیت آموزش بر دوش استاد سنگینی می­ کند و در دیدگاه یادگیری، مسئولیت یادگیری بر دوش یادگیرنده است که به هر صورت ميزان ارتباط و تعامل بين دو رکن آموزش یعنی آموزش ­گیرنده و آموزش ­دهنده پایین است. فرايند یاددهی بر آن است که سطح ارتباط و تأثیرپذیری دو رکن را بالاببرد و کارایی و اثربخشی را در نظام آموزش با هم یکی کند. در عین حال مسئولیت آموزش را بین این دو رکن تقسیم کند. ابزارها در این رویکرد کاملاً به­ صورت تعاملی و با همکاری آموزش ­گیرنده و آموزش­ دهنده شکل گرفته و با راهبری آموزش­ دهنده تهیه می ­شوند. آن­ها با هم تصمیم می­ گیرند که به ابزار نیاز دارند یا نه و همه چیز در دل فرايند آموزش شکل می­ گیرد؛ نه قبل و نه بعد از آن.

آنچه که این دیدگاه در طی فرايند آموزش با خود همراه دارد رضایت­مندی از فرايند آموزش در عین حال بالابردن احتمال یادگیری است. آنچه که مهم است تنها ساخت ابزار نیست بلکه روند ساخت و کاربرد آن است. آموزش­ گیرنده در پی درک مفهوم از دل ابزار است و نه هیچ چیز دیگر. به ­نظر مي ­رسد اثربخش ­ترين دیدگاه در آموزش و تعامل بين اركان آموزش دیدگاه ياددهی است.

از نگاه ديگر می توان ابزارها را به دو دستۀ معياری (Criterion media) و آسان­ كننده (Mediating media) تقسيم كرد. ابزارهای معياری؛ ابزارهايی هستند كه يادگيرندگان برای نشان­ دادن كارايی آموخته ­هايشان آن­ها را شرح می ­دهند، تفسير می كنند و اساساً برای استفاده از آن آموزش می­ بينند و بعد از تمام­ شدن آموزش مدام با ابزار سر و كار دارند و مهارت­های خود در ارتباط با آن وسيله را بالا می ­برند.

اين ابزارها شامل: استفاده از اتومبيل، ماشين­های تراش و غيره است. اما ابزارهای نوع دوم كه ابزارهای تسهيل­ كننده و يا به عبارتی راهبر هستند آن دسته از ابزارهايی هستند كه در خدمت فرايند آموزش­ هستند و بعد از يادگيری، يادگيرنده ديگر ارتباطی با آن ندارد و تنها واسطی برای بالابردن احتمال يادگيری­ هستند و پس از اتمام آموزش از فرايند حذف می ­شوند. بنابراين تفاوت اين دو ابزار در آن است كه ابزارهای معياری يادگيری را از راه تمرين و مهارت آسان می ­كند و يادگيرنده بعد از فرايند آموزش با آن وسيله ارتباط مستقيم دارد و می ­بايد به آموزش ­های خود برای استفاده رجوع كند و ابزارهای آسان ­كننده بعد از يادگيری از محيط خارج شود و آموزش ­گيرنده ديگر با آن ارتباطی نخواهد داشت.

ابزارها روح پنهان آرامش و نشاط را به سر کلاس می­ آورند.

قبل از هر چيز، يك محيط آماده و طراحی­ شده برای استفاده از ابزارهای آموزشی، كلاس را يك گام در حيطۀ هدف­ های يادگيری به جلو خواهد برد و دانش­ آموزان را برای پذيرش بهتر مطالب آماده می ­سازد. برای درك بهتر اين مطلب می توان دو موقعيت كلاس درس و آزمايشگاه را برای استفاده از ابزارهای آزمايش شيمی در يك طرح درس مشتركْ باهم مقايسه كرد.

محيط آماده، محيطی خواهد بود كه شما را ناخودآگاه در يكی از موقعيت­ های آموزش،‌ ياددهی و يادگيری قرار می دهد. طراحی فضای كلاس ­های معمول به­ صورتی است كه آموزش­ دهنده خواه يا ناخواه در موقعيت آموزش قرار می گيرد و انتخابی برای نقش ديگر ندارد. بايد او بگويد بقيه گوش­ دهند.

در بسياري از موارد اين ابزارها هستند كه تعريف­ كنندۀ محيط خواهند بود. فضايی كه دارای تخته سياه است، فضايی كه ماشين­ های تراش در آن ­ها قرار گرفته ­اند. ابزارهای آزمايشگاهی تعريف ­كننده فضای اطراف خود هستند، لذا در بسياری از موارد اين ابزارها هستند كه برای تعريف فضای آموزشی به ياری  آموزش­ دهنده می روند. او می ­تواند با استفاده از پوسترهای آموزشی فضای خشك كلاس با آن نيمكت­ های عجيب و غريب را به فضايی آماده جهت ياددهی و عبور از مراحل يادگيری تبديل كند.

 

 تصوير شمارۀ چهار- محيطی آماده دعوتی است برای يادگيری و لذت تجربۀ آموختن.

بسياری از ابزارهای آموزشی نيازمند فضای مخصوص به خود هستند كه در انتخاب آن­ها دست آموزش­ دهنده بسته است. كلاسی با پنجره­ های بدون پرده، اجازه استفاده از ويدئو پروژكتور را به آموزش دهنده نمی دهد،‌ يا نيمكت ­های رديف شده و به هم چسبيده و حتی گاهی به زمين پيچ­ شده، فضايی برای استفاده از ابزارهای كارگروهی نخواهد داشت.

در نهایت می توان گفت آنچه ابزارها را شکل می دهد در حقیقت ارکان آموزش را به تأیید می نشیند. برای انتخاب ابزارها آنچه که مهم است در نظر گرفتن شرایط حاکم بر محیط یادگیری، محتوا، آموزش ­دهنده و یادگیرندگان است. یادگیرندگان مهم ­ترین رکن آموزش هستند شرایط سنی یادگیرندگان نه تنها ابزارها بلکه اهداف آموزش را تحت تأثیر خود قرار می­ دهند.

 کاربرد ابزارهای آموزشی در فرايند یاددهی

آنچه به ­نظر مهم می رسد آن است که در حقیقت ابزارها، همۀ امکانات اختیار آموزش ­دهنده برای بالا­بردن احتمال یادگیری هستند. ابزارها، آموزش­ دهنده را از همیشه توانمندتر به سر کلاس راهی می ­کند. در حقیقت وسایل کمک ­آموزشی با هدف حل مسائل و مشکلات آموزشی به خدمت این فرايند در می­آیند. آن­جا که دیگر صدای آموزش­دهنده و تعاریف او نگاه­های بهت­ زدۀ آموزش­ گیرندگان را پاسخگو نبود و چیزی باید این بهت را می­شکست. به خود كه می ­آمد چيزی در دست ساخته و نيمه­ ساخته داشت كه مفهومی را به او بخشيده بود. حالا چقدر كلاسش را دوست داشت.

بسیاری از آموزش ­دهندگان از ابزارها واهمه دارند یا نمی ­دانند چگونه باید از آن­ها استفاده کنند. این امکانات می­ تواند از مثال­ هایی که در کلاس زده می­ شود تا مولاژها و آزمایش­ های فیزیک و شیمی گسترده باشند. ابزارهای آموزشی طیفی از امکانات در دسترس آموزش ­دهنده هستند که بنا به اهداف آموزشی استفاده می ­شوند.

نکتۀ قابل توجه در این فرايند این است که تصمیم­ گیری در مورد چگونگی استفاده از ابزارها تنها بر عهدۀ آموزش ­دهنده و شاگرد است چرا که اگر قرار باشد این فرايند کمک به یادگیری کند و مسئولیت­ پذیری را در فرايند آموزش تقویت کند عوامل دخیل در آن فرايند بهترین کسانی هستند که براساس ظرفیت­ های خود می توانند ابزارهای خود را خود بسازند. پس با این سخن تکلیف ابزارهای آماده و کتاب­ های تهیه ابزار چه می شوند؟ در پاسخ می ­توان گفت تمام ابزارها وکتاب ­های راهنما تنها پیشنهادهایی هستند که راهی کلاس ­ها می شوند تا آموزش ­دهندگان و  آموزش­ گیرندگان در مورد آن­ها تصمیم بگیرند.

 

تصميم برای انتخاب ابزار

از عواملی که بر كارايی و اثربخشی ابزارها تأثیر می ­گذارد و می توان گفت در هنگام تصمیم­ گیری بهتر است به آن­ها توجه شود عواملی چون تعداد فراگيران، وضعيت و اندازۀ کلاس، زمان لازم، در دسترس بودن و اقتصادى بودن است. این عوامل تأثیر مستقیمی بر روی شکل، جنس، چگونگی کار با ابزار دارد. توجه به اين عوامل می تواند نقش ابزار را به اهرم ­هايی جهت حركت از يك مرحلۀ يادگيری به مرحلۀ بعدی تقويت كرده و اتفاق مناسبی را رقم زند.

براي استفاده از هر ابزاری، بهتر است ويژگي­ های زير در نظر گرفته شود. اين ويژگی ­ها به دوام ابزار در فرايند استفاده و پايداری آن در فضای آموزش كمك می كند كه شامل اين موارد است:

  1. توانايی انتقال پيام موردنظر؛
  2. قابليت حمل و نقل؛
  3. سهولت كاربرد؛
  4. سهولت دستكاری و تعمير؛
  5. درک مناسب از ویژگی های سنی آموزش­ گیرندگان و محدوديت­ های محيط آموزشی در دسترس؛
  6. قابليت رجوع (برگشت­ پذيری).

همان­ طوركه قبلاً اشاره شد ابزارها در خدمت فرايند آموزش ­اند پس نمی توان شاخص ­ها و عوامل محدودكننده در فضای آموزشی را در طراحی، ساخت و اجرای آن­ها در نظر نگرفت.

عدم موفقيت بسياریی از ابزارها در فرايند آموزش ناديده ­گرفتن اين شاخص ­ها است.

توليدكننده، ابزاری را تولید می کند بدون درنظر گرفتن شرايط، محدوديت­ ها و اجرائی ­بودن آن، اما بهتر است برای ساخت ابزارهایی مناسب به اين موارد در طراحی و ساخت توجه داشته و آن­ها را در نظر بگیرد. این عوامل شامل:

  • تعداد يادگيرندگان
  • وضعيت و اندازۀ فضای آموزشی
  • زمان لازم
  • در دسترس بودن
  • اقتصادی بودن

 

تصوير شمارۀ پنج- مشاركت در فرايند آموزش لذت يادگيری را برای يادگيرنده دلنشين می كند. ابزار بازی با واژه ­ها (Verbal Reasoning)

طراحی ابزار؛ برای چه كسی، با چه كسی و توسط چه كسی

از منظرهای متفاوتی می توان به ساخت و کاربرد ابزارها نگاه كرد. يكی از منظرها این است كه چه فرايندی در ساخت می تواند كارايی و اثربخشی ابزارها را به بالاترين حد خود برساند. شايد اولين مسئله ­ای كه به ذهن می رسد اين باشد كه كيفيت، جنس و سهولت استفاده در محيط آموزش بهترين موارد هستند. اما نكتۀ مهم اين است كه در هنگام طراحی و ساخت چيزی در خدمت چيز ديگری طراحی می شود، يعنی آنكه ما ابزار را برای مصرف نمی ­سازيم بلكه برای آن می سازيم تا در خدمت فرايند ديگری باشد و در اين بين بزرگترين مسئله به خدمت­ گرفتن آن در فرايند آموزش است. پس آنچه در اين منظر مهم می ­شود نقش کسی است که ابزار را به خدمت می گیرد كه همان معلم يا آموزش­ دهنده است. ابزارها معمولاً به سه شکل وارد اين روند خدمات می شوند؛ در شکل اول، ابزارهایی که توسط ديگران ساخته شده و در بازار به ­عنوان بسته­ های كمك­ آموزشی وجود دارد و   آموزش­ دهنده می ­تواند بنابر نياز خود آن­ها را تهيه كند. در شکل دوم آن دسته از طراحان و توليدكنندگانی هستند كه برای ساخت ابزارها با معلم به گفتگو می نشينند و سعی می كنند آنچه می سازند با حمايت فكری آموزش ­دهندگان باشد اما آنچه در نهايت شكل ابزارها را تعيين می كند همۀ آن فاكتورهايی است كه برای سازندگان مهم است و آموزش­ دهنده در روند تصميم­ گیری نقش ندارد. شكل سوم ابزارهايی هستند كه توسط خود آموزش­ دهنده و بنابر نياز و با مشاركت آموزش ­گيرندگان در حين آموزش توليد و اجرا می شود. در اين شكل آن­ها ابزارها را به خدمت می گيرند و خودشان هستند كه انتخاب می كنند كه اين اسباب چه باشد و چه نباشد.

با تعريف اين سه شكل می توان ابزارها را در سه دستۀ ساخت ابزارهايی برای معلم، ساخت ابزارهايی با معلم و ساخت ابزارهايی توسط معلم قرار داد. ميزان مشاركت آموزش­ دهنده در تهيۀ ابزارها از آن جهت مهم است كه در نهايت آموزش­ دهنده، ابزار را به خدمت می گيرد و چه در فرايند باشد و چه نباشد، ابزار مورد قضاوتش قرارمی ­گيرد. او كه بر اين روند حاكم است. پس داشتن نقش و دانستن او می تواند اين جريان را تسهيل كند. آن­گاه كه ابزارها بدون مشاركت او شكل می ­گيرند و تحميلی می شود بر فرايند آموزش در محيط او، ابزار هر چقدر قوی و حرف ه­ای باشد احتمال به­ كارگيری آن پايين است و معلم تنها مجری صرف می ­شود و ديگر نه انگيزه دارد و نه برايش فرقی می كند كسی ياد بگيرد يا نه!. همه­ چيز در فضای آموزش مستبدانه شكل می ­گيرد و او هرگز پاسخی به كارايی و اثربخش آموزش ندارد.

در جايي كه با او مشورت می شود و نظر او را در فرايند ساخت جويا می شوند احتمال كارايی ابزار بالا می رود. اما نكته اينجا است كه آيا نظر يك   آموزش­ دهنده نظر تمام آموزش­ دهنده ­ها است و اساساً اين همراهی الزامی برای به خدمت­ گرفتن ابزارها را بعد از ساخت با خود همراه خواهد ساخت؟‌ تا چه حد آموزش­ دهنده­ را می توان در ابزارها دخالت داد؟ اگر چه ابزارهايی با اين رويكرد از رويكرد قبلی مناسب­ تر است اما باز شايد بتوان گفت كه اين ابزارها هم در خدمت كارايی فرايند آموزش هستند نه اثربخشی!

شايد بتوان گفت تنها يك نقطه برای اثربخشی فرايند آموزش وجود دارد و آن نقطه آنجاست كه معلم براساس نياز خود و با توجه به تمام فاكتورهايی كه بر محيط ياددهی او حاكم است، معلم می ­داند كه چه هست، دست به ساخت می ­زند و ابزاري متناسب با خود و برای آموزش­ گيرندگان خود طراحی می ­كند، می سازد و به خدمت می ­گيرد. او به مسئلۀ خود پاسخ می دهد و بر پاسخ خود تسلط دارد و در نهايت همه ­چيز در خدمت اوست.

به نظر می رسد كه اگر اين ديدگاه را داشته باشيم كه ابزارها نقش حمايتی و تقويتی براي فرايند ياددهی- يادگيری داشته باشند، كارايی و اثربخشی دركنار هم می ­نشيند و در نتيجه، يادگيری اتفاق خواهد افتاد. 

وقتي با معلم به گفتگو می­ پردازيم اگر ابزارها موادی ساده داشته باشند و قابليت تولید بسیار آسان می ­توان اميداور بود كه آموزش­ دهنده نيز انگیزۀ بیشتری برای به خدمت گرفتن ابزارها دارد.

به ­نظر می­ رسد مناسب ­ترين نقطه آنجا است كه انگيزه­ای در آموزش­ دهنده ايجاد شود تا او به سمت ابزارها برود و يا در بهترين شرايط، خودش خالق آن باشد آن­وقت همۀ آنچه در پی آن بوديم (بالابردن احتمال یادگیری و یاددهی) در فرايند به شكلی مناسب حاكم می­ شود.

 

تصوير شمارۀ شش- هر ابزاری پيامی برای آموختن و لحظاتی برای كشف دارد. ابزارهای كمك­ آموزشی مدارس مونته­ سوری

مسئوليت ساخت ابزارها را به آن­ها بسپاريم.

در نظر بگیرید او وسیله ­­ای خلق می ­کند که رسالت ابزارها در فرايند آموزش هستند. ابزار او تنها با چند ماژیک و یک مقوا درست شده ­اند این ابزار در او چیزی را ایجاد می­کند که فردا در پایان تدریس خود دیگر مطمئن می ­شود کسی نیست که درس را نداند. او رضایت خود را در گرو پاسخ درست ابزارش می­ داند و با گرفتن پاسخ آن­ها اصلاح می­ کند و دوباره و صدباره آن­را به سر کلاس می­ برد و آموزش را آن­چنان شیرین می ­کند که آموزش­ گیرندگان با همۀ آنچه دارند او را همراهی کنند. اگر ابزارها را اهرم ­هایی برای تسهيل فرايند يادگيری/ ياددهی/ آموزش بدانیم سازندگان و طراحان اصلی این ابزارها کسانی هستند که درگیر فرايند آموزش هستند. آموزش ­دهنده ­ای که ارکان آموزش در دست اوست و با درک همۀ آنچه در دسترس دارد چیزی می­ سازد تا در کلاس، آموزش­ گیرندۀ خود را راهنما باشد و بتواند آنچه را که می­ خواهد به او انتقال دهد.

اما بايد در نظر داشت كه همۀ ابزارها را معلمان نمی­ سازند و خیلی از ابزارها توسط شرکت ­ها و مؤسسات آموزشی تولید یا وارد می­ شوند.

نکاتی که به آن اشاره شد در این باب بود که عدم حضور معلم در فرايند طراحی و ساخت ابزارهای کمک ­آموزشی باعث می­ شود اثربخشی وسیله در ابهام قرارگیرد حضور آموزش ­دهنده در این فرايند یعنی حضور ارکان آموزش و عدم حضور او یعنی عدم درک مناسب از ارکان آموزش.

معلمان معمولاً وسیله­ هایی که خودشان برروی آن­ها تسلط و مهارت کافی نداشته باشند را انتخاب نمی ­کنند. نکته مهم در طراحی ابزارها توسط  شرکت­ ها و مؤسسات خارج از محیط­ های آموزشی این است که برای تولید ابزار مانند معلم فکر کنند و همۀ ارکان آموزش را در نظر بگیرند تا بتوانند ابزار موفقی را راهی فرايند آموزش کنند.

تنها به معلم و يا به شاگرد فکرکردن رویکرد مناسبی نیست یک ابزار برای استفاده باید همه­ جانبه باشد. ابزارهای همه ­جانبه، ابزارهایی هستند که علاوه بر چهار رکن آموزش، درپی آن هستند که ارتباط این ارکان را باهم افزايش دهند و نحوۀ تعامل و کنش را برای آن­ها شكل­ دهند.

ابزارهای موفق ابزارهایی هستند که معلم و شاگرد در پی تعامل با یکدیگر باهم به کشف و تكميل آن بنشينند.

نکاتی برای طراحی و به­ کارگیری ابزارها

از آنجا که طراحی ابزارهای کمک ­آموزشی و ساخت ابزارهای تسهیل  ­کننده، همیشه دغدغۀ شيرينی برای جامعه طراحان بوده است؛ به­ نظر می ­رسد به­ همين جهت موضوعاتی که مطرح و بررسی شد در طراحی ابزارهای مناسب بايد معیارها و ملاک­ های زیادی را در نظر داشت. برخلاف اينكه به­نظر  می ­رسد طراحی ابزارها کار پیچیده و دشواری است یا بهتر بگوییم همه ­جانبه­ است، این امر از طراحی فرايند آموزش و طرح ­درس شروع و به ابزارها و نهایتاً آموزش ختم می­ شود. از نظر نگارنده معیارها و ملاک­ های زير می­ تواند موارد مناسبی برای طراحان جهت استفاده در امر طراحی باشد ناگفته پيدا است كه موارد زياد ديگری را نيز مي­ توان به اين فهرست اضافه نمود كه به شرايط و موقعيت يادگيری و توانايی ­های آموزش ­دهنده بازخواهد گشت:

  • حداكثر حواس را درگير كنند.
  • مشوق مشاركت باشند.
  • متناسب با رويكرد يادگيری (رفتاری، شناختی و غيره) مورد نظر باشند.
  • تعاملی باشند.
  • برانگيزاننده باشند.
  • متناسب با سن و رشد جسمی آموزش گیرنده باشد.
  • استفاده و جابه ­جايی آسان داشته باشند.
  • بهتر است ابزارها در خدمت يك هدف آموزشی باشد.
  • متناسب با حيطه ­های مختلف يادگيرD (سطوح يادگيري بنجامين بلوم (Benjamin Samuel Bloom September ) باشند.
  • انعطاف لازم برای فرايندهای يادگيری را به ­طور مشخص داشته باشد.

پيشنهادهايی برای مطالعۀ بيشتر

 جزوه تكنولوژی آموزشی، نوشتۀ دکتر آيدين مهديزاده تهرانی

روان­شناسی پرورشی نوین نوشتۀ علی ­اکبر سیف از انتشارات دوران به سال 1389

یادگیری، ابزارهای کمک آموزشی، مونته سوری، آموزش خلاق، تعامل در کلاس، مشارکت دانش آموزان، آموزش فعال، روسو، کشف مسئله، لذت یادگیری، انتخاب ابزار آموزشی، محدویت های ابزار، شاخص های ابزار یادگیری، فرایند یاددهی و یادگیری
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد