بازی یک واقعیت اجتماعی/ دکتر علی بلوک باشی

بازی یک واقعیت اجتماعی/ دکتر علی بلوک باشی

شنبه 16 مرداد 1400 - 12:21
دکتر بلوک باشی ازجهان اسباب بازی و نوع نگاه انسان شناسان می گوید. حوزۀ کاری ما انسان­ شناسی اجتماعی است و نگاه ما به بازی و بازی ­های کودک با نگاه متخصصان حوزه­ های علمی دیگر تفاوت دارد. ما بازی و بازیچه را مهمترین عنصر سازنده شخصیت انسان ها می دانیم.

بازی یک واقعیت اجتماعی / دکتر علی بلوک باشی

عضو شورای عالی علمی دایره المعارف بزرگ اسلامی و عضو فرهنگستان ادب فارسی و همکار بخش انسان شناسی انجمن جامعه شناسی ایران

حوزۀ کاری ما انسان­ شناسی اجتماعی است بنابراین نگاه ما به بازی و بازی ­های کودک با نگاه متخصصان حوزه­ های علمی دیگر تفاوت دارد. ما بازی و بازیچه را مهم ­ترین عنصر سازندۀ شخصیت انسان­ ها می ­دانیم چراکه انسان از آغاز زندگی با بازی و بازیچه آشنا می ­شود. انسان در مرحلۀ اول زندگی، نوزادی، در گهواره با زنگوله، جغجغه و صداها آشنایی پیدا می­ کند و سرگرم می­ شود و در حین اینکه رشد می­ کند؛ با بازی­ های حسی و حرکتی آشنایی پیدا می­ کند و بعد که بزرگ­تر می­ شود؛ بازی های تخیلی و بازی­ های تفریحی انجام می­ دهد این بازی­ ها، ابتدا انفرادی و بعد کم­ کم گروهی می ­شوند. ما بازی را یک واقعۀ اجتماعی می­ دانیم که فرهنگ در آن به ­صورت بارز نمایان است و بازی­ ها به­ طور کلی ­بازتابی از واقعیت­ های زندگی هستند. البته خوشبختانه در چند دهۀ اخیر به بازی و اسباب­ بازی توجه خاصی شده است ولی کافی نیست. متأسفانه در دوره­ای که دورۀ تجدد نامیده­ می­ شود؛ بسیاری از عناصر کارآمد و کارساز فرهنگی که در جامعه حضور داشته است را فراموش کرده ­ایم و جذب بازی ­های وارداتی مدرن شده ­ایم و یک چنین حرکتی متأسفانه برای ما انحطاط فرهنگی ایجاد کرده است.

امروز تمام فرهنگ سنتی ما به­ صورت موزه درآمده و همه تماشا می­ کنند و هیچ اطلاعات در مورد موضوع نگاهی نو به بازی­ ها و اسباب­ بازی ­های کهن و برای توسعه فرهنگ بازی و ارائه اسباب ­بازی ­هایی که بتواند امروز کارآمد باشد و فرهنگ سنتی ما را انتقال دهد به بسترهایی برای توسعه و تولید نیاز داریم. ابتدا بازی­ ها در تمام پاره فرهنگ ­های ایران، در یک بستر پژوهشی و یک طرح عمومی باید بررسی شوند. ما از بسیاری بازی­ها که در خرده ­فرهنگ­ های ما و در میان کودکان و نوجوانان وجود دارد و همه سنتی هستند، آگاهی نداریم و وسایل، ابزارها و بازیچه ­هایشان را نمی ­شناسیم در صورتی­ که برای شروع هر کاری این شناخت، نیاز است. بنابراین باید یک طرح تدوین شود و گروه­ هایی انتخاب شوند؛ این گروه ­ها می­ توانند از خود محل و بوم انتخاب شوند سپس با راهنمایی متخصصان و صاحب نظران این بازی­ ها و بازیچه­ ها بررسی شوند، یادداشت ­برداری، عکس­ برداری و فیلم برداری شوند و سپس تحلیل شوند و براساس آن تحلیل­ ها بازی­ های نو و بازیچه­ های طراحی و ارائه شوند و بتوانیم برای سرگرمی کودکان امروز بازیچه بسازیم و تولید کنیم.

در پاره ­فرهنگ­ های ایران بسیاری از مقولات فرهنگی وجود دارند که مشابه هم هستند و وجوه اشتراک زیادی با هم دارند. همچنین بسیاری از عناصر فرهنگی و الگو­های رفتاری فرهنگی را می ­بینیم که باهم مغایر هستند و وجوه افتراقی آنها بیشتر است که هر دوی اینها، سبب و دلیل دارد. اصولاً فرهنگ­ ها چیزهای که می ­سازند و دستاوردهایی که پدید می­ آورند، با ارتباطات فرهنگی هم خوانی دارند و ممکن است در چند پاره ­فرهنگ به­ هم شبیه باشند. لذا بین آنها اشتراک فرهنگی پیدا می­ شود. تداعی معانی و تداعی شباهت­ ها، همسازی­ ها و همگونی ­های برخی از چیزها امکان دارد به­ دلیل مهاجرت عناصر فرهنگی باشد. این مهاجرت عناصر فرهنگی ممکن است به ­صورت بده ­بستان­ های افراد از یک پاره ­فرهنگ به پاره ­فرهنگ دیگر باشند. نیاز معیشتی چیزهای پدید می­ آورد آنچه که برآمده از این معیشت باشد همگون خواهد بود. حالا ممکن است رفتارهای عملی یا رفتارهای ذهنی باشد که این هر دو، دستاوردش از نظر معیشت یکی باشند همسانی پیش می ­آید. اگر با هم دیگر متمایز باشند تضاد داشته باشند با هم دیگر اختلاف­ هایی خواهند داشت.

از نگاه مردم ­شناسی اجتماعی، نگاه به کودک و بازیچه­ های کودک تفاوت دارد و بازیچه ­ها و بازی­ ها، مهمترین عنصر سازندۀ شخصیت انسان­ها است چراکه انسان از آغاز زندگی با بازی و بازیچه آشنا می ­شود، بازی­ها بازتابی از واقعیت ­های زندگی هستند و برای توسعه و تولید به یک طرح عمومی بررسی بازی­ ها در پاره فرهنگ­ های ایران نیاز داریم چراکه بازی­ ها و انواع آن در مناطق مختلف ایران بسیار ناشناخته است و تهیه این طرح را برای شروع هر اقدامی در حوزۀ طراحی و تولید ضروری دانستند.

مقاله ­ای از مجله فرانسوی به نام مطالعات فرانسوی اییل می­ خواندم؛ این مجله دو ویژه ­نامه در زمینۀ بازی دارد به ­نام «مسابقه، بازی و ادبیات» و دیگری به ­نام «درون بازی، بیرون مسابقه». در این ویژه­ نامه، یوجن فینگ مقاله ­ای از دیدگاه هستی­ شناسی و استعاری به بازی دارد و بازی را خیلی جالب معنا کرده ­اند؛ ایشان نوشته­ اند بازی­ ها بر خود متمرکز می­ شوند، یعنی درونگرا هستند و قصد و هدف بیرونی ندارند. او می ­گوید بازی­ ها می ­توانند به­ صورت استعاری نشان­ دهندۀ واقعیت­ ها باشند که چگونه در چهارچوب فرهنگ می­ توان بازی را ارائه داد. بازی و زندگی هر دو قواعد عملی یکسانی دارند کاملاً همگون و همگن هم هستند؛ یعنی بازیگر دارند، عوالم بازی، بازیچه، فضای بازی و جامعۀ بازی دارند اما این بازی است که رویاروی کل واقعیت زندگی را نشان می­دهد. بازی از طریق بازنمایی واقعیت آن را در خود جذب می­ کند و به همین جهت ما جدی ­بودن را به بازی می­ گیریم، حقیقت، واقعیت، کار و تلاش، عشق و مرگ را به بازی می­ گیریم حتی بازی را هم به بازی می ­گیریم.

اسباب بازی، فرهنگ و اسباب بازی، بازی، علی بلوک باشی، اسباب بازی و اجتماع، انسانشناسی
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد