جورچین حیوانات/ طراح انزوماری/دبیرخانه چهارباغ

جورچین حیوانات/ طراح انزوماری/دبیرخانه چهارباغ

یکشنبه 25 دی 1401 - 14:46
انزو ماری (Enzo Mari) طراح / مولف ایتالیایی است او سال ها در حوزه طراحی کار کرد «در زندگیم بیش از دو هزار پروژه را آغاز کرده ­ام، اما معتقدم که هنوز مفهوم واقعی طراحی را نمی­ دانم، می ­دانم که نمی­ دانم» جورچین حيوانات 16 تكه چوبی یکی از کارهای اوست.

 انزو ماری، طراح مؤلف/ دبیرخانه چهارباغ

انزو ماری در سال 1932، در شهر نووارای ایتالیا به دنیا آمد. از پانزده سالگی سرپرست خانواده­ اش را به عهده گرفت و کمی از تحصیل دورماند تا اینکه در سال 1952 آکادمی هنرهای زيبای Brera مشغول به تحصیل شد و هم زمان در زمینه هنر‌های تجسمی و تحقیق به فعال بود. در سال ۱۹۵6 استودیو طراحی خود را در میلان افتتاح نمود و برای شرکت‌های صاحب نامی‌ چون Danese, Muji و اخیرا Hida Sangyo طراحی کرده است. بین سال‌های ۱۹۶۳-۱۹۶۶ در مدرسه Umanitaria میلان تدریس کرده است. در سال1963، به جنبش ­های هنری معروف آن زمان ایتالیا می­ پیوندد که مهمترین آن­ها، جنبش ممفیس است. اکثر هنرمندان ایتالیا به نوعی در این جنبش­ ها حضور داشتند. پيوستن او به اين جنبش باعث شناخت او در بین طراحان آن زمان ­شد. انزوماري با وجود اینکه به گروه ممفیس می­ پیوندد اما کارهایش شباهتی به کارهای اين گروه ندارد البته هیچ­گاه آشکارا ممفیس را رد نکرده و گويي این گروه را فقط همراهی کرده است. انزو ماري، دوست و شاگرد برونو موناری، طراح و تئوريسين ايتاليايي است و همچون او يك طراح مؤلف است و به عنوان یک تئوریسین طراحی، تاثیرات بسیاری در زمینه طراحی داشته  است. با انتشار دو کتاب در حوزه تئوری طراحی با نام ­های هنر طراحی (the art of design) و گونه­ هایی از واقعیت (models of the real)،  به­ عنوان فیلسوف در حوزه طراحی مطرح شد. کتاب هنر برنامه ­ریزی شده که حول محور روان شناسی بصری بود به تدریج او را در دنیای طراحی هدایت کرد؛ آن طورکه خودش در این کتاب می­ گوید: در سی سالگی پی بردم که می­ توانم زندگی­م را از راه طراحی بگذرانم، تا پیش از آن همه کاری را در حد توانایی ­ام تجربه کرده بودم حتی از نوع غیر عادی. آن کس که در کودکی تصمیم می­ گیرد در آینده چه حرف ه­ای را انتخاب کند و فقط مسیرش را محدود به رسیدن به آن می­ کند؛ قطعا مرتکب اشتباه بزرگی شده  است. در سال ۲۰۰۱ کتاب دیگری با عنوان Progetto e Passione نیز منتشر کرده است. کتاب « 25 روش برای کوبیدن میخ» (Twenty-five ways to hammer a nail) را در سال 2011 منتشر کرده است.

انزوماری در طراحی بسیار تحت تأثیر نظرهای برونو موناری بود و شاید بتوان گفت که هر آنچه برونو موناری در تئوري گفته، انزو ماری به انجام رسانده است. انزو ماری با همکاری برونو موناری یک پروژه مشترک به نام ماشین قهوه کار کردند؛ این ماشین قهوۀ اسپرسو به نام الماس، طراحی و تولید شد که  با برند Pavoni در سال 1956 به بازار آمد. ویژگی این دستگاه، قابلیت تغییر صفحات رنگی روی آن بود.

انزو ماری، همچنين هنرمند هنرهای تصویری و تصویرگر کتاب کودک است و كتاب­هاي بسياري را براي كودكان نوشته و طراحي كرده است. او کار رسمی خود را با طراحی پازلی به نام شانزده حیوان (Seidici animali) در سال 1957 آغاز کرد. پازلی چوبی متشکل از شانزده حیوان که مدت ها پیش برای سرگرمی کودکان خود، در خانه طراحی و اجرا کرده بود و شرکت دانس (Danese) آن را تولید کرد. شهرت انزو ماري، بيشتر براي طراحي پازل 16 قطعه­ حيوانات است. يكي از جوايزي كه او در طول زندگیش برد براي این پازل است. سال بعد ظرف رومیزی پوترلا (Putrella) را طراحی کرد. این محصول نتیجه  پژوهش او  در زمینه کیفیت زیبایی محصولات تولید شده در بازار آن زمان است. این ظرف استیل که شبیه قطعات صنعتی است در سال 1958 توسط شرکت دانس تولید شد. در فاصله سال­ های 1963 تا 1966 با همکاری برادرش الیو (Elio) مجموعه محصولاتی را برای شرکت دانسه طراحی می­ کند. معروف­ترین این آثار دو تقویم رومیزی با نام­ های تیمور (Timor) و فرمزو (Formoso) هستند. اولی از جنس پی. وی. سی و آلومینیوم و دومی از پی. وی. سی و ای. بی. اس. سیاه و سفید، است. ویژگی این تقویم­ ها این است که اعداد دو رقمی ­ای که برای شمارش روزهای ماه و هفته به کار رفته است و مخاطب می­ تواند همه ساله از تقویم استفاده کند.

از برجسته ترین کارهای او طراحی و ساخت مبلمان خانگی چوبی با فرمی ساده است که یک کاتالوگ تصویری از مراحل ساخت، نیز طراحی و چاپ شده است. چراکه معتقد است «تا زمانی­که کاربر خود به نوآوری و ساخت دست نزند، نمی ­تواند درک درستی از کیفیت و زیبایی داشته باشد و از این­ رو قادر به انتخاب محصول مناسب در بازار آشفته طراحی نخواهد بود.» این پروژه انتقاد بسیاری از طراحان را برمی­ انگیزد اما آنچه برای او بیش از این انتقادات اهمیت دارد، شناختن عوامل مؤثر در آموزش کاربران، برای درک زیبایی ا ست.

انزوماری در سال 1976 جایزه نخل طلایی طراحی را برای پژوهش­ های طراحی از آن خود کرد. او در سال­ های 1976تا 1979، مدیریت انجمن طراحان صنعتی (IDA) را نیز به عهده داشت. همچنین در آکادمی هنرهای زیبای شهر کارارا  (Carrara)، دانشکده معماری شهر پارما و دانشکده پلی تکنیک میلان در دوره ­های مختلفی همکاری کرد.

از دیگر آثار معروف او صندلی فلزی و پارچه­ای دلفیا (Delfia) است که توسط شرکت ربوتس (Robots) تولید شد و در سال 1979، دومین نخل طلایی را برایش به ارمغان آورد. یک­سال بعد صندلی دیگری با نام تونیتّا (Tonietta) و با الهام از صندلی معروف مایکل تونت (Michael Thonet) طراحی کرد. صندلی­ ای که در تناسب ابعاد، فرم و مواد ساخته شده (آلیاژی از الومینیوم و چرم مشکی رنگ) ظرافت و زیبایی چشم گیری را به نمایش می­ گذارد و برای سومین بار در سال 1987 او را مفتخر به دریافت نخل طلایی می­ کند. انزوماری پس از دریافت چهارمین نخل طلایی، برای طراحی میز چوبی- فلزی لگاتو (Legato) در سال 2001، همچنان به پژوهش و تدریس ادامه می ­دهد. خلاصه کردن تمام تجارب انزو ماری در چند سطر کار بسیار دشواری است. او مظهر آزاد اندیشی و خود محوری در طراحی است.

آثار انزوماری بیشتر از جنس تجربه ­گرایی است به این معنی که محصولاتش حاصل كشف و شهود است تا یک روش مشخص. خودش می­گوید: «در زندگیم بیش از دو هزار پروژه را آغاز کرده ­ام، اما معتقدم که هنوز مفهوم واقعی طراحی را نمی­ دانم، می ­دانم که نمی­ دانم، درسی که از سقراط گرفتم. می­ خواهم میل به دانستن و وسوسه تحقیق را در خود همیشه زنده نگه دارم. شاید بتوان گفت اينكه او هیچ متدولوژی خاصی برای طراحی ندارد، وام گرفته از شيوه طراحی ممفيس است و می ­توان او را بیشتر یک فرمالیست دانست چراکه فرم در آثارش این مسئله نمود بسیاری دارد. تمام آثارش یک مجموعه فرم هستند اگرچه صندلی طراحی شده او فرم يك صندلی را دارد اما انزو ماری یک فرم منحصر به فرد برای درست­ کردن در اختیار مخاطب می­ گذارد. تقویمی كه طراحی كرده است یک فرم خاص است که شبیه هیچ فرمی نیست، چاقویی که طراحی کرده شبیه هیچ چاقوي ديگري نیست و یک فرم منحصر به فرد است که البته کاربرد هم دارد. مي­توان گفت كه  انزو ماری، طراحی است که از فرم به عملکرد می ­رسد و او را بیشتر به عنوان یک فرمالیست می شناسند. با وجود اينكه فرم در آثارش شاخص است اما تمام فرم­ های طراحی شده، مصرفی هستند. البته او را تجربه ­گرا هم می­ خوانند یکی از دلایل آن هم شاید این مسئله باشد که هیچ نمونه اولیه­ای از محصولش وجود ندارد البته این ویژگی طراحان دهه هفتاد است.

در آثار انزو ماری يك نكته مطرح، زمان است. آثار توليدي او در طول زندگی حرف ه­ای ­اش زیاد نیستند و هر کدام با فاصلۀ زمانی چندین سال از دیگری عرضه شده است. از دیگر ویژگی­ های کارهای او استفاده از مواد به­ صورت خام است و در آثار او رنگ خيلي كم ديده مي­ شود؛ پازل­ ها و صندلی­ ها از چوب خودرنگ و حتی جنس­ های پلاستیکی نيز به رنگ سفید است. این ویژگی یکی از تفاوت­ های او با جریان ممفیس را نشان می­ دهد. که شاید بتوان گفت که او فقط در شيوه طراحی و تجربه­ گرایی به ممفیس پايبند بوده است و در استفاده از رنگ و بافت با ممفیس تفاوت دارد. از طرفی بعد هنری و تجرید عجیبی که در آثار و محصولات طراحی شده  انزوماری دیده می­ شود بسیار شبیه آثار ممفيس است؛ مثلاً صندلی­ كه شبیه هیچ صندلی دیگری نیست. ویژگی دیگر آثارش حضور استفاده ­گر در استفاده از محصول است که شاید ریشه در عقاید او دارد. به ­طوری­که او بخشی از کار مونتاژ محصولات را به عهده استفاده ­گر می­ گذارد همانطور که اشاره شد مبلمان قابل مونتاژی که طراحی کرد و مشارکت مخاطب را در ساخت مبلمان ایجاد کرد یا میزی که داخل یک کیف دستی با قطعات مشخص جا داده شده است و آن را به دست مشتری می ­دهد. او اعتقادی به این مسئله ندارد که من طراحی می­ کنم و مخاطب تنها استفاده ­گر محصول من است بلکه به این مسئله اصرار دارد که من طراحی نمی­ کنم بلکه تنها قطعاتی را به شما می ­دهم که بتوانید خودتان سازندۀ آن باشید. عمدۀ محصولاتش نسبت به آنچه می­ خرید با آنچه می ­سازيد بسيار متفاوت است. بی ­تزئین بودن و دوري از تجمل و رنگ در آثار انزوماری نيز که می­ تواند ریشه در افکار چپی او دارد. در برابر ایتالیای پر زرق و برق و حتی ممفیس مبارزه ­گر با زرق و برق که پر از رنگ و فرم هندسی است آثار انزو ماری، شما را به خلوصی به دور از هر چیز اضافی دعوت می­ کند.

آثار انزوماري خيلی شانس زيادی در بازار نداشت و محبوبيتی به­ دست نیاورد محبوبیتی که به­ طور مثال صندلی پانتون در بازار پیدا کرد؛ زمانی­که به ­عنوان شاخص مطرح می ­شود کاربردهای مختلفی برای آن تعریف می­ شود؛ در رستوران، كليسا، اداره، مهدكودك و فضاهای مشخص وارد می ­شود. اما آثار انزو ماری، خيلی محبوبيت عام پيدا نمی كنند. شاید یکی از دلایل آن کارکردهای مصرفی پررنگ در محصولات او باشد كه به دور از هرگونه جلوه ­گری هستند. همان طور كه اشاره شد او با فاصله ­های زمانی زيادی، آثارش را توليد می كند و مي­ توان گفت که خیلی کم کار است. اما فرم­ هاش خیلی کامل است همان قدر كه فرم شاخص و مجسمه­ گونه است،‌ عملکرد آن نيز گويا و شفاف است. فلسفه کارهایش یک فلسفه گویا است در واقع او یک طراح خاموش است و فرم­ ها آنقدر خالص است که خودنمایی ندارد و آرامشی را القاء می­ کند که ادامه­ ای هم ندارد. آب­میوه ­گیری فلیپ استارک را در نظر بگیرد محبوبیت خاصی دارد و حتی همه به­ عنوان مدل و مجسمه با آن عكس مي­ گيرند. اما آثار  انزو ماری، این­ طور نیستند. با این­که فرم ­هایش خیلی تجریدی است اما خیلی تعویلی هم نیستند.

انزوماری را می ­توان یک طراح مسئول نامید چراکه در طرح ­هایش بیش از آنکه به خواسته و نیاز بازار توجه کند، نیازهای جامعه و به ویژه انسان را محور کارش قرار می­ دهد برای او طراحی، فرایندی است برای اصلاح آنچه ناخوشایند به نظر می­ رسد، نه خلق هزارباره اشیای تکراری به گفته خودش: «من بند بازی هستم که روی یک طناب نازک در حرکتم، سمت چپم را فرهنگ سخیف و بازاری فرا گرفته، سمت راستم را نیز همین طور! و من باید از سقوط در آن بپرهیزم». وی معتقد است که هر طراح باید مدل خود را از یک دنیای ایده­ آل تعریف نماید و نه تنها به طراحی اشیائی بپردازد که از لحاظ زیبایی­ شناسی‌ برای تولید انبوه رضایت ­بخش باشند، بلکه هر کدام از این اشیاء باید مفید بوده و هدف خاصی‌ را دنبال کند و هماهنگی بین کارکرد و مواد و تولید داشته باشد.

اسباب بازی چوبی، اسباب بازی، تجربه عینی، طراحی اسباب بازی، انزوماری، جورچین چوبی، طراح مولف، آموزش کاربر
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد