گفت و گوی کوتاه  با یحیی مافی/ معلم، اساس است. معلم اسباب بازی است / گروه علمی چهارباغ

گفت و گوی کوتاه با یحیی مافی/ معلم، اساس است. معلم اسباب بازی است / گروه علمی چهارباغ

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1400 - 15:21
یحیی مافی (۱۳۰۲–۱۳۹۲) یکی از اعضای مؤسس و عضو هیئت مدیره شورای کتاب کودک، از پایه‌گذاران مجتمع آموزشی مهران، آموزگار، کارشناس و پژوهشگر مسائل آموزشی و تربیتی بود. او به همراه همسرش، معصومه سهراب، از پیشگامان گشایش مدرسه‌های ملی در ایران بودند.

 گفت و گوی یحیی مافی درباره نقش معلم در ترویج بازی و اسباب آن / گروه علمی چهارباغ 

یحیی مافی (۱۳۰۲–۱۳۹۲) یکی از اعضای مؤسس و عضو هیئت مدیره شورای کتاب کودک، از پایه‌گذاران مجتمع آموزشی مهران، آموزگار، کارشناس و پژوهشگر مسائل آموزشی و تربیتی بود. او به همراه همسرش، معصومه سهراب، از پیشگامان گشایش مدرسه‌های ملی در ایران بودند.

این گفتگو در سمیناراسباب بازی و ابزارهای کمک آموزشی در  توسط آقای مافی ارائه شد. 

در سال ۱۳۰٢ در کلایه رودبار الموت به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۲ با خانم معصومه سهراب «کودکستان مهر» را بنیاد نهادند. در سال ۱۳۳۴ مجموعه کودکستان و دبستان دختران و پسران و بعدها دبیرستان و راهنمایی «مهران» کامل شد و تا سال ۱۳۵۸ که به موجب مصوبه شورای انقلاب، همه مدارس ملی به دولتی تبدیل شدند، به کار ادامه دادند. هم ‌اکنون این مجموعه در اختیار آموزش و پرورش تهران است. مجموعه آموزشی مهران عضو انجمن ملی مدارس هماهنگ بود. تبادل تجربه مدیران مدرسه ها در این انجمن و برنامه ریزی بازدید از مدرسه های کشورهای دیگر از سوی این نهاد، در ادارۀ مدرسه‌ و بالا‌بردن سطح آموزشی دانش ‌آموزان کارسازبود. مدرسۀ مهران از پیشگامان تشویق و عادت دادن دانش آموزان به کتابخوانی است. یحیی مافی، در دی ماه ۱۳۴۱ با همسرش معصومه سهراب به گروهی از کارشناسان ادبیات کودکان و آموزش و پرورش کودکان و هنرمندان پیوستند که دغدغه رشد ادبیات کودکان ایران را داشتند و شورای کتاب کودک ایران را بنیاد نهادند. از آن زمان تاکنون فعالانه در شورای کتاب کودک ایران فعالیت داشته است و هم اکنون عضو هیأت مدیره و نماینده شورای کتاب کودک در شرکت تهیه و نشر فرهنگنامۀ کودک و نوجوان است.
با احترام به همۀ عزیزانی که برای کودکان کار می کنند و در اینجا شرف حضور دارند. بنده و خانم مافی (معصومه سهراب)، که خدایش بیامرزد، سال 1332 (نزدیک به 60 سال پیش) کودکستانی را تأسیس کردیم. این مسئله خیلی مهم است که بدایند چرا ما این کار را آغاز کردیم؟ ما هر دو معلم بودیم؛ ایشان معلم مدرسۀ ایران در منطقه خانی آباد بود و من هم به عنوان معلم بعدازظهرها در کلاس های شبانه درس می دادم و به این فکر افتادیم که کودکستانی تأسیس کنیم. این مسئله در آن زمان خیلی مطرح نبود و ما سختی های بسیاری را به جان خریدیم ولی می خواهم عرض کنم که اگر هر کسی شغلی را که می پذیرد به آن علاقمند باشد توفیق بیشتری در آن خواهد داشت. کودکستان در آن زمان خیلی عمومی نبود و کار جدیدی بود؛ به این فکر افتادیم که کجا آن را تأسیس کنیم. قبل از ما دو، سه نفری بودند که این کار را شروع کرده بودند؛ خانم به صالح، عبدی و مبتکری و یک مدرسه آمریکایی نیز آموزش کودکان را پیش از دبستان انجام می دادند. ما به قصد اینکه کاری برای کودکان انجام دهیم این کار را آغاز کردیم. در آن زمان اصلاً جنبه مالی مسئله نبود، نمی خواهم بگویم ما خیلی قدیس بودیم، نه ما امید داشتیم و ادامه دادیم؛ گاه خانم مافی ساعت ها با مادری دربارۀ اینکه کودکستان چیست صحبت می کرد و آن خانم خداحافظی می  کرد و می رفت، ما سختی های بسیاری کشیدیم تا توانستیم خانواده ها را مجاب کنیم تا اینکه روزی یکی از معلمین مدرسه آمریکایی ها که از دوستان نزدیک ما بود، پیش ما آمد و چند نفر از بچه های کودکستان خود را نیز پیش ما آورد، البته بیشتر کودکان لبنانی های مسیحی بودند درواقع این مسئله باعث شد تا ما بتوانیم کودکان دیگر را هم جذب کنیم (چون ما، ایرانی ها بیشتر تفکر تقلیدی داریم) و به همین ترتیب ما توانستیم ادامه بدهیم. تا سال 1334 که مدرسه را تأسیس کردیم چون آموزش و پرورش به تنهایی قادر نبود تا پاسخگوی انتظار مردمی باشد که در آن سال ها دانشگاه رفته و علاقمند به تحصیل کودکانشان بودند. بنابراین آموزش و پرورش آن زمان، دست به دامن کسانی شدند که تمایل داشتند دبستانی یا مؤسسه تربیتی تأسیس کنند. شرایطی فراهم شد که من توانستم مجوز مدرسۀ پسران و همسر من مجوز مدرسۀ دختران را بگیریم و نتیجۀ بسیار خوبی گرفتیم و در گزارشی که به آموزش و پرورش دادیم این اتفاق برای دستگاه آموزش و پرورش بسیار مفید واقع شد. ما در آن زمان وسایل و امکانات بسیار محدودی در کودکستان داشتیم. من می توانم بگویم امروز از همه خوشحال ترم که می بینم چقدر تولیدات بسیاری در اختیار معلمان و خانواده ها وجود دارد. در گذشته علاوه بر اینکه وسیله ای نبود، بحث های علمی و راهنمایی کننده معلمان نیز نبود. آن زمانی که ما مدرسه را تأسیس کردیم فقط خانم توران میرهادی بود، حتماً همۀ شما او را می شناسید به تازگی کودکستانشان را باز کرده بودند، آقای عباس یمینی شریف (حتماً همه شما شعری از ایشان را حفظ دارید) و آقای بنی احمد هم بودند که در این امر مطالعه و دانش داشتند. چیزی که در اینجا تأکید زیادی بر آن نشد این است که؛ معلم اساس است، معلم اسباب بازی است، معلم راهنما و هدایت  کننده است، معلم حتماً نباید فردی دانشمند و دانشگاهی باشد بلکه معلم باید علاقمند باشد و اگر فلسفه و دانش دروس دانشگاه هم، همراه علاقه باشد؛ این معلم ایده آل است.
در این فرصت، بحث دربارۀ اسباب بازی است. این اسباب بازی باید از جانب معلم به کلاس آورده شود خودش هم بتواند با آن بازی کند، با بچه ها بازی کند، با بچه ها بخندد، با بچه ها شوخی کند، این معلم می تواند معلمِ اسباب بازی باشد. در چنین برنامه ها و فرصت هایی علاوه بر مطالعه علمی اسباب بازی، باید از معلمان هم دعوت شود تا بیایند و تجربه های خود را در مورد به کاربردن اسباب بازی و لزوم آن بیان کنند. سازندگان اسباب بازی باید حضور داشته باشند؛ بنده از جناب آقای کریمی قدردانی می کنم؛ ایشان به نوعی مبتکر اسباب بازی در ایران بودند و حضورشان در این برنامه بسیار ارزشمند است. مسئله مهم تر، ارتباط معلمی است که می خواهد با اسباب بازی کار کند او باید با پدر و مادر ارتباط داشته باشد چراکه گاه به پدر و مادرها گفته می شود که بچه ها باید کتاب بخوانند و اسباب بازی به درس خواندن آنها لطمه می زند در صورتی که این‌طور نیست؛ این لزوم را پدر و مادرها باید حس کنند اسباب بازی هایی که توسط پدر و مادرها خریده می شود نیز به نوعی تسلیم خواستۀ کودکان هستند بنابراین ارتباط معلم با پدر و مادر برای هماهنگ کردن فکرشان در تربیت کودک باید زیاد و دائم باشد. خانم دکتر قاسم زاده، تجربه های بسیار ارزشمندی در این زمینه دارند و باید از این نعمت دانش و تجربۀ ا یشان بهرۀ لازم را برد.
مسئله دیگر، کتاب است که علاوه بر اسباب بازی تأثیر بسیار زیادی بر کودک دارد به ویژه در کودکستان باید کتاب هایی وجود داشته باشد که کودکان بتوانند با آن بازی و تجربه های مختلفی داشته باشند. در زمان ما کتاب بسیار محدود بود؛ ما در کودکستان برای تأسیس کتابخانه، خیلی در فشار بودیم و فقط کتاب های اندکی برای کودکان پیدا کردیم این‌قدر ما در فشار و کمبود بودیم تا اینکه شورای کتاب کودک در سال 1341 تأسیس شد و با ورود دانشمندانی در این زمینه، انتشار کتاب برای کودکان بیشتر شد و امروز از همه شما خوشحال تر هستم از این جهت که انواع کتاب ها را برای کودکان داریم. با همت خانم میرهادی و فعالیت های شورای کتاب کودک، نشر کتاب زیاد شد و در عین حال این مسئله نیز مطرح شد که کتاب می تواند بدآموزی هم داشته باشد بنابراین یکی از فعالیت های شورای کتاب کودک، بررسی کتاب ها برای معرفی کتاب های مناسب برای کودکان و تناسب کتاب ها با تصویر و موارد دیگر  شد. مثلاً می گویند کتاب موش و گربه برای کودکان خوب است برای اینکه شخصیت های آن موش و گربه هستند در صورتی که عبید زاکانی بزرگترین انتقاد خود را به دستگاه حاکم در قالب داستان گربه ای ظالم و موش مظلوم آورده است. پس نمی توان خیلی سطحی کتاب را برای کودکان انتخاب کرد بلکه مفاهیم آن نیز باید بررسی شوند. شورای کتاب کودک این وظیفه را به عهده داشته است و ما امسال پنجاهمین سال تأسیس آن را در نهم اسفندماه 1391 در حسینیۀ ارشاد جشن می گیریم.

یحیی مافی در ۹ بهمن ۱۳۹۲ به دیار باقی شتافت. یادش گرامی باد. 

پژوهش در مدرسه، ابزارهای کمک آموزشی، یجیی مافی، آموزش و پرورش، معلم، کودکستان، ادبیات کهن ایران، شورای کتاب کودک
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد