گفت وگو با دکتر فرخنده مفیدی (بازی، همپای طبیعی کودک  ) گروه علمی چهارباغ

گفت وگو با دکتر فرخنده مفیدی (بازی، همپای طبیعی کودک ) گروه علمی چهارباغ

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1400 - 12:28
دکتر فرخنده مفیدی، دکترای تعلیم و تربیت کودکان پیش از دبستان از دانشگاه فلوریدای آمریکا و فارغ التحصیل سال 1980،استاد تمام دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی،مدیر گروه آموزش و پرورش و فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

بازی، همپای طبیعی کودک

گفت وگو با دکتر فرخنده مفیدی/ آزاده بیات 

دکتر فرخنده مفیدی، دکترای تعلیم و تربیت کودکان پیش از دبستان از دانشگاه فلوریدای آمریکا و فارغ التحصیل سال 1980، استاد تمام دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی، مدیر گروه آموزش و پرورش و فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.

این مصاحبه به مناسبت برگزاری دومین سمینار تخصصی طراحی اسباب بازی انجام شد به دلیل اینکه خانم دکتر مفیدی در زمان سمینار در ایران حضور نداشتند پیام ایشان برای سمینار  از طریق این مصاحبه انتقال داده شد؛ بخش های کوتاهی از این مصاحبه در روز برنامه نیز پخش شد و متن کامل آن در اینجا ارائه شده است.

شما سال ها در زمینۀ آموزش کودکان فعالیت کرده اید و تجربه های ارزشمندی در ایران و خارج از ایران داشته اید و در این سال ها نگاهتان به دست ها و چشم های کودکان بوده است. چقدر این نگاه ها، حرف ها و دست ها در طول زمان یا مکان های مختلف تغییر کرده اند؟

در مورد سؤال خوب شما باید عرض کنم که در دوران کودکی کودکان هر آنچه را که بتوانند بشنوند، ببینند، حس کنند تجربه کنند، لمس کنند به عنوان خمیرمایه و به عبارت بهتر بنیان شکل گیری شخصیشان تلقی خواهد شد. به همین جهت نگاه ما این است که کودک را در این دوران حساس و سرنوشت ساز دوران کودکی با محیط های سرشار از ابزار مناسب وسایل مناسب برخوردار کنیم تا کودکان بتوانند از وسایل و اشیاء یا ابزاری که در اختیار دارند و در محیط پیرامون است به طور طبیعی یا به طور مصنوعی در محیط  پیرامونشان وجود دارد کمال استفاده را ببرند. هر چه ما در انتخاب این وسایل دقت بیشتری داشته باشیم و مسئولیت ذهنی خوبی را به کار بگیریم در واقع این محیط را سرشار می‌کنیم تا کودکان بتوانند بنا به توانایی خودشان در این دوره بتوانند خوب حس کنند خوب تجربه کنند و محیط خود را بشناسند مشاهدات کودکان تجربه واقعی و عینی کودکان با اشیاء و ابزار به گواه بسیاری از تحقیقات و یافته های علمی  می‌تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی آنها باشد و در رشد ابعاد همه جانیه کودک سهم داشته باشد. ما ساده نپنداریم که کودکی زیر یک سال اگر با وسیله ای بازی می‌کند طبیعتا تصورمان این باشد که فقط یک سرگرمی است علاوه بر این دوره چون کودکان عطش سیراب نشدنی برای یادگیری دارند و بسیار کنجکاو هستند و از یافته های بیرونی می‌توانند کمال استفاده را ببرند.وسایل بازی هرچند به نظر ما ساده هستند می‌توانند دنیایی تجربه برایشان تلقی شود و با ارتباط برقرار کردن و لمس، تغییر و انتقال بسیاری از قطعات آن بازی های مختلف و دلخواه می‌توانند انجام دهند و اطلاعات بسیاری کسب کنند که شاید از چشم ما دور باشد. به همین جهت در پاسخ به پرسش شما نگاه من این است که حتماً این دوره را باید دریابیم و هرآنچه که در اختیار او قرار می گیرد یا فرصت برای او فراهم کنیم که از محیط بهره ببرد با انتخاب وسایل مناسب به او کمک بیشتری کنیم تا شخصیت شکل یافته و منسجمی پیدا کند و بسیاری از نیازهایش را بتواند از این طریق دریافت کند.

همانطورکه اشاره کردید، مفهوم کودکی با مفاهیمی مثل رشد، بازی، خلاقیت، کنجکاوی و یادگیری همراه است؛ می توانیم بگوییم، مفاهیمی که کاملاً فطری هستند پس اگر بپذیریم که این مفاهیم در طول زمان تغییر کرده است آیا مفهوم کودکی را با کودک دیروز امروز و فردا، تقلیل نداده ایم؟

پاسخ به این سؤال ما را بر آن می دارد که از جوانب مختلف به این مسئله نگاه کنیم. انسان در دورۀ تحولی خود متأثر از بسیاری از عوامل محیطی و اکتسابی خود است. طبیعتاً به این منظور اگر ما بتوانیم محیط او را غنی کنیم و دچار فقر در محیط نشود به او کمک کرده  ایم که دوران کودکی بهتری داشته باشد. تحقیقات فراوان نشان می دهد که حضور کودک در محیط های سرشار، سرنوشت تربیتی بهتری برایش رقم خواهد زد. در واقع نمی توان به این شکل فرمولی پاسخ دهیم که کودکی در گذشته، دوره لذت بخشی نبوده است برای اینکه نگاه ما این است که در هر دوره و تاریخ، کودکان متأثر از محیط خودشان هستند.

متغیرهایی که در محیط خانوادگی و اجتماعی و در محیط ارتباطی آنها وجود دارد باعث تغییر در آنها می شود. محیط خانواده، اجتماع، مراکز آموزشی و محیط طبیعی اگر به برکت بسیاری از متغیرهای تأثیرگذار خود را نشان داده و بتواند پر بار باشد افراد هم در دورۀ کودکی خود بیشتر از محرک های محیطی اثر می پذیرند و به سرعت زیاد هم اثر می پذیرند و از این محیط ها بهره مند بوده اند. به همین جهت هم ما در تاریخ گذشته نمی توانیم بگوییم که کودکی، دورۀ سرشاری نبوده است اما می توانیم بگوییم که متغیرهایی که امروز و فرداها می توانند وجود داشته باشند تغییراتی کرده اند چون محیط ما متأثر از عواملی چون تکنولوژی دانش فراوان و نگرش ها و ارزش هاست.

ما در طول زمان، نگرش ها و باورهای بهتری نسبت به کودکان پیدا کرده ایم که ارزش بسیار فراوانی دارد اینکه کودکان را چگونه ببینیم قاعدتاً به آنها نگاه مثبت تری داریم به آنها احترام بیشتری می گذاریم به حقوق آنها شناخت بهتری داریم از یافته های تحقیقی و دانش به روز بهتری بهره می گیریم. خوشبختانه فناوری هم خدمت بیشتری به ما کرده است. این عوامل متغیرهای تأثیرگذاری در طول زمان هستند و به جرأت می توان گفت انتظار وقوع حوادث علمی و تجربی فراوانی را در آینده داریم که بر بشر اثر خواهند گذاشت.

دورۀ کودکی هم دوره ای است که تأثیرپذیری بیشتری دارد و کودکان نسبت به محرک ها اثر پذیری بیشتری دارند. طبیعتاً از این منظر که باورهای بهتری پیدا کرده ایم و به دورۀ کودکی هم ارزش بیشتری می گذاریم می توان گفت دوران کودکی متحول شده است و تحول بیشتری هم خواهد یافت و بچه هایی که امروز زندگی می کنند خوشبخت هستند و از این عوامل تأثیرگذار اثر می گیرند.

طبیعتاً بچه هایی از دنیای آینده نیز بیش از آنچه بچه های امروز دارند می توانند بهره ببرند و خوشبخت تر خواهند بود. یک فرمول کلی را نیز می توان در ذهن داشت که هرآنچه کودکان می گیرند از طریق حواس و عوامل حسی است که به عنوان ابزارهای قدرتمند می تواند بر رشد همه جانبۀ آنها تأثیر بگذارد یعنی کودکان در ابتدا دریافت کنندۀ حسی هستند و این دریافت های خوب می تواند اثرات پایداری را بر رشد همه جانبه آنها بگذارد. بنابراین دریافت ما این است که محیط را غنی کنیم البته مقصود این نیست که لزوماً محیط را زیبا کنیم بلکه زیبایی در این است که چگونه با آنها ارتباط برقرار کنیم. چه نگاهی به آنها داشته باشیم و دورۀ کودکی را به طور قطع باور کنیم. محیط آموزشی ارتباطی و ابزاری خوبی برایشان فراهم کنیم و به یک سخن هر آنچه را که نیاز دارند فراهم کنیم و تا جایی که ممکن است پاسخگوی نیازهایشان باشیم تا آنها بتوانند به برکت این همه دستاوردها و امکانات خودسازی بهتری داشته باشند. شکل دهی به شخصیت کودکان و درواقع پروراندن شخصیت آنها در گرو این است که چگونه به دورۀ کودکی نگاه کنیم.

شاید از این منظر دریافت جامعه شناسان، روانشناسان، مردم شناسان و بسیاری از صاحبنظران تعلیم و تربیت بسیار صائب باشد که کودکی را باید دریابیم. با توجه به تجربه ای که از ارتباط کودک و دنیای آنها دارم می توان در یک کلام گفت کودکان آمادگی بسیار خوبی برای جذب از طریق محیط دارند به همین جهت غافل نشویم که اگرچه شخصیت تا حدود زیادی تحت تأثیر عوامل از پیش شکل گرفته است اما در هرحال عامل محیط و عوامل تأثیرگذار، مانند خانواده یا جامعه و اجتماع وسیع تر می تواند تأثیر مثبت و سازنده خود را بگذارد و برآیند آنها در زمان مناسب مهم است.

به عبارت بهتر ما عوامل از پیش تعیین شده را فقط با عوامل محیطی در نظر نمی گیریم بلکه در عامل زمان معنا پیدا می کند. از تولد تا دوره ای که طبق طبقه بندی امروز زیر شش سالگی است و از حساس ترین دوره ها محسوب می شود که هم عوامل حسی، گیرندگی خیلی سریع تر و پایدارتری دارند و هم کودکان پذیرش بهتر و سریع تری برای یادگیری دارند و اثرپذیری بیشتری نسبت به محرکات دارند به همین جهت ماندگاری این اثرپذیری هم بیشتر است و دوام این تأثرات می تواند بر سرنوشت تربیتی تا پایان عمر انسان اثر بگذارد. بنابراین هرچه در این دوران کشت خوبی داشته باشیم قطعاً پذیرش بهتر و یافته های بیشتری را در سال های بالاتر هم خواهیم داشت.

شما به نقش محیط و عوامل محیطی خیلی خوب اشاره کردید که چقدر در پرورش کودک تأثیرگذار است در این میان به اسباببازی می رسیم به عنوان یکی از این عوامل محیطی، به کودک بسیار نزدیک است و نقش مؤثری که شما از عوامل محیط می فرمایید خیلی خوب در اسباببازی هم وجود دارد اگر ممکن است نقش اسباببازی و اهمیت آن را در دوارن کودکی بفرمایید و اینکه آیا میتوانیم اسباببازی را از دنیای کودکی حذف کنیم؟

بازی همپای طبیعی کودک است. به عبارتی بهتر، بازی و دوره کودکی با هم در آمیخته و درهم تنیده هستند. هرگونه جداسازی و تلقی جداسازی کودکی و بازی، خیلی ساده انگارانه است و درست نیست زیرا در طبیعت حتی حیوانات نیز کودکان خود را با ابزارهای محیطی خودشان و ابزارهایی که در اختیارشان است به بازی تشویق می کنند. درواقع بازی در سازندگی کودکان نقش مؤثر و اثربخشی بسیار فراوانی دارد که علاوه بر رشد اجتماعی و رشد شناختی و ذهنی، جسمی، عاطفی و روانی در رشد زبان و گفتار و خلاقیت و زیبایی شناسی آنها سهم دارد.

نوعی نگاه هم این است که بازی،  احساس خودباوری به کودک می دهد که خود را به عنوان کودک بشناسند. این خیلی مهم است که بگذاریم کودکان، کودک باشند و خود را به عنوان کودک ببینند و تلقی یک خودباوری نسبت به کودکی پیدا کنند اما مهم این است که چگونه عمل کنیم و چه برخوردی داشته باشیم.

یکی از راه های خوب این است که به آنها فرصت دهیم که شکوفا شوند و از طریق وسایل مناسب، سازنده و نوآورانه بتوانند دنیای کودکی را برای خود معنا کنند. این بدان معنی نیست که هر کودکی که وسیله گران قیمتی نداشت یا چیزی در اختیارش نگذاشتیم طبیعتاً پی بازی نمی گردد بلکه کودکان گاه از هیچ، بازی می سازند و این مهم است که به این نکته توجه کنیم که کودکان چون نیازمند بازی کردن هستند و چون نیازمند این هستند که خود را در بازی کردن بسازند از هر چیز ممکن در محیطشان می توانند برای بازی کردن بهره ببرند. شما فکر کنید اگر در اتاقی که در و پنجره  و میز و صندلی داشته باشد یا حتی نداشته باشد کودکی را رها کنیم، کودک راهی را برای بازی کردن پیدا می کند ممکن است صندلی را برگرداند و از روی آن بپرد که از زیرش بگذرد و ممکن است دست به چیزی بزند و تغییری ایجاد کند که همه این ها نشانگر این است که کودک ما به ویژه در سال های حساس کودکی از نظر روحی و روانی  ارتباط عمیقی با محیط و ابزارهای محیطی دارد.

بنابراین اگر ما بازی را همپای طبیعی کودک می دانیم و وسایل ابزار مناسب را غنابخش محیط او می دانیم باید مسئولیت خیلی خوبی را در انتخاب وسایل داشته باشیم و به نیازهای بازی او توجه کنیم. به نظر می رسد در این وضعیت است که پی می بریم چه وسایلی در چه زمانی و با چه ویژگی هایی باید در اختیار کودک قرار گیرد یا چه سؤالات و چه عطشی برای یادگیری دارد که بتواند پاسخگوی این مسائل باشد. برای مثال اگر کودک بخواهد درک زیبایی شناختی نسبت به محیط خود داشته باشد طبیعی است که ما او را از طبیعت جدا نمی کنیم چون باید با محیط ارتباط داشته باشد و در طبیعت چیزهای بسیاری وجود دارد که کودک می تواند با آن بازی کند؛ شن، آب و بسیاری از موارد محیطی می تواند به او کمک کند تا قوای خلاقه و زیبایی شناختی خود را در این مواد و وسایل پیدا کند.

حال در جاهای دیگر و محیط های دیگر آموزشی و خانوادگی به برکت اندیشه های بزرگترها و ارتباط با کودکانشان و طبع مهربانی که با کودکان دارند می توانند دریافت های حسی آنها را معنا کنند و به نیازهای خود از طریق انتخاب وسایل خوب پاسخگو باشند، اینکه این خصوصیات در کدام وسایل دیده می شود و کودک از طریق کدام وسایل باید خود را معنا کند طبیعتا یکی از مهمترین چیزهایی است که باید در نظر داشت باید ببینیم که آیا کودک شاد و راضی هست؟

شادی و راحتی کودک در استفاده از یک وسیله معنای بسیار عمیقی دارد. خواه وسیله گران باشد یا ارزان، ساده یا پیچیده، کوچک و بزرگ و هر نوعی باشد اگر کودک با توجه با سن و نیاز خود با آن وسیله بازی کند رضایت و راحتی او تأمین می شود. البته این نکته فقط به عنوان یکی از ویژگی ها مطرح است و ابزار مناسب ویژگی های مختلفی دارد.

آیا اسباببازی پاسخ به شرایط و تغییرات روز است یا پاسخ به نیاز فطری کودک برای بازی است؟

سؤال بسیار خوبی است. عمدتاً انتخاب هر وسیله برای کودک یا به همراه کودک را نباید منوط به سلیقه و ذوق شخصی خود کنیم. متأسفانه بسیار دیده می شود که بزرگترها به علل گوناگون ممکن است انتخاب خودخواستی را داشته باشند و آنچه را که مورد نیاز بچه ها است در اختیارشان قرار ندهند. این انتخاب، ممکن است متأثر از کمبود آگاهی و دانش آنها نسبت به ویژگی ها و نیازهای کودکان باشد یا ناخواسته در ارتباط با اینکه وسایل چه قابلیت ها و ویژگی هایی دارند. با خرید یک وسیله می توانند چه دنیایی را پیش روی کودکانشان باز کنند و کودکان چه تأثیری می توانند از وسیله بگیرند، ممکن است گاه به دلیل در نظرگرفتن برخی عوامل دیگر مثل ارزانی و گرانی و جذابیت های ظاهری و یا ابعاد کوچک و بزرگ، وسایلی را اختیار کنند که فقط متناسب با سلیقه و خواست بزرگترهاست و کودک باید با هر آنچه او خریده است بازی کند در این صورت ممکن است کودک از این وسیله به نحو خوبی نتواند استفاده کند به عبارت بهتر ممکن است وسیله قابلیت های خوبی داشته باشد ولی در زمان و متناسب با نیاز او کاربرد خود را نشان نداده است. برای مثال اگر برای یک کودک چهارساله یک جغجغه یا وسیله تکان دهنده داشته باشید برای او ایجاد جذابیت و تحرک جسمی نمی کند یک ابتکار و نوآوری را سبب نمی شود و همچنین باعث نمی شود که کودک با آن ارتباط برقرار نمی کند و به همین جهت از بازی کردن با این وسیله که مناسب سن خودش نیست سرباز می زند. طبیعتاً از نظر عاطفی نیز او را سرزنده نگه نمی دارد به همین جهت زود کسل و افسرده می شود.

هدف ما در انتخاب وسایل این است که هم کودکان را شاد نگه داریم که آنها بتوانند علاوه بر سرگرم شدن به نیازهای خود نیز پاسخ دهند، کنجکاوی آنها را تحریک کنیم و یادگیری هم داشته باشند. به عبارت دیگر اگر برای کودک چهار ساله یا به همراه او وسیله ای انتخاب کنید که چالش برانگیز باشد، یک نوع تحرک روانی ایجاد کند و این وسیله، می تواند پاسخگوی سؤالات بسیار زیاد باشد. مثلاً یک بسته آموزشی لگو یا جعبه بازی با مکعب ها کودک می تواند به راه های مختلف مورد استفاده قرار گیرد زیرا تغییرات و چرخش هایی را به الحاقات این وسیله می دهد که می تواند بسیاری از سؤالات ذهنی و روانی او را پاسخ دهد علاوه بر آن هنگامی که شما یک کودک یا گروهی از کودکان (به صورت فردی یا گروهی) را نگاه می کنید که با این وسیله بازی می کنند تعجب خواهید کرد زیرا فکر نمی کردید که این وسیله به این صورت هم می تواند مورد بازی کودکان قرار گیرد و سؤالاتش را بتواند پاسخ دهد یا از این مجموعه این کارها هم برمی آید. این کودک است که با بازی خودش به ما نشان می دهد که چه نوع ارتباطی را با وسیله خواهد داشت. در واقع هریک از این قطعات، ریز و درشت است که با کودک ارتباط برقرار می کنند و با زاویۀ دید ما بزرگترها فرق دارد.

درحقیقت کودکان به ما یاد می دهند که این گونه هم می شود از اسباب بازی استفاده کرد و بسیاری از تولیدکنندگان و تهیه کنندگان خوب نیز کاربرد بسیاری از وسایل خود را در دنیای واقعی کودکان می یابند. به عبارت بهتر وسیله ای را با دانش و فناوری خود تهیه می کنند و قبل از اینکه در اختیار کودکان قرار دهند در اختیار بازار فروش قرار نمی دهند. دنیای کودکی هم باید اینگونه با بازی ها معنا شود که ببینید من چه می خواهم آن گاه آن وسیله در اختیار کودکان قرار بگیرد به همین جهت ما از همینجا توصیه می کنیم که تهیه کنندگان و توزیع کنندگان وسایل بازی نگاهی به دورۀ کودکی داشته باشند و وسایلی را که با ابتکار و خلاقیت خود طراحی می کنند قبل از توزیع در اختیار گروهی از کودکان قرار  دهند که بتوانند وسایل را طبقه بندی کنند و ببینند که کودکان با نیازهایشان با سوالاتشان با ارتباطشان با وسیله، کاربردش را چگونه برای ما مشخص می کنند. در واقع ما هم اکنون یک وارونگی را در این قسمت می بینیم یعنی وسایل قبل از کار با کودکان تجویز می شوند در حالی که باید قبل از تجویز و نسخه پیچی و در اختیار بازار و خانوده ها قرار دادن این وسیله مورد بازبینی قرار گیرد و دیده شود که این وسیله برای دوران کودکی چه معنایی دارد و تغییرات لازم و پردازش های لازم را پیدا کند و آنگاه خودش را بیاید. آن وقت می توان گفت که ویژگی مناسبی دارد.  

نگاه جوامع و نظریه پردازان به مفهوم کودکی در طول تاریخ تغییر کرده است از قرن هجده که کودکی به عنوان دوره ای از زندگی به رسیمیت شناخته شد تا قرن بیستم که قرن کودکی نامیده شد این تغییرات تأثیر بسیار زیادی در آموزش کودکان داشته است و روش های آموزشی و برخورد با کودکان از این تغییرات تاثیر گرفتند و خیلی هم درست بوده اند فکر می کنید این تغییرات چقدر بر ساختار اسباببازیها تاثیر گذاشته اند و آیا اساسا تاثیری گذاشته اند یا اسباببازیها روندی جداگانه را طی کرده اند؟

آنچه که ما در طول تاریخ می بینیم به برکت تجربه و دانش حاصل آمده است و به طور طبیعی مورد استفاده قرار گرفته است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که با توجه به اطلاعات گسترده و وسیع می تواند بسیاری مجهولات را حل کند و بسیاری از ابهامات را پاسخگو باشد. اما نیازمندیم که دریافت خوبی از این دیدگاه ها، نظریه ها و اعتقادات و باورهای پیشکسوتان و صاحب نظران مختلف در حوزه های گسترده داشته باشیم. طبیعتاً حاصل تلاش ها و اندیشه های آنها می تواند در پرباری زندگی ما به هر طریق سهمی داشته باشد کودکان هم طبیعتاً در هر حوزه و قلمروی زمانی که زندگی کنند باید توسط صاحب نظران و متخصصان برنامه های تربیتی شان هدایت شوند و به گونه ای این برنامه ها طراحی شود که بتوانند از حاصل اندیشه های این افراد دانشمند، متخصصان و نظریه پردازان بهره بگیرند.

برای مثال اگر فردردیک فروبل آلمانی، به عنوان پدر کودکستان شناخته می شود. به جرأت می توان گفت که در حوزه بازی شاید جز اولین کسانی باشد که به زیبایی، بازی را معنا می کند و برنامه ای که برای کودکان در کودکستان آلمانی خود «باغ کودکان» طراحی می کند متأثر از اندیشه های خود در مورد بازی است. به عبارتی بسیاری از اندیشمندان دیگر مثل خانم مونته سوری، بازی را کار کودک می دانند و درواقع وسایل و ابزاری را طراحی می کنند که بتوانند در برنامۀ کودکان مورد استفاده قرار گیرد. به همۀ کسانی که مشغول فرزندپروری هستند یا ارتباط با کودک دارند و به آموزش آنها می پردازند توصیه  می کنند که این وسایل با این ویژگی ها، می تواند در ارتباط با کودکانشان مورد استفاده قرارگیرد. برای مثال شما شاید بازی با مکعب ها را که بیشتر به شکل خلاقانه و نوآورانه در باغ کودکان فردریک فروبل مورد استفاده قرار می گرفت امروز هم بتوانید ببینید منتهی با توجه به رشد فناوری و سرعت تغییرات آن ممکن است به آن صورت و روش گذشته قابل بهره وری نباشد و امروز ممکن است شکل خیلی بهتری برای بهره وری پیدا کنند.

در هر حال نگاه این است که بازی با مکعب ها، چوب ها و جعبه ها می تواند ایجاد خلاقیت کند اما ممکن است روش کار با آنها به صورت امروزی تغییر پیدا کند. خانم ماریا مونته سوری را نیز به عنوان فردی می شناسیم که ابزارهای حسی را شکل داده است؛ ابزارهایی که می توانند در دوران اولیه کودکی سهم مؤثری در شناخت کودک و ارتباط کودک با وسایل و ابزار محیطی داشته باشند به این ترتیب ما نمی توانیم غافل شویم که آنچه مربیان، متخصصان، صاحب نظران و اندیشمندان به ما می گویند سطحی است و باید از کنارش رد شویم و فکر کنیم این ها فقط به عنوان یک نظریه مطرح شده اند بلکه واقعاً می توانند به وسیله افراد دست اندرکار مورد استفاده قرار گیرند.

مهم این است که ما به دقت به نظرهای پیشکسوتان و اندیشمندان پیشین و کسانی که علاقمند به کودک هستند گوش دهیم و ببنیم از آنها چه استفاده ای می توانیم بکنیم؛ احترام به عقاید و باورهای آنها و ارزش گذاشتن به اندیشه هایی که می تواند در حیطه فرهنگی مورد استفاده قرار بگیرند به ما قطعاً کمک می کند که در دنیای کودکان از آنها بهره بگیریم. در مورد بازی ها و وسایل بازی از گذشته تاکنون با تغییراتی که حاصل آمده است ما گاه نیازمند این هستیم که علاوه بر آنچه که در حال حاضر شکل می گیرد، آنچه در گذشته وجود داشته را نیز احیا کنیم. برای اینکه مؤلفه های بسیار ارزشمندی دارند، بسیاری از اسباب بازی های بومی، سنتی و محلی ما که ممکن است غافل از کنارشان رد شویم یا ساده انگاری در موردشان داشته باشیم و فکر کنیم که برای گذشته هاست. اگر با دقت به آنها بنگریم و اگر ویژگی های آنها را بهتر بشناسیم و اگر به هدف های ارتباط با این وسایل بیشتر پی ببریم می توانیم بگوییم که در دنیای فعلی هم می توانند احیا و زنده شوند.

عروسک ها، توپ ها هنوز همپای طبیعی کودک هستند و طبیعتاً در تاریخ هر جامعه وجود دارند و بسیاری از بازی ها و نوع بازی هایی که در جای جای فرهنگ خوب ما وجود دارد هنوز هم می توانند قابل استفاده باشند مهم این است که نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم و هدف گذاری خوبی برای استفاده از این وسایل داشته باشیم و پی ببریم که این ها در دنیای امروز چه استفاده ای می توانند داشته باشد. قطعاً ما متأثر از این دیدگاه ها و نظریه ها باید باشیم اما نکته ای که در سؤال شما بود که آیا واقعا ما الان موفق شده ایم که تأثیرپذیری خوبی از این دانش و نظریه ها داشته باشیم به گواه بسیاری از تجربیاتی که وجود دارد باید بگوییم خیر هنوز موفق نشده ایم. یعنی بسیار ضعف هایی داریم که باید تصحیح شوند و بسیاری از عواملی که هنوز ناشناخته مانده اند. گاه به باورها، دیدگاه ها، دانش و یافته های بسیاری از پیشکسوتان که نگاه می کنیم می بینیم چقدر مغفول مانده اند و چقدر ما بی توجه از کنار برخی مسائل و نکته های تربیتی که گفته اند رد شده ایم و از زمینه های فرهنگی موجود غافل مانده ایم بسیاری از نکته سنجی هایی که بزرگان ما داشته اند از کنارشان به سرعت رد شده ایم اگر اینها را عمیق نگاه کنیم طبیعتا می توانیم بگوییم در یک کلام ما هنوز موفق نشدیم که به بسیاری از اندیشه ها برسیم مجهولات بسیاری وجود دارد و همانگونه که خود انسان موجودی ناشناخته است. کودک انسان نیز در دنیای کودکی هنوز مجهول است که باید در موردش پی ببریم و بسیاری چیزهاست که ما در مورد عوامل تأثیرگذار بر کودک هنوز نمی شناسیم و باید این دیدگاه ها و دانش را بشکافیم و مورد استفاده قرار دهیم.

خانم دکتر شما به چند نکته اشاره داشتید؛ به اسباببازیهایی که از دل تئوری های آموزشی بیرون آمده اند مثل فروبل، مونته سوری و کسانی دیگر و همچنین به احیا کردن اشاره کردید به نظر شما کدام نهاد و افراد می توانند راه حل یا پیشنهادهایی برای این توان بهره گیری از اسباب بازی داشته باشند؟

وقتی ما به تربیت فکر می کنیم؛ هیچ عاملی نیست که بتواند بی مسئولیت باشد. با توجه به موقعیت هایی که برای برخی از مؤسسات و سازمان ها فراهم می آید این نقش ممکن است پررنگ تر باشد و احساس مسؤلیت بیشتری بکنند اما این هم باعث نمی شود که از مؤسسات و سازمان های دیگر هم بی بهره باشند.

به عبارت بهتر اگر آموزش و پرورش، نقش بسیار سازنده ای در انسان سازی داشته باشد یا خانواده که در واقع قبل از محیط تربیتی نقش اولیه ای در سازندگی و تربیت دارد این مسئولیت را بیشتر احساس می کند. به معنی این نیست که شبکه ای از ارتباطات دیگر اجتماعی را از این مؤسسات دور نگاه داریم و خودشان فقط عملکردشان را ببینند بلکه برای عملکرد بهتر آنها باید متأثر از عوامل دیگر و شبکه های ارتباطی دیگر هم باشند. مثل مؤسسات پژوهشی و جاهایی که دانش تولید می کنند و بر این اساس اسباب و وسایل تولید می کنند.

درواقع اگرچه نقش اساسی و مهم را در زمینۀ تربیت و در هر جامعه ای، خانواده و آموزش و پروش و سازمان های تربیتی دارند اما به معنای این نیست که بین نقش آنها و عوامل محیطی دیگر و شبکه های ارتباطی جدایی وجود دارد به عبارت بهتر نمی شود تربیت فقط در محیط خانه و محیط های آموزشی محصور باشد بلکه برای تربیت و سازندگی بهتر، باید به سازمان ها و مؤسساتی که نقش تولید علم، تولید دانش و فناوری و ابزارسازی دارند و کمک کننده در جهت تربیت هستند نیز مرتبط باشند. مثلاً در شیوه های فرزندپروری نمی توانیم مالک کودک باشیم و او را متعلق به خود بدانیم و بگوییم خودمان در سرنوشت تربیتی او سهم داریم بلکه باید بدانیم این فرزند برای کجاها تربیت می شود و امروز کودک فقط متعلق به ما نیست  بلکه به محیط اجتماعی وسیع تر تعلق دارد به همین جهت تربیت و سازندگی او به عوامل و سازوکارهای دیگر شبکه های ارتباطی حتما مربوط است.

با این مهم صحبت از این است که دست اندرکاران، طراحان و سازندگان بسیاری از ابزارها و محتواهای آموزشی در ارتباط با کودکان باید خود را با دنیای صنعت، با دنیای علم و دانش و یافته های تحقیقی دانشگاه ها و موسسات حتما نزدیک و مرتبط کنند. ممکن است خانواده مشخصاً ارتباط نداشته باشد اما سازندگان اسباب بازی ها، سازندگان وسایل و ابزارهای کودکان باید خودشان را با دنیای صنعت مرتبط کنند تا حاصل کار آنها طبیعتاً به دست کودکان این مرزو بوم قرار گیرد و در محیط های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد و تا در سازندگی آنها نقش داشته باشد. این جمله را باز هم تأکید می کنم که تربیت یک کودک در هر جامعه به کل جامعه مربوط است و بسیاری از مؤسساتی که در شکل دهی انسان نقش دارند باید اندیشه های محکم و مرتبطی را داشته باشند تا تربیت در یک شبکه ارتباطی معنا شود.

شما به صنعت اشاره داشتید؛ هرگاه اسم اسباببازی میان می آید اما صنعت و تولید اسباب بازی از دانش ها و تئوری های آموزشی دور  بوده است. شما فکر می کنید آیا چنین شکافی بین دنیای صنعت و روانشناسی و تربیت با یک رشته دانشگاهی می تواند پر شود و به ویژه در جامعه امروز ایران یک رشته دانشگاهی به نام طراحی اسباببازی آیا می تواند پوشش دهنده این شکاف و فاصله ها باشد؟

آنچه مسلم است شکاف بین نظر و عمل، همیشه مشکل ساز است. اگر ما چیزهایی بگوییم و به اندیشه ها و باورهایی برسیم ولی به آنها عمل نکنیم دست و پا گیر خواهد شد. اگر ما تولید دانش می کنیم و می خواهیم از فناوری های موجود بهرۀ خوبی بگیریم طبیعتاً باید در پیاده کردن آن دانش نیز در جای مناسب سهم مؤثری داشته باشیم و حاصل ارتباط بین نظر و عمل، این است که ما می توانیم ضعف ها را ببینیم و در جهت تصمیمشان کوشش کنیم و در نهایت محاسن را بالا ببریم و اما در رابطه با این سؤال که آیا جایگاه رشته یا رشتۀ دانشگاهی خاص یا مؤسسات خاصی بایستی در این مهم سهم داشته باشند جواب این است که مطمئناً اگر به ارزش و اهمیت جایگاه بازی و اسباب بازی و طراحی تولیدات بازی برای مخاطبان؛ کودک و دانش آموزان که فرزندان جامعه هستند پی ببریم و اعتقاد به این داشته باشیم که اسباب بازی ها و وسایل مناسب می توانند در سرنوشت کودکان ما سهم داشته باشند و به رشد همه جانبه آنها کمک کنند. اگر ما بسیاری از این شکاف ها را می بینیم علت این است که ما نتوانسته ایم بین دنیای تولید دانش و دنیای علم آموزی و صنعت رابطه خوبی برقرار کنیم. هم اکنون می بینیم که بسیاری از دانشجویان ما به عنوان مثال در رشته های علوم تربیتی به امر تربیت کودکان یاد می گیرند و دروس بسیاری را می گذرانند و هدف هم این است که جایگاهی در جامعه پیدا کنند که به تربیت کودکان و  فرزندانشان کمک کنند. من بسیار موافق هستم که بتوانیم دروسی را حتماً در رشته های علوم تربیتی به منظور طراحی و ساخت وسایل و ابزار و اسباب بازی داشته باشیم چون مشخصاً کلید کار و شاه کلید کار است که بتوانیم آنچه کودکان می خواهند را در اینجا به صورت علمی یادبگیرند و تولیدات آنها از غربالگری های مختلف علمی بگذرد و خطاها را کمتر می کنیم. طبیعتاً اگر در آینده بتوانیم رشته طراحی و سازندگی اسباب بازی را داشته باشیم باید بسیار امیدوار باشیم که جایگاه خودش را پیدا کند. برای تأسیس یک رشته دانشگاهی باید زیربنای محکمی برای آن فراهم کنیم، من بسیار امیدوار هستم که انشالله این امر صورت گیرد. هم اکنون که برگزاری مسابقات و سمینارهایی به همت دانشگاه شریف و نشریه چهارباغ  شکل گرفته است می تواند گام بسیار مثبت و سازنده ای باشد.

رشتۀ طراحی اسباببازی یک رشته بین رشته ایست که حوزه های بسیاری در این رشته دخیل خواهند بود شما کدام رشته ها و حوزه ها را قابل این می دانید که درکنار هم جمع شوند تا این رشته تأسیس شود؟

همانطورکه گفتید رشته های تلفیقی و ترکیبی باید مجموعه ای از دانشی باشند که بتوانند به مخاطب مشخص خود کمک کنند در این راستا باید ببینیم مخاطب ابزار و اسباب بازی کیست و مورد استفاده چه کسانی است؟ طبیعتاً رشد کودک، روانشناسی و آموزش و پرورش کودک و آموزش خانواده می توانند در این رشته سهمی داشته باشند و ترکیبی از اطلاعات موجود که ما در رشته های مختلف روانشناسی و آموزش و پرورش کودکان، آموزش خانواده و حتی مشاوره خانواده می تواند یک بسته آموزشی خوبی را فراهم کند و رشته ای را شکل دهد که بتواند در دنیای کنونی مورد استفاده خانواده ها، کودکان و حتی طراحان باشد. مهم این است که ما نگاه جدی به دوره کودکی و نیازهای کودکان داشته باشیم و احساس کنیم که کودکان در این دوره از طریق ما به آنچه که طبیعت باید در اختیارشان بگذارد برسند. ممکن است با توجه به سن و قابلیت هایشان قادر به دریافت بسیاری از

چیزها نباشند اما ما می توانیم کمک کنیم. در مورد اسباب بازی و این رشته هم اگر بخواهیم ارتباطی با رشته های مختلف و دنیای صنعت به وجود بیاوریم مسئولیت مؤسسات سازنده را هم باید در نظر داشته باشیم تا احساس کنند که واقعاً به صورت جدی باید با دانش روز خودشان را مرتبط کنند و به آن جنبه های مختلفی که می تواند زمینه ساز شکل دهی به موقعیت دنیای کودکان در دنیای امروز باشد پی ببرند. علاوه بر شادی به ایمنی توجه زیادی کنند و به ابزارهایی خطرساز و مشکل آفرین هستند کمتر بپردازند. به فکر جاذبه های چالشی، عاطفی، شناختی و ارتباطی کودکان باشند و وسایلی را شکل دهند که ایجاد ابتکار و خلاقیت کنند. بچه های امروز، بچه هایی هستند که باید فکر کنند و تربیت امروز، تربیت انسان متفکر است. بنابراین وسایل هم باید ایجاد فکر و تأمل کنند و قدرت تفکر و چالش کودکان را بالا ببرند. به همین دلیل تولیدکننده ها باید در مورد کودک و روانشناسی کودک دانش و اطلاعات لازم را داشته باشند. همچنین در مورد ابزارهای فناورانه و مبتکرانه، پژوهش های مختلفی را انجام دهند و یافته ها و کاربردشان را بشناسند تا بتوانند موفق باشند و سهم خود را در تربیت انسان ها ایفا کنند.

نقش اسباب بازی بسیار پررنگ است اما متأسفانه ما در جامعه امروز، با ورود اسباب بازیهای قاچاق و واردات اسباب بازی هایی که هیچ کنترلی روی آن نیست مواجه هستیم و قاعدتاً تأثیر بسیار منفی روی کودکان ما خواهند داشت به نظر شما چه راهکارهای درستی می توان برای چالش های امروزه بازاری که وجود دارد داشت یا چه راهکارهایی برای خانواده ها و مسئولان آموزشی و تربیتی می توان داشت؟ 

■ در چرخۀ مثبت طراحی، تولید، ما از ارزشیابی و نظارت نباید غافل شویم. یعنی پشت تفکر تولیدی باید تفکر ارزشیابی نیز باشد. اگر ما نگاه سنجشی و ارزشیابی نسبت به بسیاری از تولیدات نداشته باشیم طبیعتا هرزروی و بیهوده روی زیاد خواهد شد. در امر تربیت ما قطعاً باید به این چرخه توجه داشته باشیم که نظارت و گرفتن بازخوردها و تصحیح بسیاری از خطاها می تواند در بهره وری سهم مؤثری داشته باشد، به همین جهت تولیدکنندگان اسباب بازی باید توجه داشته باشند که آیا خودشان از این چرخه عبور کرده اند؟ آیا پس از طراحی که با زحمت فراوان شکل می گیرد و با تولید دانش درهم می آمیزد آیا توانسته اند سنجش و ارزشیابی درستی داشته باشند؟ هریک از وسایلی که مورد استفاده کودک قرار می گیرد قبل از استفاده خانواده باید بتواند درچرخه ارزیابی هم قرار گیرد. ارزیابی از نظر اینکه آیا توانسته هدف های خود را تحقق بخشد؟ آیا کاربرد مناسب خود را داشته است؟ آیا اجزا و عناصر آن کاربرد مناسب را دارند و یا مواد مناسب در تهیه آن به کار گرفته شده است؟ آیا از نظر بهداشت و ایمنی تأمین کننده است؟ آیا شادی آفرین و چالش برانگیز است و بسیاری از عوامل دیگر که در چرخه ارزشیابی باید مورد نظر قرارگیرند. اصولاً مدیریت خوب ابزار و وسایل آموزشی طلب می کند که ما حتماً نگاه ارزیاب به وسایل و ابزار داشته باشیم تا بتوانیم نتیجه را به درستی رقم بزنیم. در این صورت است که ما با اطمینان و اعتماد بیشتری می توانیم از آن وسایل استفاده کنیم و آگاهی خانواده را با بسته های مناسب راهنما بالا ببریم چون بسیاری از کسانی که مصرف کننده هستند لزوماً اینطور نیست که به هدف های آموزشی آگاه باشند و از خطرات یا از کم خطربودن یک وسیله آگاه باشند. به همین جهت بسته های آموزشی و وسایل آموزشی باید از نگاه ارزیابانه بگذرد و مسئولانه به آن نگاه شود و پیش بینی کننده باشد یعنی در بسته های آموزشی پیش بینی شود که در چه صورت می تواند ایجاد خطر کند و حتی می توانیم آگاهی دهیم که این وسیله می تواند ایجاد خطر کند و از دسترس کودکان در سنین پایین دور نگاه داشته شود.

به هرحال باید حتماً تفکر ارزیابی را داشته باشیم و تأکید می کنم ارزیابی و مؤلفه های آن باید مورد نظر قرار گیرند و در چرخۀ تولیدی حتماً به فکر ارزیابی هم باشیم چراکه بدون کنترل و نظارت ممکن است خطا وجود داشته باشد. شاید دلیل بسیاری از مشکلاتی که در اسباب بازی های کنونی وجود دارد و عدم ارتباط با وسیله و عدم جذابیت و حتی خطرآفرینی در آن ها وجود دارد ضعف در ارزیابی باشد.

شورای نظارت بر اسباببازی، این مسئولیت بزرگ را دارد و با کنترلی که بر واردات دارند و شما حرف ارزیابی زدید بنابراین نقش واردات پایین می آید پس اسباببازی که تولید می شود به دست گروهی از کودکان تست می شود و باز به چرخه تولید برمی گردد و معایب آن رفع میشود بنابراین نقش تولید اسباب بازی در کشور خودمان نقش ارزشمندتری نسبت به واردات دارد؟

قطعاً همینطور است. در ارزشیابی ما نگاه فرهنگی هم داریم در بسیاری از اوقات شما می بینید که یک وسیلۀ خاص برای مخاطبان و کودکان خاصی با فرهنگ و باورهای خاصی تهیه می شود که ممکن است نگاه فرهنگی ما نباشد. کشورهای آسیایی ارزش های خاص خود را دارند نسبت به وسیلۀ خاصی مثل عروسک و اسباب دیگر و در جوامع دیگر ممکن است نگاه ارزشی متفاوتی وجود داشته باشند. به همین جهت عیناً استفاده کردن از تولیدات آن ها می تواند اشکالاتی ایجاد بکند و برای تطبیق و سازگاری با کودکان، ما باید چرخه ای داشته باشیم که بتواند تغییر وضعیت و سازگاری لازم را ایجاد کند نه اینکه هر وسیله ای که قشنگ و خوب است و از چرخه تولید کشورهای خاصی برآمده است به دست کودک ما می رسد لزوماً می تواند اثربخش باشد بلکه اگر با بافت فرهنگی و نیازهای فعلی کودکان خودمان به مخاطبین و ویژگی های خودمان توجه داشته باشیم بسیاری از  اوقات دلچسب تر و لذت بخش تر است. گویی که یک وضعیت خودمانی برای خانواده ها فراهم می آورد که خودشان، دیده هایشان و باورهایشان را در آن اسباب بازی ها ببینند. البته ما مخالف این نیستیم که بتوانیم از دانش دیگران هم بهره ببریم به همین جهت مؤسساتی که در بخش نظارت سهم دارند، شورای نظارت بر اسباب بازی (که ما بدین وسیله هم از این نهاد تشکر می کنیم که به هرحال در جامعه بسیار تأثیرگذارند) باید از دانش دیگران و فناوری های موجود دنیا هم استفاده کنند و با ارزش ها و باورهای خودمان نیز آنها را دربیامیزند آنچه را که عیناً می تواند مورد استفاده قرار گیرد آگاهی بدهند و آنچه که نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد طبیعتاً با تغییراتی که می توانند به آن بدهند و با دانش خودی و فرهنگی این تغییرات را هموار کنند و مورد استفاده قرار بگیرد.

اسباب بازی محبوب شما در دوران کودکی چه بوده است؟

سؤال بسیار قشنگی است. من متولد 1328 هستم و فرزند پنجم خانواده ام هستم. در دورانی زندگی می کردم که ابزارهای کنونی نبودند اما به برکت تجربه ای که والدین در تربیت فرزندان داشتند. عروسک در دنیای ما نقش بسیار خوبی داشت عروسک های خانگی که به وسیله مادربزرگ ها درست می شدند و با سلیقه آنها با پارچه های مختلف رنگی درست می شدند، تجربه خوبی پیدا کردم. وسایل بسیار خوبی که در محیط فرهنگی ما بود از وسایل چوبی ساخته می شد که مورد استفاده ما بود. بازی هایی با استفاده از ابزارهای خانگی مثل مهمان بازی و فروشگاه بازی، همواره همراه با شعر و قصه های مادربزرگ بود و شادی آفرین بود. شاید بتوان گفت عروسک بازی و بازی با وسایل طبیعی و خانگی و وسایل آشپزی که همه بچه ها داشتند و ما هم استفاده کردیم از جمله این موارد است. 

 چقدر این اسباب بازیهایی که خودتان در دوران کودکی استفاده کرده اید را به کودکان یا نوه های خود پیشنهاد کردید؟ 

امروزه با توجه به چرخش مشاغل در جامعه، والدین زمان زیادی را دور از کودکان خود هستند. امکان این فراهم نشد که ما، در تمام مدت طول دوران کودکی لحظه به لحظه در کنار فرزندانمان باشیم اما در زمانی که با آنها بودیم و یا به مراکز آموزشی می رفتند یا تحت حمایت افراد بزرگتر و دیگران در خانه بودند در ساعت حضورمان سعی می کردیم به ویژه با کتاب و وسایل مورد علاقه خودمان مثل عروسک برای دختران و وسایلی که با طبع پسران سازگار بود و در دسترس کودکان قرار می دادیم آن ها را به چالش و بازی بکشانیم اما از اینکه خودمان چیزی بسازیم شاید غافل بودیم. من اعتقاد دارم که می توان از اندیشه ها و باورهای گذشته هم امروز خانواده ها بهره بگیرند.خیلی زیبایی داشت زمانی که مادران ما در کنار ما برای عروسک هایمان لباس می دوختند و یا با کمی از گلوله کاموای بافتنی خود کلاه کوچکی را برای عروسک ما درست می کردند و ما احساس خوبی پیدا می کردیم که آنها هم به آنچه ما بازی می کردیم علاقمندند و با ما ارتباط برقرار می کردند. خوب خود ما هم سعی کردیم تا جایی که بتوانیم در کنار فرزندانمان باشیم. کتاب و وسیله های طبیعی پیرامون مورد استفاده بود اما شاید در تولید به جرأت می توانم بگویم که نقشی نداشتیم. نمی توانم بگویم که مثل مادرم و مادربزرگم برای عروسک دخترم لباس دوخته باشم زیرا فرصت این کار را نداشتم اما احساسم این است که ما می توانیم بسیاری ازچیزها را احیا کنیم و از اندیشه های گذشتگان بهره بگیریم و اگر نه با کودکان باشیم در کنار آنها باشیم و با آنها بهره ببریم. 

 

برای زنده کردن بازیهای سنتی که شما هم فرمودید که چقدر ارزشمند هستند چه راهکارهایی میتوان برای زنده کردن آنها داشت شاید خیلی ها فراموش شدند و مادربزرگ ها دور از دسترس کودکان هستند و بسیاری از آنها از یاد می روند به نظر شما چه کارهایی برای حفظ ارزشها و  بازیابی میتوان انجام داد؟

اگر ما چنین نگاهی بخواهیم داشته باشیم طبعاً باید نگاه جستجوگرایانه ای باشد یعنی جستجو می کنیم واکاوی آنچه که در گذشته بوده که خاک نخورد. بسیاری از اندیشه ها ممکن است به تصویر درآمده باشد، نوشته شده باشد یا به شکل سینه به سینه منتقل شده است که باید جمع آوری شوند. ما در دانشگاه خودمان یا در دانشگاه های دیگر، تحقیقات دروس و پایان نامه ها را هدایت می کنیم که مثلاً روی قصه های سنتی و لالایی ها تحقیق کنند با هدف اینکه بتوانند ارزش ها و مؤلفه های آنها را دریابند. در زمینه اسباب بازی ها هم همینطور است باید بتوانیم تحقیقاتی را انجام دهیم هم اکنون هم برخی از دانشگاه ها بر روی وسایل بازی تحقیقاتی دارند. در کل استان ها ریشه هایی کهن و با ارزشی را داریم که باید روی آن تحقیق شود و ببینیم که بازی های سنتی و محلی ما در هریک از استان ها با بافت های مختلف چگونه است.

پیشنهاد من این است که حتماً شناسنامه ای از همۀ این اسباب بازی ها تهیه شود و مجموعه ای در اختیار محققان قرار گیرد که بتوانند جنبه های کاربردی و مناسب آن ها را پیدا کنند و در اختیار کسانی قرار دهند که بتوانند این وسیله ها را با بافت و فرهنگ امروزی مرتبط کنند و بسازند. مطمئنا یک کودک ایرانی اگر با عروسک های ایرانی (که هم اکنون نیز کارهای بسیار زیادی صورت گرفته است) بتوانند بازی کنند می توانند خودیابی بهتری داشته باشند در کنار چیزهای دیگری که هست. این حاصل نمی آید مگر این که ما اندیشه علمی و پژوهش های جدی در این حوزه داشته باشیم و بتوانیم آنها را به گونه ای بشناسیم که از نگاه تحقیق معنادار شوند و این مجموعه ها به ما کمک کنند که هم ارزش های فرهنگی مان را بشناسیم و بازی ها و وسایل فرهنگی متناسب با کودکان خود را با علم امروز و فناوری های کنونی تهیه کنیم. ما نباید اینگونه فکر کنیم که چون چیزی گذشته است و زمانی بر آن رفته است لزوما نمی تواند با نگاه امروزی دیده شود و مورد بازیابی قرار گیرد؛ بسیاری از چیزها می توانند استفاده شوند مثل برخی از مواد و وسایل و نکات خوب در تهیه عروسک ها و اسباب بازی ها، امروز می توانند با فناوری موجود شکل و تغییرات مناسب پیدا کنند و مورد استفاده قرار گیرند. نگاه این است که ما اگر کار فرهنگی کنیم بسیار لذت بخش است.  

خانم قزل ایاغ، مستندسازی بازی های سنتی ایران را انجام داده اند که مجموعه ای ارزشمندی است و هر محققی میتواند از ادامه راه ایشان شروع به کار کند. به گفتۀ شما، علوم و فناوری های دیگر باید کمک کنند تا این تولیدات ارزشمند را زنده و بازیابی کنیم. در این دوسالی که گذشت؛ جو بسیار پر شوری در حوزه بازی و اسباببازی ایجاد شده است نمایشگاه های و همایش های مختلف در تهران و شهرستان ها در نهادهای به نظر ما پیش بینی و یا ریشه یابی میتوان این جریان را کرد؟ آیا میتوان از جریان در جهت راه بهتر استفاده کرد؟

بلی، تصور می کنم مستندسازی بازی های سنتی شیوه ای بسیار عقلایی در زنده کردن شیوه بازی های گذشته است و نگاه بسیار ارزشمندی به افکار پیشینیان و باورهای آنان نسبت به کودکان است و حتماً می توان از آن بهره بسیار برد. وقتی نسبت به چیزی تفکر می شود و زیاد باب روز شود و از جنبه های مختلف به آن نگاه می شود حتماً در پشت آن نوعی نگرانی وجود دارد و کودکان ما در معرض رسانه های مختلف به خصوص رسانه های دیداری هستند. رایانه، پویانمایی ها و کارتون های مختلفی در معرض دیدشان قرار می گیرد و مدام این موج حاصل می آید که آیا این ها مناسب هستند و آنچه که کودک می بیند برایش خطرآفرین نیست؟ کدام مناسب است؟ چگونه باید ببیند؟ چگونه باید حس و تجربه کند؟ و به ویژه مادران و پدران و خانواده ها احساس مسئولیت می کنند که کودکانشان به دنیا از چه دریچه ای نگاه می کنند؟به همین جهت این موج نگرانی موجب می شود که جستجو کنند و بسیاری از دست اندرکاران آموزشی، مؤسسات، سازمان ها، دانشگاه ها و مراکز تربیتی، خودشان را مسئول می دانند که دریچه ای را باز کنند که از آن دریچه قدری نگرانی ها رفع شود. از جمله اینکه نشست هایی ممکن است برگزار شود و همایش هایی با محوریت خاص نگاه به کودک؛ اسباب بازی، محیط آموزشی و مواردی از این قبیل، که از جمله برگزاری مسابقه بسیار خوب دانش آموزی و طراحی اسباب بازی در دانشگاه صنعتی شریف و سمینار طراحی اسباب بازی می تواند در هیمن رده قرار گیرد که می تواند به بسیاری از این نگرانی ها پاسخ دهد. زیرا که از همین دریچه می توانند پاسخ بسیاری از سؤالات آنها را بگیرند و اطمینان بهتری پیدا کنند مضرات و محاسن بسیاری از چیزها را دریافت کنند و مهمتر اینکه با بسیاری از کسانی که در این حوزه کار می کنند مرتبط می شوند و تعامل پیدا می کنند و درواقع می توانند شبکه ارتباطی را شکل دهند. به همین جهت هم باید این زمینه ارزشمند را فراهم کنیم تا این تحقیقات را محور قرار دهند. برای خانواده ها محیطی را فراهم آوریم که حتماً شرکت کنند. در این نشست ها و همایش ها که گاه ممکن است هدفمند نباشد در ابتدا می توانیم نیازسنجی داشته باشیم و ببینیم چه نیازهایی دارند و چه سؤالاتی برایشان وجود دارد و در آن حوزه ها فراخوان بدهیم و اطلاعات خوبی را جمع آوری کنیم شرکت کنندگان هم می توانند عام باشند که اطلاعاتی را به درستی دریافت کنند و به آن هم ختم نشود.

شما عضو کمیته داوران دومین مسابقه ملی دانش آموزشی طراحی اسباببازی هستید چقدر وجود چنین مسابقاتی را آن هم در سطح دانش آموزی مثبت می بینید و چه چشم اندازی برای آن می بینید؟

هرگونه صحنه و محیطی که ما بتوانیم فراهم آوریم که افراد بتوانند اندیشه های خود را بروز بدهند و خودشان را بیان کنند و به چالش بکشند و چالش های دیگر را نظاره گر باشد این محیط مساعدی است برای اینکه در کاری که برایش در نظر گرفته ایم و در تحقق هدف هایی که داریم سهم موثری داشته باشیم. به مسابقاتی از این دست شخصاً اعتقاد زیاد دارم و نگاهم کاملا مثبت است و فکر می کنم که قدم بسیار خوب و ارزشمندی از طرف دانشگاه صنعتی شریف برداشته شده است. دوستان دست اندرکار مسئولانه کار کرده و می کنند و ما هم به عنوان کسی که در کنار عزیزان در کار داوری هستیم سعی می کنیم توجه داشته باشیم که هدف های این مسابقه بتواند محقق شود.این نوع مسابقات در جامعه می تواند برای رفع بسیاری از نگرانی هایی که وجود دارد یک هشدار باشد زیرا می تواند در افزایش و ارتقای دانش کسانی که با کودکان سروکار دارند و برای خانواده ها و رفع نگرانی هایشان سهم داشته باشند.چه چیزی بالاتر از اینکه این مسابقه می تواند دستاوردها و اندیشه های نوآورانه بسیار داشته باشد و تغییراتی دهد و یا اینکه نگاهی نو را ایجاد می کند در یک مسابقه می تواند مخاطبان بسیاری داشته باشد و مدیران و مربیان می توانند در این زمینه شنوندۀ خیلی خوبی باشند.

تولیدکنندگان و تهیه کنندگان از مجموعه اطلاعاتی که وجود دارد نهایت استفاده را ببرند و اگر از زاویه دید خودشان به اسباب بازی ها نگاه کرده اند حال با راهنمایی های لازم در مسیر درستی قرار گیرند و ایجاد تحرک و چالش فکری کنند. مطمئناًهمراهی سمینار با مسابقه می تواند همراهی بسیار خوب و خوشایندی باشد. به عبارت بهتر شما مخاطبان خود را با یک سلسله دانش و اطلاعات تخصصی اسباب بازی بهره مند خواهید کرد و قدری از تأملات فکری آنها را پاسخ خواهید داد. در واقع این سمینار و مسابقه می تواند یک نوع جنب وجوش ذهنی ایجاد  کند که اگر برای مثال شما در سمینار از ویژگی های یک اسباب بازی خوب صحبت می کنید آن را تا حدود زیادی ببینند و تجربه کنند. از طرفی دیگر شما حاصل تلاش فکری و تحرکات افراد را می بینید که در نمایشگاه و مسابقات دیده خواهد شد و داوری های بسیار خوبی که شکل گرفته است در کنار هم بودنشان به نظرم می رسد که اطلاعات بسیار خوبی می دهد. علاوه بر اینکه یک تحرک شناختی و روانی می تواند موجباتی فراهم آورد که دیگران را هم به فکر وادارد تا نظر و عمل را تجربه کنند.

این نگرانی که شما می فرمایید باید در مسئولان  باشد و جای خود را در این اتفاقات خالی نبینند به همین دلیل ما در سمینار تمام تلاش خود را کرده ایم که این اتفاق بیفتد و بیشتر مسئولان این امر را دعوت کرده ایم، پیام شما برای باقی مسئولان چیست؟

■ اینکه چنین سمینار و مسابقه ای توانسته از وجود بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران بهره بگیرد طبیعتاً بسیار ارزشمند است و باید به فال نیک گرفت که می تواند گام هایی پر توان برای حامعه بردارد و سهم خوبی را در زمینۀ تولیدات علمی و کاربردی داشته باشد. اما همانگونه که اشاره کردید مطمئناً همگان را به کار نگرفته است یا فرصت نبوده است امید داریم که در نشست ها و برنامه های دیگر بتواند جذابیت زیادی برای بسیاری از افرادی که در این حوزه احساس مسئولیت می کنند، داشته باشد. اما اینکه واقعاً مسئولان چقدر باید درگیر باشند به نظر می رسد آنها را حتما باید درگیر کنیم و نگرانی در این هست که آنچه گفته و شنیده می شود باید کاربرد داشته باشد؛ تصمیم های درست، انتخاب های درست به وسیلۀ مسئولین در چرخۀ کار مفید قرار بگیرد. اتفاقاً یکی از فرمول های درست این است که ما در هر نوع سیاستگذاری افرادی را که می توانند پیامبر ما باشند و از حاصل اندیشه های ما می توانند استفاده کنند و در تصمیم سازی از آن بهره ببرند باید دخیل بدانیم. من مطمئن هستم که این سمینار هم از وجود برخی از مسئولان برخوردار است و این پیام و اطلاعات را به گوش آنها می رساند یا به صورتی مکتوب در اختیار آنها قرار می دهد و از آنها هم نظرخواهی می کند. استفاده از نظرخواهی و نظرسنجی آنها و درگیرکردنشان با هدف های سمینار و مسابقه مطمئنا می تواند اثر بسیار خوبی را در تصمیم گیری های آینده آنها داشته باشد. بسیاری از مسئولان بنا به بافت شغلی و شرح مشاغل خودشان ممکن است که فرصت درگیری مستقیم را نداشته باشند اما می توانید به صورت غیرمستقیم (یا بعد از برگزاری سمینار و مسابقه) حاصل و پیشنهادات کاربردی و نتایج را به اطلاع آنها برسانید و درواقع نقشی می توانید داشته باشید که اطلاعات آنها را هم در کنار کارهای خود بالا ببرید و بتوانید به آنها کمک کنید که همفکری در تحقق هدف های ما هم داشته باشند. همخوانی و هم اندیشی معنایش این است که بدانیم حاصل چه خواهد بود و به درد چه کسانی خواهد خورد و ما ننشسته ایم که فقط بگوییم و برخیزیم و دیگر صحبتی نباشد بلکه می خواهیم از اینها با گواه بسیار کسانی که همراه ما بودند و با گواه بسیاری از تحقیقاتی که در این سمینار از آن یاد شده و نیز گواه بسیاری از آثاری که ارائه شده و حاصل اندیشه های بسیاری است، در تصمیم سازی جامعه تربیتی خود سهم داشته باشیم بنابراین مهم این است که اعتماد آنها را قطعاً به نتایج یافته های خودمان جلب کنیم.

در پایان برای جمع بندی، دوست داریم که تعریفی از یک اسباببازی خوب برای ما بفرمایید.

هر وسیله ای که بتواند کودک را به خود جلب کند و برای او فرح بخش باشد؛ ایجاد شادی، آرامش و راحتی کند می تواند وسیله ای خوب باشد. در کنارش مؤلفه های دیگری هم مطرح است. برای مثال سلامتی و ایمنی او را به خطر نیاندازد؛ از مواد و وسایل مناسب ساخته شود که در تماس و برخورد با کودک ایجاد دشواری نکند. مهم این است که آن وسیله بتواند چالش های ذهنی او را برانگیزد و ایجاد تحرک بکند.

من فکر می کنم یک وسیله بازی خوب، وسیله ای است که حتماً برای فرد امکان این را فراهم کند که نوآوری و خلاقیت داشته باشد. گاه کودکان را دیده اید که با وسیله ای بازی می کنند و غرق در آن می شوند و فکر می کنید که مگر این وسیله چه قوای جاذبه ای دارد؟ وقتی دقیق می نگریم می بینیم که فکر و روح کودک را مشغول کرده است و کودک همه جانبه در آن وسیله غوطه ور شده است که به نظر می رسد این ها خصوصیات یک اسباب بازی است. زیرا با او ارتباط برقرار می کند و به او احساس خوبی می دهد تمرکزش را تأمین می کند. سؤالش را پاسخ می دهد و به هر راهی که ممکن است و در توان ذهنی اش است از آن استفاده می کند به هم می ریزد و دوباره می سازد درواقع در اختیار خود کودک است و جدا از او نیست. هر وسیله ای که بتواند این خصوصیات را ایجاد کند و یک نوع ارتباط درونی با فرد ایجاد کند و کودک آن را از آن خود بداند نه لزوماً به صورت فردی بلکه در جمع هم حاصل آید و همگان از آن بهره ببرند و تعامل با آن داشته باشند و از آن به زودی خسته نشوند و به عبارتی به قوای مختلف او معنا دهند می تواند وسیله خوبی باشد. البته اینکه این وسیله در کجا قرار می گیرد محیط باز یا بسته است و به صورت فردی یا گروهی استفاده می شود (درمحیط آموزشی یا غیر آموزشی) از جمله ویژگی های دیگر است و فاکتورهای دیگر هم می تواند مثل زیبایی و جذابیت و فناوری های روز نقش مؤثری داشته باشد. اما درهرحال یک وسیلۀ خوب جاذب و البته سالم است. من از همۀ دست اندرکاران این سمینار ارزنده و هدفمند تشکر می کنم و همچنین طراحان وسایل بازی و اسباب بازی کودکان که تلاش های مؤثر و ارزنده ای را داشته اند. بسیار متأسفم که امکان حضور در سمینار را ندارم و خوشحالم که حداقل سهم کوچکی را به عنوان داور و پیشنهاد دهنده برخی از مؤلفه  ها در کنار عزیزان بوده ام.

امید می دهم به همه عزیزان که این نوع سمینارها استمرار پیدا کند و با توجه به اهدافی که دارد دنبال شود، جایگاه خود را به عنوان نوعی سمینار همگانی پیدا کند. به جامعه فرصت بدهد که از دریچه علمی به مسائل اسباب بازی و کودکان نگاه شود. به عنوان یک پیام عرض می کنم ما باید حتماً آگاهی های خوبی نسبت به کودک و نیازهای او در جامعه خودمان پیدا کنیم و به ابعاد رشد کودک توجه کنیم و خصوصیات و ویژگی های او را بشناسیم. با توجه به این آگاهی ها به ارزش احترام گذاشتن به کودک بیشتر پی ببریم و آنچه که کودک می تواند در جامعه داشته باشد؛ تعلقات و نیازهای او را بیشتر بشناسیم.توصیه من به خانواده ها این است که حتماً از هر فرصتی استفاده کنند برای اینکه دانش خود را در مورد کودکان و طرق تربیت و شیوه های فرزندپروری بالا ببرند.

یک مادر آگاه، یک پدر آگاه، یک خانواده آگاه، یک مربی آگاه قطعاً می تواند سهم بسیار فزاینده ای را در تربیت انسان داشته باشد. چراکه کودک امروزی فردا ساز است پس همه باید سهم خود را ایفا کنند. به همراه کودکان بازی کنند برای بازی های آنها ارزش قایل شوند به همراه آنها انتخاب کنند در انتخاب وسایل برای آنها سهم موثری داشته باشند.

به تهیه کنندگان، طراحان و تولیدکنندگان تبریک می گویم که آثار خوب خود را در این مسابقه و نمایشگاه به نمایش گذاشتند و به ما فرصت دادند که در کنار آنها به ارزیابی آثارشان از زاویه محدودی که فراهم بود بپردازیم. مطمئناً همه کارهای خوب آنها ارزشمند است نتایج تلاش هایشان می تواند مورد استفاده قرار گیرد. امیدوار هستیم با زمینه ای که برایشان فراهم آمده است که اسباب بازی ها را ببینند و ارزیابی هایشان را مورد توجه قرار دهند در آینده بتوانند کارهای موثرتری را برای فرزندان جامعه در هر سطحی که کار می کنند انجام دهند.

به جامعه دانشگاهی هم تبریک می گویم که در این مهم قدم گذاشته اند.ٌ امید داریم که همه ما هم به عنوان عضوی کوچک در تحقیقات آنها در این زمینه کمک بکنیم و انشاالله که تصمیم گیرندگان هم بتوانند در کنار این برنامه باشند و از برکت افکار بهره بگیرند. آنچه که درقالب سمینار یا مسابقه شکل گرفته گرچه در مدت زمانی کوتاه بوده است اما اگر به تلاش هایی که در قبل از این مهم شکل گرفته توجه کنیم متوجه می شویم که در هر حال همه کمک های مؤثر و سازنده ای هستند.

امید است که بعد از این اوقات هم بتوانیم از نتایج آن بهره های لازم را ببریم. من یکبار دیگر از تلاش های همه عزیزان سپاس گزاری می کنم و امید دارم که در برنامه های آینده زمان بیشتری را بتوانم در اختیار قرار دهم.

دنیای واقعی، تجربه عینی، دوره کودکی، فرهنگ و اسباب بازی، طراحی اسباب بازی، تجربه کامل، جامعه، خودباوری، فرهنگ
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد