نقش اسباب بازی ها در بالابردن مهارت های دیداری کودکان/ آزاده بیات

نقش اسباب بازی ها در بالابردن مهارت های دیداری کودکان/ آزاده بیات

یکشنبه 12 اردیبهشت 1400 - 23:57
در این مقاله در مورد مهارت های دیداری در کودکان بحث خواهد شد و تاثیر اسباب بازی در تقویت این مهارت مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مهارت ‎های دیداری در کنار مهارت‎ های شنیداری و گفتاری به‎ عنوان یکی از مهم ترین‎ مهارت‎ های پایه به حساب می آید.

نقش اسباب بازی ها در بالابردن مهارت های دیداری کودکان

نویسنده:آزاده بیات 

اشاره

نقش اسباب ‎های بازی در شکل‎ گیری شخصیت و رفتارهای کودک، نقش کم اهمیتی نیست که بتوان ساده از آن گذشت. انتخاب درست گاه منجر به اتفاقات بزرگ در زندگی کودک و حتی در جامعه آینده‎ اش خواهد شد. آنجا که معمار بزرگ فرانک لوید رایت خلق آثارش را مدیون بازی با اسباب‎ هایی می ‎داند که مادرش در کودکی برایش تهیه کرده بود. بسیاری از کودکان پس از ورود به مدرسه دچار نارسایی‎ ها و ناتوانایی ‎هایی می ‎شوند که پیش از آن احساس نمی‎ شده است؛ مشکلات آموزشی کودکان در دروس مختلف گاه دلایل آشکاری ندارد و به جای جتسجو در راه و روش ‎های تدریس و مواد آموزشی شاید بهتر آن باشد که سال‎ های قبل کودک؛ سال‎ های پیش از ورود به مدرسه را بررسی‎ کرد. بازی ‎هایی که کودک انجام داده و یا اسباب‎ هایی که در اختیار او قرار می‎ گیرد می ‎تواند نقش مهم و تاثیرگذاری بر رشد او باشد و سکوهایی برای یادگیری بهتر در دنیای بزرگسالی بسازند. ناتوانی های ادراكی یکی از مشکلات شایع در بین کودکان است و منجر به بسیاری از مشکلات رفتاری و تحصیلی دانش ‎آموزان در سال‎ های ابتدایی و یا بعد از آن بگذارد، مشکلاتی همانند عدم توجه، تمرکز، سرعت پاسخ‎ دهی، شتاب‎ زدگی در رفتار، سطح تحمل و حوصله پایین، بی ‎قراری و نظیر آن از مواردی است که بسیاری از آن‎ها ریشه در ناتوانی‎ های ادراکی دارند.مهارت ‎های دیداری در کنار مهارت‎ های شنیداری و گفتاری به‎ عنوان یکی از مهم ترین‎ مهارت‎ های پایه به حساب می آید. این مهارت در رشد کودک و افزایش مهارت‎ های یادگیری و موفقیت در تحصیل تاثیر به سزایی دارد. این مهارت از جمله مهارت‎ های اکتسابی است که در فرآیند رشد تکامل می‎ یابند و موجب رشد و شکوفایی استعدادهای دیگر کودک در آینده خواهد شد. در این نوشتار پرورش این مهارت به عنوان یک مهارت پایه به کمک اسباب ‎بازی مورد بررسی قرار می‎ گیرد و نقش اسباب‎ بازی ها در این مقوله روشن می ‎شود.

مقدمه

ادراك ديداری نقش مهمی در يادگيری و موفقیت ‎های تحصيلی کودکان به‎ ويژه خواندن و نوشتن دارد. تعداد زيادس از كودكان با وجود این‎که بینایی‎ خوبی دارند اما دارای مشكلاتی در ديدن هستند كه بر توانايی خواندن و جنبه‎ های ديگر تحصيلی آنها تاثير منفی می‌گذارد. گاه کودکانی که دچار اختلالات يادگيری هستند اندام چشمی آن‎ها سالم است ولی ياد نگرفته ‎اند كه چگونه از بينايی خود به ‎طور مؤثر استفاده كنند. برخی از كودكان در تكاليفی كه مستلزم كاربرد بينايی در تميز اشكال و طرح ها است مشکل دارند همچنین در تميز حروف و كلمات. در نوشتن هنگام برقرای ارتباط بین حروف و ترتیب آنها و تمایز آنها از هم با مشکل مواجه هستند که این مشکلات از ادراک دیداری حاصل می ‎شود. مربيان معمولا با مفاهيمی مانند: رديابی ديداری، تعقيب چشمی، حركات چشمی، همگرايی، واگرايی، ادراك تصوير و زمينه و حافظه توالی ديداری و هماهنگی هردو روبرو هستند. بسیاری از نارسایی های خواندن در نارسایی ادراک دیداری است که کودک در جهت یابی، تمیز اندازه و شکل تشخیص کلمه و مواردی همانند این که در ادراک دیداری می گنجند (thamson, 1995).  

عمده ترین عللی که در نارسایی یادگیری به ویژه در نوشتن مشاهده شده عبارت است از عدم توجه و دقت، اختلال در ادراک بینایی، ضعف حافظه بینایی،  اختلال در درک بینایی و مشکل در تشخیص اشکال و درک احجام و تفاوت ها و شباهت‎ ها و تشخیص مجموعه ‎ها موجب پدید آمدن اختلالات یادگیری در ریاضیات می‎ شود (سیف نراقی، 1379). بنابراین مشکلات یا نارسایی ‎هایی که در یادگیری کودک وجود دارد ریشه ‎هایی در عدم پرورش مهارت‎ هایی در دوران قبل دارد. هیچ کودکی به مدرسه پرتاب نمی ‎شود بلکه آمادگی‎ هایی را از طرف خانواده یا مراکز آموزشی می ‎گذراند تا برای این محیط پر توان باشد. چقدر می ‎توان احتمال داد که واقعا کودکی که پشت میز کلاس اول نشسته صددرصد آماده برای خواندن و نوشتن و کار کردن با مفاهیم انتزاعی است؟ آیا او مهارت‎ های لازم برای خواندن، مداد دست گرفتن حتی نگاه کردن به تخته را پیدا کرده است؟ فضاهای مهدکودک ها و موسسات آموزشی کودک پیش از دبستان و از همه مهم‎ تر خانه و خانواده نقش مهمی در پرورش مهارت های کودکان دارند تا کودکانی آماده برای زندگی و تحصیل داشته باشند.

در شیوه‎ ها و رویکردهای مختلف آموزش کودکان بیشترین وجه اشتراک تجارب حسی است. پیاژه، دیویی، مونته سوری و نظریه‎ پردازان دیگر معتقدند هر چه تجارب حسی کودک متنوع ‎تر و وسیع ‎تر باشد پایه شکل گیری عقایدش نیز گسترده تر خواهد شد. اگر کودک با حواس خود دنیا را درک می‎ کند پس فرصت های تجربه ‎های مختلف می ‎تواند دانش و در نهایت بینش بهتری برای بزرگسالی به او بدهد. کشف و جستجو، راه کودک برای شناخت است و بازی کار اوست که می گردد و می جورد، می بوید و به بازی و خیال پردازی می نشیند که بشناسد، که سازگار شود و بتواند به نسبت دنیا درآید تا زندگی را تجلی بخشد. در این میان اسباب و اشیاء و هز دست ساخته ای که در اختیار کودک قرار می گیرد رسالتی دارد که در زندگی او مهم و تأثیرگذار خواهد بود.

ادراک دیداری به مثابه اولین گام برای شناخت جهان

درک انسان از جهان به حواس او برمی‎ گردد. انسان دنیا را با حواس خود درک می‎ کند. بینایی یکی از حواسی است که بیش از نیمی از درک انسان به کمک آن انجام می‎ شود (كرك ، ۱۳۷۷). حس بينايی همان توانايی ديدن یا بر اساس فرايندی فيزيولوژيك پاسخ چشم‎ به نوری است كه به درون آن‎ تابيده می ‎شود. اما دیدن با بینایی متفاوت است؛ پردازش، تفسير و فهم و معنی بخشيدن به اطلاعاتی كه از طريق چشم‎ دريافت می‎ شود دیدن نامیده می ‎شود (اح‍م‍دای‍ی‌، 1382). هر انسانی برای خوب دیدن نیاز به کسب مهارت دارد درواقع این مهارت، به کار گرفتن توان بینایی یا بالفعل کردن بینایی بالقوه است.

مهارت دیداری یکی از مهارت ‎های پایه در کودکان است که به توان دیداری ارتباطی ندارد بلکه چگونگی به کارگیری این توان است. پرورش این مهارت در کودکان موجب هموار کردن راه او در شناخت است. برای پرورش مهارت دیداری لازم است تا ابتدا ادراک دیداری را تعریف کنیم؛ ادراك به معني شناخت اطلاعات حسي يا مكانيسمي است كه به وسيله آن مغز به دوراز تحريك حسی به عمل شناختی و مفهوم سازی می ‎پردازد. ادراك يك مهارت آموختنی و اکتسابی است بنابراین آموزش رابطه مستقيم با مهارت‎ های ادراكی كودك دارد. ادراک دیداری تفسیر ذهنی محرک‎ های دیداری و معنا دادن به آنها است. این تعریف مشابه تعریف کلی ادراک (اسلاوین، 1385) است. ادراک یکی از سه جنبه مهم از شناخت یا آگاهی فرد از جهان است. شناخت با سه مرحله تعریف شده است که عبارتند از؛ ادراک، یادگیری و تفکر. بنابراین ادراک اولین و مهمترین گام در شناخت فرد از جهان است. از طرفی روانشناسان 83 درصد از یادگیری را از طریق حس دیداری می‎دانند و و در روش‎های آموزشی مشاهده مهم‎ترین پایه انتقال مفاهیم تعریف شده است. در نظریه گشتالت به عنوان یک نظریه یادگیری نیز بیشترین تاکید و مهم‎ترین دستاورد این نظریه در زمینه ادراک است. اگر از جنبه هوش هم بخواهیم نگاه کنیم در تعریف هوش آمده است؛ توانایی پرداختن به امور انتزاعی، برای پرداختن به این امور انتزاعی نیاز به درک و حفظ امور واقعی است که با تجربه ‎های قبلی کسب می ‎شوند این امور واقعی که پایه و شکل‎ دهندۀ امور انتزاعی هستند؛ اموری که با حواس درک شده ‎اند بنابراین می ‎توان گفت که پایه هوش نیز بر درک حسی است که مهم ‎ترین آنها درک دیداری است بنا نهاده شده است.

کودکان در سن 3 تا 7 سالگی درصد بالایی از شناخت خود را از طریق حس بینایی به دست می‎ آورند (اسلاوین، 1385). بنابراین ادراک دیداری با توجه به اهمیتی که در شناخت جهان و همین طور در یادگیری دارد باید پرورش یابد و به مهارت تبدیل شود. در قلمرو وسيع ادراك ديداری مهارت‎ های متعددی را می توان تشخيص داد که به طور کلی درک دیداری را به این مهارت‎ ها می توان جزء کرد؛

  • تمییز دیداری: توانایی دید اشیا یا تصاویر و بازشناسی شباهت‎ ها و تفاوت ‎های آن‎ها که همان تشخيص تفاوت يك شیء از شیء ديگر است. این توانایی برای تطبیق دادن و طبقه‎ بندی کردن حائز اهمیت است. مهارت در جوركردن تصاوير معين، طرح ها، اشكال، حروف و كلمات. این ویژگی  در نظریه گشتالت، شباهت، تعریف شده است.
  • حافظه دیداری: توانایی به‎ خاطر سپردن چیزهایی که دیده می‎ شوند، حتی به مدت کوتاه. بازشناسی شیءبه توانايی بازشناسی ماهيت اشياء به هنگام مشاهده آن ها مربوط می ‎شود. توانايی كودكان كودكستانی در بازشناسی اشكال هندسی، حروف و اعداد خود پيش درآمدی خوبی براي پيش بينی پيشرفت تحصيلی بعدی آنها در خواندن است. 
  • اکمال/تکمیل دیداری: توانایی ذهنی تصورکردن چیزی که به ‎طور ناکامل دیده می‎ شود. مثلا کودک می ‎تواند مداد را تصور کند، حتی زمانی که بخشی از آن پوشیده شده باشد. در نظریه گشتالت این ویژگی تکمیل یا ادامه خوب تعریف شده یعنی بخشی از آنچه نادیدینی است را با حافظه و تجربه‎ های دیداری ‎اش تکمیل می ‎کند.
  • تمیز شکل از زمینه: توانایی تمایز دادن یک شکل از پس زمینه آن. مثلا تشخیص دادن یک اسباب‎بازی از درون جعبه اسباب‎بازی‎ها، پیدا کردن یک نقطه روی یک صفحه یا تخته سیاه. ناتوانی در این مورد موجب می‎ شود تا کودک در یافتن اشیاء پیرامون و جدا کردن آن‎ها از زمینه‎ اش دچار مشکل شوند. اگر این ویژگی خوب پرورش یابد کودک می‎ تواند محیط پیرامونش را آنالیز کند و اشیاء را از محیط جدا و حتی شکل‎ های پنهان در هر زمینه کشف کند.
  • پایداری یا ثبات شکل: توانایی بازشناسی اشیا و اشکال همان گونه که هستند جدا از اندازه، رنگ، یا جهت قرارگیری آن‎ها یا تشخیص کلمات آشنا در زمینه ‎ای ناآشنا
  • موقعیت فضایی: توانایی تشخیص ارتباط فضایی بین خود و اشیاء در محیط و نیز ارتباط بین اشیاء است. این توانایی برای درک مفاهیم فضایی مثل بالا، پایین، عقب، جلو، چپ، راست حائز اهمیت است. اين مهارت برای ادراك وضع اشياء در فضا و مكان است. درواقع پس از كاركرد بينايی باید مهارت جابجايی يك جسم يا سمبل (تصاوير، حروف، اعداد) در ذهن و رابطه آن بااشياء دور و اطراف توانایی ایجاد شود.
  • ادراک عمق: توانایی تشخیص فاصله نسبی بین خود و اشیاء و بین اشیاء باهم دیگر.
  • هماهنگی دست و چشم
  • نسبت‎ها؛ توانایی برقراری ارتباط بین اشیاء و مقایسه آنها با هم این مقایسه فاکتورهای کمی و کیفی را در نظر می ‎گیرد.
  • شناخت کل و جزء، درک ارتباط بین زیر مجموعه ‎ها و کل مجموعه
  • در ادامه تک تک این مهارت ها به همراه اسبابی که بتوان برای آنها به کار گرفت معرفی می‎ شوند

اسباب های بازی از منظر رشد مهارت های دیداری

بازی در کودکان به عنوان یک امر جدی و حتی کار تعریف شده است بنابراین می توان برای هر داده‎ای به کودکان از در ورودی دنیاشان وارد شد. بازی، دنیای کودکی است و تهیه اسبابی برای آن مجوز ورود به این دنیا است تا بتوان همراهش کرد برای دیدن دنیایی بزرگ تر. اسباب‎ های بازی می ‎توانند علاوه بر رسالتی که به طور عام از آنها انتظار می ‎رود؛ سرگرم کردن کودکان به پرورش مهارت‎ ها و شیوه هایی برای زندگی نیز بپردازند.

در بین اسباب و ابزارها برای آموزش کودکان می‎ توان از یکی از مهم ترین نظریه پردازان و طراحان می‎ توان از ماریا مونته سوری یاد کرد که بر روی پرورش مهارت‎ های کودکان با اسباب به ویژه کودکان کم توان بسیار کار کرده ‎اند. در واقع مونته سوری تمام موارد لازم برای پرورش یک مهارت را با تبدیل کردن به ابزار فیزیکی و ملموس مهیا کرده است. در واقع می‎ توان گفت که مونته سوری بسته کاملی از ابزار برای پرورش مهارت‎ های کودکان در آموزش پیش از دبستان را به ثبت رسانده است. ویژگی هایی که برای مهارت دیداری از آن یاد شد را به کمک ابزارها می ‎توان مقایسه کرد.

درک تفاوت ها و شباهت ها؛ شناخت عناصر دیداری محیط پیرامون

در مهارت های دیداری یکی از ویژگی ‎ها تشخیص و تمیز است و درک شباهت ها و تفاوت ها است. درواقع این درک، درک ویژگی‎ های دیداری اشیاء است که عبارتند از فاکتورهای؛ شکل، اندازه، رنگ، بافت، حجم و گونه یا موجودیت جسم هستند. اسباب و ابزارها و بازی های کودک هر چقدر تنوع بیشتری از این فاکتورها را پوشش دهند تجربه ‎های دیداری کودکان بیشتر شده و درک شباهت ها و تفاوت ها برایشان آسان‎ تر خواهد بود هرچه محیط پربارتر و متنوع تر باشد فرصت تجربه بیتشر خواهد بود. برای هریک از این فاکتورها می ‎توان اسباب و فعالیتی طراحی کرد.

در واقع هر اسبابی که کودک را به کنکاش و جستجو وادارد. کتاب‎ های اشکال، تمرین ‎ها و بازی‎هایی مثل؛ پيدا كردن شكل در تصوير؛ یافتن اشکال گرد، يا مربع و رنگ زدن آن‎ها، جور کردن جورچين ‎های آماده و يا دست ‎ساز، دسته ‎بندی شكل ‎های هندسی با اندازه و رنگ ‎های متفاوت، بازی دومينو، كارت بازی: مجموعه ‎ای از كارت‎ های بازی كه در آن تصاوير، اعداد، مجموعه‎ ها و مانند آن به كار رفته است و جور کردن آنها به این درک کودک کمک فراوانی خواهد کرد. نکته ای که در انتخاب و طراحی این اسباب باید به آن توجه کرد میزان خطای کودک است یعنی هرچقدر اجازه و فرصت خطای بیشتری به او داده شود تجربه‎ های متنوع تر و در پی آن دانش و درک بهتری خواهد داشت.

 

تصویر شماره 1- درک شباهت ها و تفاوت ها با رنگ، شکل، بافت، اندازه

به یاد سپاری اشیاء؛ ارتباط بین چشم و ذهن  

توانایی به‎ یاد سپردن آنچه که در محیط پیرامون دیده می‎ شود و بازیابی آنها به همان شکل از توانایی‎ هایی است که به درک بیشتر محیط و به کاربستن این درک یعنی یادگیری کمک فراوانی می ‎کند. لازمۀ به یاد سپردن تجزیه یک شکل به اجزا و عناصر آن و بردن آن‎ها به ذهن و سپس به یاد آوردن آنها است. بنابراین اسباب و فعالیت ‎ها باید تا حد ممکن با ویژگی های ساده اشیاء شروع کنند و گام به گام ذهن کودک را برای به یاد سپردن پیچیدگی ها آماده کنند.

پيدا كردن چيزی كه كم است: مجموعه ای از اشياء که امکان برداشتن و پنهان کردن یکی از آنها باشد تا کودک حدس بزند چه چیز کم است. پيدا كردن شكل صحيح: يك شكل هندسی يا حرف يا عدد را به كودك نشان دهيد و بخواهيد طرح مشابه صحيح آن را از بين چند گزينه انتخاب نمايد يا بر روي كاغذ رسم كند. ترتيب حفظی: تعدادی از اشكال، طرح ها و يا چيزهايی همچون كارت بازی رنگی، مكعب های رنگی، مكعب هاي شكل دار، طرح ها و يا چيزهايي همچون كارت بازی رنگی، مكعب های رنگی، مكعب های شكل دار، سراميك، دومينه و مانند آن بسازيد و از كودك بخواهيد مشابه آنها را از روي اين طرح بازسازی كند. به يادآوردن آنچه كه ديده شده است: يك اسباب بازی، كلمه، حرف، عدد و مانند آن را به كودك نشان دهيد و سپس از او بخواهيد آنچه را كه ديده است به ياد بياورد. داستان از روی تصوير: بر روی تخته ماهوتی فعاليت هايی را كه بيان كننده يك داستان كلی است نصب كنيد. سپس از كودك بخواهيد داستانی را كه تصاوير بيان كننده آن است بگويد. به ياد آوردن چيز كم شده: تعدادي طرح، حرف يا عدد به مدت چند ثانيه به كودك نشان دهيد. سپس با مقوا روی يكي از آنها را بپوشانيد و از كودك بخواهيد آن را معين كند. تكرار طرح ها: طرح معينی را با مهره چوبی، دانه تسبيح، دكمه و مانند آن بسازيد. به مدت چند ثانيه آن را به كودك نشان دهيد و سپس از او بخواهيد آن را بازسازي كند. همچنين می توانيد اين كار را به صورت دوبعدي بر روی كاغذ بسازيد و از او بخواهيد آن طرح را مثلاً با مكعب هايی كه در اختيارش می گذاريد بسازد. اسباب بازی هایی برای تقویت توانایی تشخیص و تمیز: شناسایی شکل های هندسی/ پازل ها و جاگذاردنی ها/ بلوک های اندازه/ احجام مختلف/ رنگ ها /

تصویر شماره 2- اسباب تقویت حافظه دیداری

 

کامل کردن تصویر؛ پل بین واقعیت و مجاز

زمانی که تجربه ‎های دیداری کودکان بیشتر شده و می ‎تواند بین آنچه هست و نیست رابطه برقرار کند و حتی آنچه نیست را در خیال خود تصور کند توانایی ذهنی تصورکردن  چیزی که به‎ طور ناکامل دیده می‎ شود. مثلا کودک می‎ تواند مداد را تصور کند، حتی زمانی که بخشی از آن پوشیده شده باشد. در نظریه گشتالت این ویژگی تکمیل یا ادامه خوب تعریف شده یعنی بخشی از آنچه نادیدینی است را با حافظه و تجربه ‎های دیداری ‎اش تکمیل می ‎کند. در انتخاب و طراحی اسبابی که بتواند این ویژگی دیداری را در کودکان تقویت کند باید به این نکته دقت کنیم که ابزار می‎ تواند خیلی خلاصه و موجز شود و کلیدهای اصلی تصویری را به کودک دهد او خودش تا انتها تصور خواهد کرد مثلا برای تصویر یک خانه، آدم یا پرنده لازم نیست تا تمام جزئیات واقعی اشیاء  به کودکان داده شود بلکه او در تجربه ‎های پیشین آنها را به انبار ذهنش برده و در اینجا می توان به آنها اشاره داشت.

تصویر شماره 3- اجزاء تجریدی برای ساخت اشکال واقعی

درک استقلال اشیاء از زمینه

کودکان به واسطه تجربه های اندک دیداری نمی توانند شیء را جدا از محیط آن درک کنند. اسبابی که بتواند اشکال و اشیاء را با تضاد بیشتر با زمینه به کودکان نشان دهد تجربه دیداری او را بالا برده و می تواند این تمایز را به محیط و اشیاء دیگر نیز تعمیم دهد. همچنین با پرورش این مهارت او قادر به جستجو وکشف ابعاد دیگر اشیاء و حتی شکل‎ های پنهان و یافتن دید و زوایای جدید خواد شد.

تصویر شماره 4- بریدن، برداشتن، چسباندن اشکال از زمینه ای به زمینه دیگر

حفظ ماهیت تصاویر و نگهداری آنها در ذهن با وجود تغییرات ظاهری؛ پایداری یا ثبات شکل

این ویژگی در تئوری پیاژه به نام ابقای اشیاء یاد شده است. لازمه این مهارت هم به درک و تجربه خوب عناصر تصویر برمی گردد اگر کودک اشیاء را با عناصرشان بشناسند بنابراین می تواند آنها را بدون این عناصر هم تصور کند مثلا یک درخت در اندازه های مختلف، یک مربع قرمز، آبی چوبی یا شیشه‎ای باشد همان مربع است. اسباب ها با جابجایی ویژگی ها می توانند کودک را در این مهارت پرورش دهند.

تصویر شماره 5-  با وجود تغییرات در اندازه، شکل و جهت و رنگ ماهیت اشیاء تفاوتی نمی کند.

اشیاء نسبت به خود و پیرامونشان چگونه اند

قرارگیری اشیاء در محیط به چند عامل بسته است موقعیت شیء نسبت به خودش نسبت به محیط و اشیاء پیرامونش. این ویژگی نیز از دل شناخت برمی آید ابتدا هر شیء و عناصر آن باید درک شوند و سپس نسبت به محیطش ارزیابی شود. عناصری چون بالا، پایین، عقب، جلو، چپ و راست، درون و برون، ترتیب قرارگیری مفاهیمی نسبی هستند که نسبت اشیاء را با محیط و اشیاء دیگر مشخص می کند. اسبابی که به این درک کودکان کمک کند اسبابی متحرک قابل جابجایی و برگشت پذیر باید باشند تا بتوان تجربه های مختلف فضایی برای کودک ایجاد شود.

 

تصویر شماره 6- ترتیب قرارگرفتن اشیاء در کنار هم

تصویر شماره 7 - خانه ‎های عروسکی و سازه هایی که کودکان خود بر پا می کنند یکی از بهترین نمونه ها برای درک موقعیت فضایی است.

 نسبت ها

تناسبات یکی از ویژگی های بصری بصری پیچیده است که نیاز به قیاس دارد و برای کودک ممکن است خیلی دیر شکل بگیرد اما اسباب و ابزارها با ساده کردن این مفهوم به طور ناخودآگاه ذهن و چشم کودک را به برقراری ارتباط بین اشیاء و مقایسه آنها عادت می‎ دهد.

تصویر شماره 8- ابزارها با کنارهم قراردادن برخی از ویژگی های کمی مثل اندازه، وزن، شکل، مفاهیمی نسبی و کیفی را عینیت می دهند.

هماهنگی دست و چشم

یکی از مهارت هایی که برای درک دیداری کودکان مناسب است هماهنگی و تطابق بین دست و چشم و ذهن و چشم و درنهایت ارتباط این سه؛ چشم، ذهن و دست با یکدیگر دیگر است که پایه شناخت درست خواهد شد. اسبابی که در ایجاد هماهنگی چشم و دست کمک کند؛ اسباب هایی که کودک را دعوت به تکرار یک کار کند که پس از مشاهده آن راتکرار کند نمونه سازی ها و الگو برداری ها، تمرینات هماهنگی همانند؛ بریدن با قیچی، رنگ زدن، کار با مداد و قلم، نمونه سازی، بند بستن، تا کردن کاغذ بازی‎ هایی جهت ایجاد توازن و هماهنگی اندام ادراكی-حرکتی در کودکان (هماهنگی دست و پا)، ترسيم با ردگيری: كودك بايد با ردگيری خطوط، تصاوير، طرح ها، حروف و يا اعداد، آنها را روی كاغذ ترسيم كند. برای كمك به طفل گذاشتن فلش، نشانه های رنگی و اعداد ضروری است تا بتواند بخوبی از عهده اين كار برآيد. مشابه سازی در ایجاد این هماهنگی ها بسیار مهم است طرح های الگو و شبکه ای که کودکان مانند آن را بسازند در مراحل اولیه برای این تطبیق مناسب هستند. کارت‎ های بازی- قطعات رنگی- قطعات منقوش يا انواع كاشی و سراميك براي اين چنين تمريناتی می تواند مفيد باشد. ارائه تحريكات بينايی به وسيله كارت های آموزشی می تواند برای يادآوری طرح ها- اعداد- حروف يا كلماتی كه ديده می شوند مورد استفاده قرار گيرند.

تصویر شماره 9- ابزارهایی برای هماهنگی چشم و دست

جمع بندی

به طور کلی مهارت دیداری به عنوان اولین پایه درک محیط و گام اول شناخت را می توان به هوش نیز تعبیر کرد که این نوع هوش توانایی درک پدیده ‎های دیداری است. یعنی توانایی درک یک شکل یا شیء، تجزیه کردن شیء از محیط پیرامونش، به کارگیری اشیاء برای اهداف دیگر، امکان خلق ماهرانه تصاویر ذهنی و مواردی از این دست که پیش ‎تر به آن اشاره شد. با به کارگیری این توانایی، مهارت یا هوش توانایی درک بصری فضایی، تجسم فضایی، رسم نقشه و نمودار، کارتصویری گرافیک وطراحی، خیال پردازی، در کودک فعال می ‎شود. وقتی کودک بتواند شکل‎ ها را در ذهن خود حرکت دهد و بچرخاند و به صورت سه بعدی آن را در ذهن ببیند لازمه این توانایی دیدن درست است که این کار نیاز به مهارت و تمرین دارد که این تمرین ها از شيء شروع به حروف و كلمات می رسد اشیاء در مرحله اول برای عینیت بخشیدن به ذهنیات وارد می شوند و سپس موضوعات ذهنی جای آن را می گیرند و کودک به راحتی می تواند مفاهیم انتزاعی چون حروف، هندسه و دیگر مفاهیم ریاضی را درک کند.

آماده کردن یا سازگار کردن کودک با دنیای بزرگسالی به واسطه دادن مهارت‎ هایی است که بتواند به سازگاری و تطبیق خود را برساند و هدف والای آموزش و پرورش از منظر روسو، و دیگر نظریه پردازان سازگاری کودک با دنیا است. اعضای بدن کودک به‎ طور غریزی رشد می ‎کنند و کامل می‎ شوند؛ چشم به ‎طور غریزی در برابر نور تنگ می‎ شود و یا در برابر خاک بسته شود اما انسان برای زندگی فقط به غرایزش متکی نیست بلکه در طول این سال ها مهارت زیستن را پیدا کرده است و توانسته بر محیطش غالب شود و محیط را به کارگیرد برای زندگی بهتر و آسان تر. بنابراین فقط اتکا به غریزه نمی ‎تواند انسان را به هدف زیستن برساند؛ غریزه بینایی نمی‎ تواند بزرگ و کوچک تفاوت ‎ها و شباهت را از هم تفکیک کند و چیزی را انتخاب یا رد کند. پس هریک از حواس نیاز به آمادگی دارد این آمادگی همان مهارتی که در به کارگیری این توانایی باید فراگرفت. مهارت نیز اکتسابی است و نیاز به پرورش دارد. کودکی که جسمش بزرگ می‎ شود و نیاز به کفش و لباسی بزرگ تر و هم اندازه خودش دارد حواسش هم به همان نسبت بزرگ شده و رشد کرده آیا برای آنها هم لباسی تهیه می‎ کنیم که به قد و قواره اش باشد. جمله معروف کلاپارد را می‎ توان به یاد آورد که ما برای پاهای کودکان بیش از ذهن و حواسشان ارزش قائلیم کفش ها را به اندازه پاهایش می خریم و نگران خوبی و بدی آن هستیم اما توجه مان به انتخاب مفاهیم آموزشی و ابزاری به اندازه دست و ذهن کودک نیست.

ادراک دیداری یکی از اولین گام های شناخت معرفی شد بنابراین انتخاب درست اسباب و ابزار و بازی ها برای کودکان آمادگی و مهارت او را بالا برده و کودکی پر توان برای ورود به محیط های بزرگتر؛ مدرسهف اجتماع خواهد بود. همه اسباب‎ها و بازی یا فعالیت هایی که در رشد مهارت دیداری مرور شد در بازار وجود دارند و حتی خیلی از آنها قابل ساخت هستند. اما برای انتخاب یک ابزار درست که هدف بزرگی و با اهمیتی چون پرورش یک مهارت را دربرداشته باشد آنچه که مهم است توجه به معیارهایی است که در انتخاب هر اسبابی یا شروع بازی با کودک باید مد نظر داشت معیارهایی که در انتخاب، خرید ساخت اسباب کودک باید مد نظر داشت توجه به پرورش مهارت هایی که هر اسباب در پی دارد و توجه به کودک به عنوان مخاطب و کاربر یک ابزار نه پذیرنده صرف انتخاب ‎های ما بزرگ ترها!


 پیشنهادهایی برای مطالعه بیشتر

  • اح‍م‍دای‍ی‌، آرزو (1382). پ‍رورش‌ ت‍وان‍ای‍ی‌ه‍ای‌ ذه‍ن‍ی‌ و رف‍ع‌ اخ‍ت‍لالات‌ ی‍ادگ‍ی‍ری‌ وی‍ژه‌ (وال‍دی‍ن‌، م‍ع‍ل‍م‍ان‌، م‍ش‍اوران‌)، ت‍ه‍ران‌‏‫: انتشارات م‍ب‍ن‍ا‏‫.
  • اسلاوین، راب‍رت‌‌ایی‌ (۱۳۸۵). روان‌‌شناسی‌ ت‍رب‍ی‍ت‍ی‌ ن‍ظری‍ه‌ و ک‍ارب‍س‍ت‌، م‍ت‍رج‍م‌ ی‍ح‍ی‍ی‌ س‍ی‍دم‍ح‍م‍دی، ‌ت‍ه‍ران‌: انتشارات روان‌
  • جویس، بروس. (1384). الگوهای تدریس 2004. ترجمه محمدرضا بهرنگی. تهران: نشر کمال تربیت. ص 33.
  • سیف نراقی، مریم، نادری، عزت‎الله (1379). نارسایی های ویژه در یادگیری و چگونگی تشخیص و روش های  بازپروری، تهران: موسسه انتشاراتی مکیال.
  • كرك، سموئل‌. چالفانت ، جیمز (۱۳۷۷). اختلالات یادگیری تحولی و تحصیلی، ترجمه سیمین رونقی، زینب خانجانی، مهین وثوق‌رهبری. تهران: سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور
  • Lane, Kenneth .2005. Developing Ocular Motor and Visual Perceptual Skills, SLACK Incorporated
  • Thomson, M. 1995. Developmental dyslexia. Third edition, whurr book, London.

 

اسباب‌بازی، دوران کودکی، مونته سوری، مهارت های دیداری، ادراک کودک، پیاژه، ادراک دیداری، یادسپاری، مهارت های کودک، اسباب بازی های دیداری، تطابق چشم دست
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد