هنر کودکان دیروز / آزاده بیات

هنر کودکان دیروز / آزاده بیات

پنجشنبه 12 فروردین 1400 - 04:51
در متن پیش رو در این مسئله را مطرح می کنیم تا هدف از فعالیت های هنری در آموزش پیش دبستان و علت قطع آن در آموزش مقاطع بالاتر معرفی شوند و شباهت این آموزش با آموزش های پایه در بیشتر رشته های هنری بررسی می شود.

فصلنامه چهارباغ/ نمره هشتم/ بهار و تابستان 1391

نویسنده: آزاده بیات

هدف از آموزش کودکان

هر انسانی برای زندگی در جهان نیاز به مهارت­ها و توانایی ­های دارد که برخی از آنها بالقوه هستند و به­ طور غریزی رشد می­ کنند و برخی از آنها باید پرورش یابد یا ایجاد شود. براساس پژوهش­ ها و آزمایش روان­شناسان برای سازگاری بهتر آدمی با محیط پیرامون و با شرایط زندگی باید پایه­ های آن در کودکی ساخته شود چراکه کودک به ­عنوان یک موجود غریب و ناآشنا وارد دنیای پیچیده­ای می ­شود که فقط غریزه ­اش و آنچه بالقوه در ذات او نهفته است او را در دنیا نگه می ­دارد البته فقط بقای او را حفظ می­ کند. در طی سال­ های پیش از دبستان یا سال­ های آغازین رشد، کودکان درحال رشد جسمی و ذهنی هستند و این دوره برای همۀ کودکان سال ­های سرنوشت ­ساز است. یافته­ های محققان نشان می ­دهد که، سال­ های اولیۀ زندگی، زیر بنای یادگیری در سراسر زندگی است. اگر در این سال­ های سرنوشت­ ساز فرصتی برای رشد ذهنی و هیجانی کودکان فراهم نشود، زمان گران بهای یادگیری برای همیشه از دست خواهد رفت.

هر انسانی برای تسهیل این روند رشد و سازگاری با محیط پیرامون و پیچیده باید مهارت­هایی کسب کند كه این مهارت­ها به ادراک کودک کمک می­کند. اگر ادراک را فرایند بازشناسی و تفسیر اطلاعات حسی بدانیم پس گام اول؛ پروش حواس و مهارت دادن آنهاست. این مهارت­ ها شامل مهارت­ های دیداری، شنیداری، لامسه و بساوایی، کلامی، حرکتی است. در واقع پرورش این مهارت­ ها به­ معنای پرورش حواس است به­ طور مثال وظیفۀ چشم فقط دیدن نیست و چشم باید مهارت­ هایی پیدا کند. درست است که چشم انسان در طول رشد ساختاری پیچیده پیدا می­ کند و کامل می­ شود اما مهارت دیدن متفاوت از رشد دستگاه بینایی است. ادراک دیداری شامل: تمایز دیداری، تمایز شکل و زمینه، تشخیص حروف، اعداد و اشکال هندسی، تشخیص جهت­ ها و وارونگی­ ها، درک کل از جزء، انطباق با سایر حواس که به عنوان مهارت دیداری یاد می ­شوند و وظیفه چشم را علاوه بر دیدن بر درک محیط پیرامون هم پررنگ می­ کند.   

اگر رسالت آموزشِ کودکان را آماده ­سازی و پرورش حواس آنها برای سازگاری بهتر بدانیم پس نمی­ توان به روش ­ها و فعالیت­ هایی ورای وجود آنها تکیه کرد و آنها را برای اهدافی بیرونی پروش داد. این حرف را بارها و بارها شنیده­ایم که برای آموزش کودک باید از خود او شروع کرد و مبنای تمام روش­ها بر ویژگی ­هایی او نهاده ­شود. برای این منظور با مطالعۀ خود کودک و نوع مواجه و برخوردش با محیط پیرامون می ­توان به روش ­هایی دست یافت. آنچه که طی مطالعات مختلف بر روی کودکان و روش ­های مواجه آنها با محیط به دست آمده، روش ­هایی متفاوت است؛ روش ­هایی است که فقط مختص خود کودک است البته این روش­ها در طول رشد و با توجه به شرایط نیز تغییر می­ کنند ولی به ­طور عام می­ توان از آنها برای تعریف و طراحی روش­ های آموزشی استفاده کرد این روش ­ها عبارتند از: کنجکاوی یا جستجو و کشف محیط؛ صفت یا فعل کنجکاوی در همۀ کودکان مشترک است و به­ طور غریزی به صورت کشف برای یافتن يا حفظ بقا نمودار است.

بازی؛ کودک در بازی با تحریکات شناختی در زمینه ­های حسی و حرکتی به کشف ­های زیادی دست می­ یابد چون: نرمی، زبری،کوچکی و بزرگی، جورکردن، اندازه گرفتن، ساختن و خراب کردن، مفاهیم ارتفاع، حجم و بافت را کسب می­ کند. بازی عامل رشد اجتماعی و حتی پیروی از الگوهای نقش­ های اجتماعی. بازی راهی است برای بیان عقاید و احساسات و نیز پرورش و شناخت دنیای پیرامون و ابزاری برای درک درون کودک است. بازی مؤثرترین و پرمعناترین راه یادگیری برای کودکان است و بازی برای آنان مثل کار یا وظیفه برای بزرگسالان می ­باشد. کودکان هنگام بازی فکر می­کنند، برنامه می ­چینند و چیزهای تازه­ای به‌وجود می ­آورند قوای فکری خود را به کار می­اندازند و در تمام مدت بازی در یک محیط ثمربخش بر تجربه ­های خود می افزایند.

تخیل یا خیال­بافی؛ ذهن کودک به­ طور مداوم در حال بافتن و تجسم است در واقع آنچه در ذهن اوست تفاوت بسیاری با پیرامون دارد به علت خودمحوری و همچنین عدم دانش کافی او از هست و نیست ­ها هرآنچه دوست دارد را در ذهن خیال می­ کند و بر چیزهایی که نیست پل می ­زند و تمام کم و کاستی ­های پیرامون را در ذهن خود می­ سازد و با آنها به کارهایش می­ پردازد این بافتن و تکمیل کاستی­ ها به او پذیرش بالا از محیط را می­ دهد. هیچ کودکی نیست که حرف از نداشته­ ها بزند.

تقلید و تلقین؛ کودکان برای ساخت دنیای اطرافشان طرح واره­ای ندارند و با دیدن هر آنچه در اطرافش است و تقلید از آنها تلاش می­ کند که به این دنیا نزدیک شود و بتواند با آن ارتباط برقرار کند فعل تقلید و تکرار آنچه هست موجب می­ شود که به تجربه­ های غنی و همچنین این کار موجب می­ شود تا تلقین کند که شبیه پیرامونش است و ترس از تنهایی و یا غریبگی نداشته باشد.

همانندسازی؛ تکرار و شبیه ­سازی پیرامون کمک به ساختن به او می ­کند کمک به گسترش دامنه تجربیات برای بزرگ شدن و رسیدن به آنچه که فراتر از خودش می بیند شروع به عینی­ سازی می ­کند و این کار به طور غریزی انجام می­ شود و از ظواهر آغاز می­ شود تکرارها و ساختن همانندهای ظاهری، بازی یا تمرینی برای پذیرفتن نقش­ ها و مسئولیت­ های بزرگ­تر و جدی تر است.

خودپنداری؛ پیاژه معتقد است که یکی از برجسته ­ترین مشخصات تفکر و تکلم کودکان، خودمدار بودن آنان است. یعنی کودک نمی­ تواند به دیدگاه شخص دیگری توجه کند. تفکر و تکلم خودمدار کودکان پیش از دبستان، نه تنها ناشی از تفسیر شخصی آنان از عملیات است، بلکه ناشی از این است که آنان نمی ­توانند در یک لحظه به بیش از یک چیز فکر کنند بنابراین تصویری به جز خود در ذهن ندارند.

ساخت و ارائه یا بیان؛ کودک با جستجو و کشف محیط پیرامون و همانندسازی و تقلید در پی تکرار است تا آنچه حس کرده آزمون کند و بپذیرد و هر آنچه در ذهن دارد را می سازد در واقع ذهن کودک خیلی ساده به بیرون منتقل می ­شود گاه با نقاشی و رنگ گاه با شکل دادن مواد گاه با نمایش و قصه هر آنچه هست بیان است ذهن کودک بسیار پر است پر از تصویر خیال­ها و بافته ­ها چیزهای جدید که کشف کرده به­ همين دليل برای حفظ تعادل هم شده باید آنها را بیرون بریزد که به تعادل برسد.

بیان آشکار و حالات زودگذر؛ کودکان به ­خاطر صداقت و خلوصی که دارند و سیاستی در رفتار ندارند بنابراین بازخوردهایی خیلی ساده با محیط دارند و احساسات خود را زود بیان می ­کنند و همچنین حافظۀ بلندمدت آنها هنوز ضعیف است و خیلی زود رفتارهای پیشین را فراموش کرده و تغییر حالت می ­دهد.

روش­ هایی که مرور شد به ­طور عام مواجه کودکان با محیط است که می­ توان بر همین روش­ ها برای ارائه برنامه بهره گرفت.

 آنچه امروز آموزش داده می ­شود

آموزش پیش از دبستان سال­‌ها است که با مفاهیمی مشابه مواجه است و شاید همه این ­ها ریشه در آن چیزی دارد که در اولین کودکستان یا باغ کودکان فروبل شکل گرفت. آنچه امروزه در بیشتر آموزشگاه ­ها و مراکز آموزشی کودک به­ عنوان برنامه وجود دارد بیشتر بر پایه سه حوزه بازی، هنر و ادبیات تعریف شده است. فروبل، دکرولی،  پیاژه، دیویی، والدورف، مونته سوری و بسیاری از پژوهشگران دیگر همه اساس برنامه­ ها و کار با کودکان را فارغ از فعالیت­ های هنری ندانسته­ اند. جبار باغچه­بان، توران میرهادی از تأثیرگذارترین پژوهشگران این حوزه در ایران، فعالیت ­هایی که تدوین و مستند کرده ­اند و هم ­اکنون نیز بیشتر مراکز با این فعالیت­ ها کار می ­کنند فعالیت­ هایی است که برپایه کارهای دستی، بازی­ها، قصه و نمایش، ترانه و موسیقی هستند. واقعاً علت چیست و چرا به بازی و هنر در فعالیت­ های دوران کودکی بسیار پرداخته شده است.

اهداف برنامه و فعالیت­ های دوره پیش ­دبستان برگرفته از اهداف مندرج در اساسنامه دوره پیش دبستانی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش (مصوبه ششصدو نودونهمین جلسۀ شورای عالی آموزش­وپرورش مورخ 28/7/1382) متناسب با شرایط سنی نوآموزان به ­طور خلاصه به شرح زیر اعلام شده است:

  • پرورش مهارت­ های جسمی - حرکتی
  • پرورش روحیه و رفتار عاطفی
  • پرورش مهارت­های ذهنی
  • پرورش صفات اخلاقی و رفتارهای اجتماعی مبتنی بر ارزش ­های اسلامی
  • پرورش ذوق هنری و زیبایی ­شناسی
  • تقویت حس دینی و علایق مذهبی
  • پرورش هویت ملی
  • پرورش مهارت­های زبان فارسی
  • آشنایی با محیط زیست و علاقه و انس با طبیعت و حفظ آن

روش ­هایی که در آموزش پیش از­ دبستان استفاده شده کودک را به ­طور غیرمستقیم با مفاهیم، محتوا آشنا می ­کند. روش­ های انتخاب شده باید با ویژگی ­های سنی کودک و واقعیت­ های زندگی تناسب داشته باشد. این روش­ ها انواع گوناگونی دارند که از جمله آنها روش بازی، مشاهده و گردش و بازدیدهای علمی، نمایش، قصه­گویی، کارهای دستی، نقاشی، حرکات بدنی است. بهترین شکل فعالیت کودک در سنین پیش­ دبستان تجربه­ های عینی است که یادگیری برای کودکان لذت­بخش شود. کودک حالات و هیجانات درونی را تخلیه کند و بتواند به شناختی از خود دست پیدا کند. تمرین شغل­ ها و پیشه ­های زندگی اجتماعی می ­تواند علاوه بر ایجاد نگرش مثبت نسبت به حرفه ­ها، تمرینی برای کسب و کار آیندۀ کودک باشد. آنچه که امروزه به عنوان اصول آموزش پیش ­دبستان به آن اشاره شد محور اصلی­ اش بر هنر و بازی است. حال دلیل این اتفاق را با مروری بر شباهتی ­هایی که موجب این پیوند شده بررسی می­ کنیم.

 شباهت­ ها و تفاوت ­های روش­ های آموزش کودکان با آموزش پایه هنر

آدمی در هنر، تجربيات جديدي کسب می­ كند هنر منشأ جستجو و کشف و تجربه است. این تجربه­ های جدید با شیوه ­ها و جلوه­ های گوناگون به ديگران انتقال داده می­ شود. درواقع می ­توان گفت که سرآغاز تبادل انديشه و ظهور افكار نو هنگامي­ است كه انسان افكار و تجربيات جديد خود را از ذهن خارج مي ­كند و به ديگران منتقل مي­ كند. این فرایند همانند حلقه ­ای از زنجير عمل می ­كند كه با كشيدن آن به بيرون از ذهن باعث بيرون آمدن افكار جديدتري مي ­شود و اين اقدام سبب به فعال نمودن مغز برای انديشيدن بیشتر مي ­شود. هنر كمك مي­كند ذهن آدمی در فضايی آرام و با آزادی دست به كشف بزند و انديشه­ هايي را بروز دهد كه تجربه نشده است. در رشته­ های هنری ذهن آدمی به درون خويش هدايت می ­شود و می ­تواند نسبت به خود شناخت پیدا کند و بیان چیزی متفاوت از بیرون را پیدا کند. بسياري از اختراعات بزرگ از تخيل ذهن بزرگاني است كه قوه تخيل فعالی داشته ­اند و در گذشته آن را در ذهن خود تصور كرده بودند. هنر، زمينه­ ساز جستجوگري انسان به سوي خالق خويش است كه مي­تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گيري خلاقيت مثبت و اثربخش در انسان باشد. روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفي موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگري مي­ شود و خلق آثار هنري مي ­تواند باعث تقويت اعتماد به نفس شود. به ­كارگيری روش­ های درمانی نظير نمايش، موسيقي در درمان بيماران مضطرب و افسرده در حال افزايش است. این ویژگی ­هایی که شمرده شد بسیار نزدیک به چیزهایی است که برای رشد آدمی در دوران کودکی نیاز است؛ برای کنجکاوی، تخیل، ساخت، روش انتقال، خود پنداری، ساخت و بیان حالات و احساسات مصداق­ های بسیار مشابه و نزدیکی در هنر می  ­توان یافت. 

اگر هنر در ذات خود تجربه را دارد در کودک نیر فعل کاویدن برای شناخت جهان وجود دارد و با تجربه است که به شناخت می ­رسد. اگر انتقال ایده و بیان را در هنر، کمک به ظهور افكار نو و خالی شدن بار ذهنی برای تجربه­ های بیشتر بدانیم این اتفاق کاملا مشابه بیان بی ­پروا و بی­ کم و کاستی است که کودک از ذهنیاتش دارد چیزی­ در ذهن او نمی ­ماند باید هر آنچه در ذهن دارد را با هر ابزار و شیوه­ای بیان کند. در هنر نگاه به خود و حرکت از درون به برون و به دور از مقتضیات پیرامون همیشه موجب خلق شاهکارها شده ­اند خودپنداری کودک و عبور همه چیز از خودش و ذهنش مشابه همین فرایند است.

در هنر تخیل و یافتن و جور کردن کاستی­ ها منجر به پیشرفت بشر و حرکت به سوی جلو شده است پس کودک نیز با خیال­بافی خود تلاش دارد که خودش را به سمت جلو هدایت کند. در هنر حرف از ارائه است هر اثری باید خلق شود عینیت پیداکند تا بتواند رسالت انتقال پیام و ارتباط با خاطب را داشته باشد این عینی ­سازی همان ساختی است که کودک لحظه به لحظه به آن دست می ­زند چون نیاز به برون ریختن و آزمودن دارد. تقلید در ذات هنر است تقلید از طبیعت و شیوه ­های خلق که منجر به تجربۀ آفرینش می ­شود بنابراین کودکی که آنچه را می­ خواهد بسازد نیز با تقلید آغاز می ­کند تا بتواند در ذهن خود آن را ملموس کند. همانندسازی نیز همچون تقلید برای یافتن درستی­ ها و اعتماد به نفس انجام است. این شباهت­ ها را در گفته ­ها و آثار بسیاری از هنرمندان می­ توانیم پیدا کنیم؛ هنرمندانی چون پیکاسو که می گفت «شاهکارهای من زمانی خلق شد که چون یک کودک دست به نقاشی زدم» البته این شباهت فقط ظاهری نیست بلکه شباهت در روش برخورد. پل کله که می­گفت: «دارم تلاش می­ کنم چون کودکان بکشم» و هنرمندانی دیگر چون ميرو، شاگال، آرزو مي‌كردند كه مانند كودكان ساده و بی آلايش نقاشی كنند. این شباهت ­هایی است که بین هنر و روش­­ های برخورد کودکان با محیط که به­ طور خلاصه مرور شد و می ­توان مصداق ­های بسیاری برای آن یافت. اما این دو حوزه­ تفاوت­ هایی نیز باهم دارند. یکی از تفاوت ­ها مخاطب است در هنر مخاطب وجود دارد و برای انتقال پیامی به آن سوی ذهنیت یعنی روبه ­روی هنرمند اثری خلق می ­شود اما برای کودکان مخاطبی وجود ندارد هدف او انتقال نیست فقط برون­ ریز است البته در حوزة هنر ناب بیشتر هنرمندان برای خود مخاطبی فرض نمی­ کنند در هنرهای کاربردی مخاطب اهمیت پیدا می­ کند پس می­ توان گفت هنر ناب به دنیای کودکان نزدیک­ تر است. قصد و غرض هم متفاوت است؛  کودک به شیوة هنر زندگی می ­کند و ضرورت زندگی ­اش است نه انتخاب او برای شیوۀ زندگی در صورتی­ که هنرمند انتخاب می ­کند و کوشش او برای بیان خودش است. این تفاوت ­ها را می ­­توان به علت رشد سنی و تجربه­ های بیشتر در طول زندگی و نگاه به دنیا دانست. اما وجود شباهت ­های بسیاری که مرور شد قطعاً موجب شده تا شیوه ­های آموزش کودکان به هنر نزدیک شود (خودآگاه یا ناخودآگاه بودن این اتفاق مشخص نیست و نیاز به پژوهش دقیق دارد).

ریشه ­یابی علت ضعف دانشجویان هنر

اگر فرض را بر این بدانیم که به علت وجود شباهت­ ها شیوه آموزش کودکان یکی از رئوسش باید بر مبنای فعالیت­ های هنری باشد پس اگر آموزش ­های دوره پیش از دبستان به درستی انجام شود و بسیاری از مهارت ­ها در کودکی شکل گیرد آموزش رشته­ های هنر آموزش متعالی­ تری خواهد شد و فرصت آموزش­ های جدی ­تر و پرداختن به حوزه­ های اندیشه فراهم می­ شود. این فرض را با این مثال یا تجربه ­ای که برای خودم اتفاق افتاد می­ خواهم توضیح بدهم و نتیجه­ گیری کنم.

«برای کلاس درس مبانی هنرهای تجسمی، طرح درسی را آماده می­کردم نمی­خواستم طرحی مشابه آنچه خودم در دوره تحصیل گذرانده بودم و شیوۀ مرسومی که در بیشتر دانشگاه­ها در حال تدریس است باشد و از نقطه، خط و سطحی که از دوران باوهاوس تاکنون هیچ تغییری نکرده و حتی پسرفت آموزش هم داشته است، استفاده کنم؛ به شیوه همیشگی هدف­ها را برای این برنامۀدرسی چیدم تا بر اساس آن شیوه­ها و فعالیت­ها را ترتیب دهم. البته بدون تصور اینکه سطح دانشجویان چگونه است  نمی­توانستم هدف­ها و روش را تعیین کنم هدف اصلی را رشد مهارت­های تفکر و دید انتقادی دانشجویان گذاشتم. چراکه معتقد بودم در این مرحله هر دانشجویی باید بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد تا بتواند دست به ارائه آثار و خلق ایده­های خود زند. جلسه اول برنامه را برای نیازسنجی و ارزیابی سطح دانشجویان گذاشتم تا بتوانم برنامه بعدی را بر اساس آن بچینم. با آمادگی کامل به کلاس رفتم. دو تصویر به دانشجویان نشان دادم و از آنها خواستم تا احساسان را نسبت به تصویر با دلیل و یافتن نمادها و نشانه­هایی در تصویر بیان کنند و شرط گذاشتیم که هیچ حسی را بدون دلیل بیان نکنند. پاسخ­هایی که دریافت کردم بسیار ناامیدم کرد بیشتر دانشجویان نمی­توانستند دلیلی برای انتخاب­هایشان داشته باشند و فقط از صفاتی چون؛ دوست دارم، قشنگ است، جالب است، متفاوت است و مواردی مشابه استفاده می­کردند و همچنین قدرت تحلیل و بررسی تصویر هم بسیار پایین بود. ناامید و سرگردان که ادامه کلاس را چگونه هدايت کنم به یاد  کتاب­هایی افتادم که در کیفم برای برنامه­ای که عصر آن­ روز با کودکان داشتم. بسیار هیجان­زده کتاب­ها را از کیفم بیرون آوردم در این کتاب­ها تابلوهای نقاشی و آثار هنری برتر گردآوری شده بود و هریک از آنها تحلیل و بررسی شده بود. هدف کتاب­ها رشد مهارت­های دیداری کودکان و پرورش حس زیبایی­شناسی آنها بود. همان فعالیتی که قصد داشتم برای کودکان انجام دهم با اندکی تغییر در لحن و گفتارم با دانشجویان انجام دادم و این بار پاسخ­ها کمی قانع کننده­تر بود. حال خوبی نداشتم در راهی که برمی­گشتم به این فکر می­کردم که دو پله یکسان برای دو گروه سنی را چطور می­توان تحلیل کرد. پس در گذر این همه سال چه اتفاقی رخ داده است؟»

آنچه که در این تجربه به ­عنوان نیاز دیدم عدم رشد کامل مهارت ­های دیداری حتی در قوای تشخیص و تمیز، تفکر انتزاعی، پیاده­ سازی ذهنیات و حتی مهارت ­های حرکتی ابتدایی چشم هم پایین بود. دیدن چنین مشکلاتی در دانشجویان سطوح بالا مرا به انجام آموزش ­های جدی پیش از دبستان مشتاق ­تر کرد به ­ویژه این مرحله برای ورود به رشته ­های هنری بسیار جدی است. اگر آنچه به ­عنوان پایه و گام ­های ابتدایی است را بتوان درست اجرا کرد شاید بتوان امید به ظهور هنرمندان و جامعة هنری لایق ­تری داشت و همچنین این مسئولیت از دوش معلمانی در سطوح بالاتر هم برداشته شود تا نیازی به آغاز قصه نداشته باشند. 

اگر نگاه­هایمان نسبت به آموزش کودکان جدی ­تر و مسئولانه ­تر باشد قطعاً قرداهای بهتری در انتظارمان است. برای سال­ها، دوران کودکی دوران گذار اجباری معنی می­شد و تعبیر این بود که به هرحال همه  آدم­ ها باید این دوران را بگذرانند تا وارد مرحله جدی زندگی خود شوند حال اینکه این دوره چگونه بگذرد و شانس اینکه در چه محیطی پرورش پیدا کند و چه ­چیزهایی بر سر راهش قرارگیرد مسئله ­ای است. نقاشی، سرگرمی کودک نیست بازی، پرکردن وقت کودک نیست. ساختن، مشغول کردن کودک نیست بازی یک فعالیت خودگردان هیجانی است که در رشد و شخصیّت کودکان اثرگذار است نه وقت­گذرانی. همۀ این­ها تجربه­ ای برای زندگی است و ساختاری برای سازگاری است. بسیاری فکر می­کنند چون انسان ذاتاً می­بیند نیاز به داشتن مهارت برای آن نیست در صورتی­که درک تصویر یک مهارت نیاز دارد که باید فراگرفته شود و تمام حواس دیگر به همین ترتیب. شانس اینکه گذار دوران کودکی در بزرگسالی تفاوت ­هایی ایجاد کند! چالشی است برای داشتن نسلی آگاه و منتقد. آموزش هنر به کودکان نه فقط در جهت پرورش یک هنرمند بلکه در جهت رشد همه­ جانبه انسان است كه دید درستي نسبت به محیط پیرامونش دارد؛ انساني آگاه، هوشيار و پويا.

خلاقیت، چهارباغ، آموزش، آموزش کودکان، هنر، فروبل، تمرین زندگی، دوران کودکی، اسباب بازی، تخیل، طراحی اسباب بازی، مهارت های کودک، آموزش هنر
مطالب مرتبط
ارسال نظر
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد